1

چرا قریبیان به کیمیایی “نه” گفت و بازی در نقش “سعید امانی” را رد کرد؟

سینماژورنال: نخستین فیلمی که مسعود کیمیایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ساخت “خط قرمز” بود؛ فیلمی که برداشت کیمیایی از سناریوی “شب سمور” بهرام بیضایی بود.

به گزارش سینماژورنال این اثر در کنار “فریاد” دو فیلم توقیفی کیمیایی در دوران بعد از انقلاب اسلامی هستند.

کیمیایی به تازگی به بهانه نمایش خصوصی این فیلم نکته جالبی را درباره انتخاب سعید راد برای نقش اصلی “خط قرمز” یعنی کاراکتر “سعید امانی” بیان کرده است.

گویا انتخاب اول کیمیایی برای بازی در “خط قرمز” فرامرز قریبیان بود که در “بیگانه بیا”، “خاک”،”گوزنها” و “غزل” در کنار او حضور داشت اما جالب است که قریبیان بازی در اثر عاشورایی “سفیر” را به بازی در “خط قرمز” ترجیح داد.

فرامرز از ما باهوشتر بود و قرارداد دیگری هم برای “سفیر” داشت

مسعود کیمیایی در این باره به “سینما” می گوید: با فرامرز حرف زده بودم. نقش را هم با اینکه منفی بود گویا دوست داشت اما فکر کنم از ما باهوش تر بود. کمی مصلحت اندیشی کرد و متوجه شد بازی در این نقش جز دردسر چیزی برایش ندارد.

کیمیایی با اشاره به قرارداد قرببیان برای بازی در نقش “قیس بن مسهر” در “سفیر” فریبرز صالح می افزاید: البته فرامرز قرارداد دیگری هم داشت برای “سفیر” که تولیدش با ما تقریبا همزمان شد و در نهایت نشد و سعید راد آمد.

این عدم همکاری به فاصله افتادن یک دهه ای میان این دو رفیق منجر شد

 به گزارش سینماژورنال البته عدم همکاری قریبیان با کیمیایی در “خط قرمز” سبب ساز آن شد که تا یک دهه بعد و زمان ساخت “ردپای گرگ” هیچ همکاری مستقیمی میان این دو رفیق صورت نگیرد.

در فاصله زمانی “خط قرمز” تا “ردپای گرگ” کیمیایی چهار فیلم “تیغ و ابریشم”، “سرب”، “دندان مار” و “گروهبان” را ساخت و در آنها به ترتیب از فرامرز صدیقی، هادی اسلامی و احمد نجفی به عنوان بازیگران اصلی خود استفاده کرد تا اینکه در نهایت در “ردپای گرگ” این دو نفر بار دیگر به هم رسیدند.

سه سال بعد از “ردپای گرگ” کیمیایی “تجارت” را باز هم با قریبیان ساخت و بعد از این فیلم بار دیگر و این بار یک دهه و نیم میان آنها فاصله افتاد تا “رییس”.




تهیه‌کننده “عصر یخبندان”: الان زمان پخش فیلم مجیدی از رسانه ملی است

سینماژورنال: هرچند به صورت رسمی هم که شده دو سرگروه ماندانا و آزادی از فیلم اخیر مجیدی گرفته شده اما اکران این فیلم همچنان در بیش از 100 سالن سینمای ایران ادامه دارد.

به گزارش سینماژورنال این امتداد اکران که احتمالا برای کمک به فروش بیشتر فیلم است البته که همچنان با انتقادات و اظهارنظرات سینماگران و کارشناسان مستقل سینما روبرو است.

یکی از تازه ترین اظهارنظرات مربوط به این فیلم را منصور لشکری قوچانی تهیه کننده آثاری چون “خط ویژه” و “عصر یخبندان” انجام داده است.

این تهیه کننده البته از محترم بودن این فیلم سخن گفته اما پیشنهاد جالبی را بیان کرده هم برای کمک به بیشتر دیده شدن فیلم و هم برای کمک به دیگر آثاری که از فقر تعداد سالن سینما رنج می برند؛ این پیشنهاد عبارتست از روی آنتن فرستادن “محمد رسول ا..(ص)” تا طیف بیشتری از مخاطبان آن را ببینند.

الان زمان پخش “محمد رسول ا..(ص)” از رسانه ملی است

لشکری قوچانی به “برنا” گفته است: فیلم سینمایی “محمد رسول ا..(ص)” اثری ملی است که باید از آن حمایت های لازم صورت بگیرد… به نظر من اما در حال حاضر زمان پخش این فیلم فاخر سینمایی از صداوسیما فرا رسیده، چرا که بحث فروش این فیلم اصلا موضوعیت ندارد و هدف از ساخت این اثر چیز دیگری بوده است.

90 درصد شهرهای کشور کمبود سالن دارند

وی ادامه داده است: این مسئله را به این علت مطرح می کنم که ۹۰ درصد شهر های کشور از کمبود سالن های سینما رنج می برند و باید فرصت را برای نمایش این فیلم در یک مناسبت خاص از رسانه ملی فراهم کنیم.

این تهیه کننده که اخیرا برای تولید “قاتل اهلی” کیمیایی هم پیشقدم شده(اینجا را بخوانید) تصریح کرده است: ضعیف ترین سریال تلویزیون به مراتب مخاطبان بیشتری از پربیننده ترین اثر سینمایی دارد، به عنوان مثال اثری چون “مزار شریف” آنطور که باید و شاید در سینما دیده نشده است ولی شک ندارم که درصورت نمایش ان از صداوسیما بیشتر از ۲۰ میلیون نفر به تماشای آن خواهند نشست.




فیلم تازه مسعود کیمیایی مروری دارد بر زندگی یک رانت‌خوار کلان!!!/تولید فیلم به تهیه‌‌کننده “عصر یخبندان” و “خط ویژه” واگذار شده/همایون شجریان در این فیلم نقش یک خواننده را بازی خواهد کرد!

سینماژورنال: مسعود کیمیایی اواخر مهر امسال پروانه ساخت پروژه ای به نام “قاتل اهلی” را گرفت؛ پروژه ای که نام خودش به عنوان نویسنده، کارگردان و تهیه کننده آن آمده بود.

به گزارش سینماژورنال کیمیایی به هنگام دریافت پروانه ساخت گفته بود: فیلم تازه ام در دوره قبل از این فیلم های آخرم قرار می گیرد اما هیچ شباهتی به آثار ساخته شده ام ندارد.
وی درباره فیلمش افزوده بود: “قاتل اهلی” پرهزینه نیست. یک فیلم معمولی از نظر تولید است که قصه اش در تهران امروز روایت می شود. قصه جوانی است که تمام راه های پولدار شدن را می ورد اما در آخر می فهمد که برای پولدار شدن نبوغی بیش از انیشتین باید داشته باشد.

یک رانت خوار کلان در مرکزیت درام
آنچه کیمیایی درباره داستان فیلمش گفته چندان بیراه نیست اما شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارند جدا از یک جوان که بخشهایی از زندگیش در فیلم روایت می شود شخصیت اصلی “قاتل اهلی” یک مرد میانسال است!

مرد میانسالی که به واسطه رانت خواری است که مرکزیت درام کیمیایی را به خود اختصاص داده؛ او به دلیل درگیری در پولشویی های متعدد وضعیت اقتصادی مرفهی را برای خود و خانواده رقم زده است اما…

اما از یک طرف پیشکارش که شخصیتی است دوپهلو قصد دور زدن او را دارد و از طرف دیگر فرزند پسرش که ساکن خارج از کشور است به دلیل اعتیاد شدید برای پدر دردسرساز شده!

این رانت خوار میانسال یک دختر هم دارد و ماجرای عاشقانه ای که برای این دختر و یک خواننده مشهور رخ می دهد سبب ساز پیش بردن بخشهای احساسی درام است بخصوص که پدر هم مخالف ازدواج دخترش با این خواننده است.

تاثیرپذیری از بابک زنجانی؟؟؟
در یک ماه اخیر کیمیایی سعی زیادی کرده که با کار بر روی شخصیت اصلی “قاتل اهلی” زمینه های تصویرسازی درست و دقیق از وجوه مختلف شخصیت یک رانت خوار  را در درامی متناسب با روزگار معاصر خلق کند.

فقط درنظر بگیرید که در همه روزهایی که پیگیری دادگاه بابک زنجانی که یکی از متهمین فسادهای کلان مالی سالیان اخیر است در جریان بوده، کیمیایی همزمان مشغول کار بر فیلمنامه “قاتل اهلی” بوده است و تاثیرپذیری احتمالی از چنین شخصیتی می توانسته پیش برنده بخشی از درام باشد.

تهیه کننده “خط ویژه” و “عصر یخبندان” کار تولید را انجام می دهد
فارغ از خط داستانی متفاوت “قاتل اهلی” دیگر نکته مرتبط با آن حضور منصور لشکری قوچانی به عنوان تهیه کننده است.
کیمیایی پروانه ساخت “قاتل اهلی” را به تهیه کنندگی خودش دریافت کرد اما اخیرا مذاکراتی میان وی و منصور لشکری قوچانی صورت گرفته و بنا شده تهیه این فیلم را لشکری برعهده داشته باشد.
لشکری قوچانی تهیه آثاری پرفروش چون “خط ویژه” و “عصر یخبندان” هر دو ساخته مصطفی کیایی را در کارنامه دارد و البته یک اثر آماده اکران به نام “کوچه بی نام” ساخته هاتف علیمردانی هم دارد.
این تهیه کننده به تازگی تولید فیلمی به نام “هفت ماهگی” به کارگردانی هاتف علیمردانی را هم پشت سر گذاشت؛ فیلمی که اولین نمایش آن در جشنواره سی و چهارم فجر خواهد بود.
“خط ویژه” و “عصر یخبندان” از آثار قبلی قوچانی هر دو اشاراتی به پدیده های آقازادگی و رانت خواری داشتند و حالا در “قاتل اهلی” بخش اصلی درام بر محوریت زندگی یک رانت خوار پیش می رود.

همایون شجریان نقش خواننده فیلم را بازی می کند
ورای داستان زندگی یک رانت خوار و حضور لشکری قوچانی به عنوان تهیه کننده سورپرایز اصلی “قاتل اهلی” چهره ای است که بناست نقش خواننده داستان را بازی کند.
همان طور که پیش از این خواندید فرزند دختر شخصیت اصلی فیلم عاشق یک خواننده است و البته این عشق از سوی پدر، مجاز شمرده نمی شود.
شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارند که کیمیایی قصد دارد ایفای این نقش را به همایون شجریان فرزند خلف استاد آواز سنتی ایران واگذار کند!
البته که صحبتهای مقدماتی در این باره صورت گرفته ولی توافق نهایی هنوز حاصل نشده است.
همایون شخصیتی است به شدت محجوب که فارغ از خوانندگی، شوآفهای مرسوم خوانندگان را ندارد و اغلب حین اجراهای خود نیز به جای بازی روی صحنه، با آوازخوانی است که مخاطبان را تحت تاثیر قرار می دهد.
همین مساله حضور او به عنوان بازیگر فیلمی از مسعود کیمیایی را به شدت چالش برانگیز می کند.

آغاز فیلمبرداری منوط شده به اتمام فیلمنامه/پولاد بازی نخواهد کرد

به گزارش سینماژورنال پیش تولید “قاتل اهلی” مدتی است که آغاز شده ولی زمان آغاز فیلمبرداری هنوز مشخص نیست و منوط شده به اتمام کامل فیلمنامه.

پولاد کیمیایی فرزند مسعود در این فیلم به عنوان بازیگر حضور نخواهد داشت ولی در پشت صحنه تولید کنار پدر خواهد بود.




اصغر فرهادی با داریوش مهرجویی همبازی شد!!!

سینماژورنال: داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی و اصغر فرهادی از جمله سینماگران شناخته شده ایرانی هستند که اغلب کوشیده اند بی توجه به جریانات موسوم به سینمای تجاری به تولید محصول سینمایی بپردازند.

به گزارش سینماژورنال سالهاست که چنین چهره هایی را بیشتر به عنوان نویسنده و کارگردان می شناسیم اما حالا در اتفاقی جالب و در مستندی به نام “موج نو” این چهره ها در برابر دوربین قرار گرفته و پاسخگوی پرسشهای احمد طالبی نژاد منتقد سینمای ایران خواهند بود.

بنا به اطلاعات ارائه شده در “شرق” احمد طالبی‌نژاد، نویسنده و منتقد سینمای ایران، این روزها در حال کارگردانی فیلم مستند بلندی است به نام «موج نو» که موضوع سیر تحولات جریان سینمای غیرتجاری ایران از آغاز تا امروز را دستمایه قرار داده است.

دیدار آغازگران موج نو با ادامه دهندگان آن

در این فیلم که ساختار تازه‌ای دارد، در هر بخش یکی از ادامه‌دهندگان این جریان در سینمای پس از انقلاب، به دیدار یکی از آغازگران می‌رود و طی این دیدار، زمینه‌های پیدایش و تداوم سینمای متعالی ایران به شکل بدیعی بررسی می‌شود.

تاکنون نیمی از این فیلم تصویربرداری شده و داریوش مهرجویی همراه با اصغر فرهادی و بهمن فرمان‌آرا همراه با پرویز شهبازی، مقابل دوربین طالبی‌نژاد ظاهر شده‌اند. در ادامه قرار است چند نفر دیگر از بزرگان سینمای ایران که تأثیرگذار بوده‌‌اند نیز، به همین ترتیب در این فیلم با هم دیدار کنند.

طالبی‌نژاد که از همراهی این سینماگران فرهیخته راضی به نظر می‌رسد امیدوار است این فیلم را برای شرکت در جشنواره فیلم فجر امسال آماده کند. مدیریت تصویربرداری «موج نو» را نیز فرهاد طالبی‌نژاد بر عهده دارد.

مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، کیانوش عیاری و رخشان بنی‌اعتماد دیگر سینماگران حاضر در این مستند
طالبی‌نژاد درباره ادامه این فیلم نیز می‌گوید: «قرار است در ادامه راه همه کسانی که در جریان موج نوی مؤثر بودند حضور داشته باشند منتها بعضی از بزرگان در سفر هستند یا بعضی بیمار بوده‌اند. به مرور سعی می‌کنم بدون این که این کارگردان‌ها معذب شوند، کارگردان‌های دیگری هم در این فیلم حضور پیدا کنند. چهره‌هایی که تمایل دارم تا در این فیلم حضور داشته باشند؛ سینماگرانی همچون مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، کیانوش عیاری و رخشان بنی‌اعتماد هستند».

طالبی‌نژاد همچنین می‌گوید: «فرم دیدارها در این فیلم دوستانه است و مضمون اصلی فیلم را چگونگی شکل‌گیری جریان موج نوی سینمای ایران، چگونگی پیدایش و زمینه‌های شکل‌گیری موضوع مورد بحث ماست و بررسی این که چگونه این جریان تا امروز ادامه پیدا کرده و ژانر فیلم مستند داستانی است».

در امتداد یک کتاب…

طالبی‌نژاد که پیش از این چند فیلم مستند، داستانی کوتاه و یک فیلم بلند داستانی ساخته، درباره ایده شکل‌گیری فیلم «موج نو» همچنین توضیح می‌دهد:«سال ٧٠  کتابی منتشر کردم به نام “یک اتفاق ساده؛ بررسی جریان موج نو در سینمای ایران” که به بررسی زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و… شکل‌گیری این جریان سینمایی پرداخته بود. درواقع همیشه این ماجرا دغدغه‌ام بوده و با این پرسش درگیر بوده‌ام که چه می‌شود که یک باره سینمای ایران از فیلمفارسی عبور می‌کند و وارد مرحله‌ای تازه می‌شود. بعد هم فکر کردم خیلی از جوانان امروز، در جریان نیستند پشت سرشان در این سینما چه گذشته و شاید حتی نشنیده باشند که اتفاقی تاریخی در سینمای ایران داریم به اسم جریان «موج نو». به همین سبب تصمیم گرفتم برای معرفی این جریان، فیلمی بسازم با حضور پیشروان و پیروان این جریان سینمایی».

«موج نو» به کارگردانی احمد طالبی‌نژاد، در آبان ٩٤ کلید خورده است.




روایت منتقد نزدیک به کیمیایی از دیدن فیلم مجیدی در سالنی بی‌تماشاچی⇐ با این بازار ناامیدکننده داخلی چگونه می‌توان به پخش جهانی دل خوش کرد و سرمایه اولیه‌ را بازگرداند؟

سینماژورنال: جواد طوسی منتقد نزدیک به مسعود کیمیایی در سالهای اخیر همچنان سعی کرده یادداشتهای خود را با رصد کردن اوضاع و احوال سینمای ایران بنویسد.

به گزارش سینماژورنال تازه ترین یادداشت این منتقد که پیرامون کاهش مخاطبان در سینمای ایران است در روزنامه “شرق” منتشر شده و طوسی طی آن از سالنهای خالی از تماشاچی فیلمهای ایرانی گلایه کرده است.

حین این گلایه ها طوسی نقبی هم زده است به تجربه خودش از تماشای فیلم اخیر مجید مجیدی در سالنی که تقریبا خالی از تماشاچی بوده و این نتیجه را گرفته فیلمی که مخاطب داخلی ندارد چطور دل در گروی بازار جهانی دارد؟

سینما در اغما

می‌خواهم بدون آنکه غُر الکی بزنم، تصویری واقع‌بینانه از سینمای خودمان در موقعیت کنونی ارائه دهم. طبیعتا رونق و حال خوب سینما را از میزان استقبال مردم از فیلم‌های روی پرده می‌توان حدس زد. با توجه به نزدیک‌بودن منزل به سینماهای ایران، سروش و صحرا در خیابان شریعتی، چندین‌بار در همین ماه‌های اخیر تصمیم داشتم بعضی از فیلم‌های ایرانی را برای نوشتن نقد، یا همین‌طور از روی کنجکاوی در سینماهای سروش و صحرا ببینم. باورتان می‌شود گاهی‌اوقات به‌جز خودم حتی یک تماشاچی دیگر هم نبوده و رویم نشده از سلام و علیک و آشنایی‌ام با صاحب سینما و مدیر داخلی‌اش سوءاستفاده کنم و بخواهم فیلم را فقط برای من نشان دهند.

حین دیدن فیلم مجیدی در سالنی بی تماشاچی حسی از افسردگی به وجودم راه یافت

آخرین موردش فیلم “محمد(ص)” بود که هنگام دیدنش در چنین سالن بی‌تماشاچی‌ای حسی از افسردگی به وجودم راه یافت. بعد می‌گویند چرا آدم به گذشته رو میاره و اسیر «نوستالژی» میشه؟ فیلم‌هایی که در نوجوانی و جوانی‌ام در همین سینماهای سروش (مولن‌روژ سابق) و صحرا (ریوولی) دیدم را از نظر تعداد تماشاچی و ازدحام بیرون و جنب‌و‌جوش داخل سالن با فیلم‌های دیده‌شده در این سال‌ها و محیط سوت‌وکورشان مقایسه می‌کنم و داغ دلم تازه می‌شود.

فیلمی که  ١٤٠‌میلیارد تومان هزینه ساخت و تولیدش بوده، چگونه می‌تواند با این بازار ناامیدکننده داخلی دلش را به پخش جهانی خوش کند و سرمایه اولیه‌اش را بازگرداند؟

زمانی بر سردر سینما سروش (مولن‌روژ) یک آسیاب بادی نصب بود که شب‌ها همراه با روشن‌شدن چراغ نئونش، می‌چرخید و جلو این سینما و داخل سالنش می‌شد عاشقان سینما را شناسایی و با آنها دیالوگ ردوبدل کرد. واقعا چه بر سر سینما آمده است؟ از وجه صنعتی، فیلمی که  ١٤٠‌میلیارد تومان هزینه ساخت و تولیدش بوده، چگونه می‌تواند با این بازار ناامیدکننده داخلی دلش را به پخش جهانی خوش کند و سرمایه اولیه‌اش را بازگرداند؟

این بحران فزاینده ریشه در چه عواملی دارد؟

این بحران فزاینده که بازتابش را در سالن‌های خالی از تماشاچی می‌بینیم، ریشه در چه عواملی دارد؟ افسردگی، کیفیت فیلم‌ها، عدم تنوع و جاذبه در تولیدات داخلی، جلوگیری از نمایش فیلم خارجی، شرایط بد اقتصادی مردم و اولویت‌های جدا از حوزه فرهنگ و هنر و سینمارفتن و… یا رشد دیگر فضاهای رسانه‌ای و ارتباطی؟ اما در نگاهی واقع‌بینانه باید بپذیریم که سینمای محافظه‌کار و مصلحت‌اندیش و دست‌به‌عصا که جایگاه و تریبون قرص و محکمی نداشته باشد و بخش خصوصی را به بازی نگیرد و شمار قابل‌توجهی از تولیداتش دور از مناسبات و رئالیسم جامعه معاصر باشند، سرنوشتی به‌جز این نخواهد داشت.

نه روی تولیدات تجاری می شود حساب باز کرد و نه روی هنروتجربه

درواقع سینمای ما حالتی دوسرباخت پیدا کرده است؛ نه روی تولیدات تجاری و سرگرم‌کننده‌اش می‌شود حساب باز کرد و نه در بخش تجربی و روشنفکرانه‌اش (همین گروه هنر و تجربه). با شرایط متحول و تثبیت‌شده و جریان‌سازی روبه‌رو هستیم. آیا اکران‌های محدود و پراکنده و تک‌سئانسی در مورد این‌گونه فیلم‌ها می‌تواند اتفاقی را در این شیوه فیلم‌سازی رقم زند؟

وانگهی سینمای آوانگارد و تجربی در شرایطی می‌تواند به حیات طبیعی خود ادامه دهد که در امتدادش سینمای حرفه‌ای (بدنه اصلی) موجودیت و هویت درست و واقعی پیدا کند و نبض بازار اقتصادی دستش باشد. ما در وضعیتی می‌توانیم زنده و سرپابودن سینما را باور کنیم که هر فیلمی براساس شناسنامه و قالب کلی تعریف‌شده‌اش، مخاطب واقعی خود را داشته باشد و سینماها و سالن‌ها نفس گرم تماشاچی را حس کنند و از این طریق یک رابطه خودجوش اجتماعی شکل بگیرد.




توضیحات آهنگساز کیمیایی درباره تکخوانی زنان در “اپرای عاشورا”

سینماژورنال: زنان بار دیگر در موسیقی ایران خبرساز شدند. اما این‌بار ماجرا مربوط به محدودیت آنها برای اجرای زنده در شهرستان‌ها نیست. داستان، این‌بار در مورد اجرای «اپرای عاشورا»، یکی از تازه‌ترین آثار ارکستر سمفونیک تهران است که شماری از سایت‌های منتسب به جریان اصولگرایی مدعی شده‌اند «وهن مقدسات در ایام عزای سیدالشهدا(ع)» بوده است.

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “شرق” در گزارش این سایت‌ها با عنوان «حرمت‌شکنی عاشورا با آوازخوانی زن» به تک‌خوانی زن در اجرای اپرای عاشورا توسط ارکستر سمفونیک تهران اشاره شده و فیلمی نیز به‌عنوان مستند این گزارش در پایان مطلب آمده است.

در کنار خانم خواننده، مردی به‌صورت هم‌زمان آواز می‌خواند

بهزاد عبدی آهنگ‌ساز اثر که اخیرا کنسرت موسیقی فیلمهای کیمیایی را اجرا کرده بود در توضیح اینکه آیا در اپرای عاشورا تک‌خوانی زن وجود داشته یا نه گفت: این فیلم متعلق به تمرین است و از کنار خواننده زن گرفته شده. بدیهی‌ است که در این شرایط بلندگو صدایی که به آن نزدیک است را ضبط می‌کند. در اپرای عاشورا هیچ تک‌خوانی زنی وجود نداشته و در کنار خانم خواننده، مردی به‌صورت هم‌زمان آواز می‌خواند. ضمن اینکه باید از این افراد پرسید که وقتی بدون هماهنگی و رضایت ما، فیلمی از اجرا برداشته و منتشر شده، به‌لحاظ اخلاقی و قانونی، جایز است؟ 

او ادامه داد: فیلم ضبط‌شده اجراهای اپرای عاشورا به‌طور کامل موجود است و این مشخص می‌کند که صدا در سالن به صورتی که صدای زن غالب نباشد پخش شده و کاملا هم‌خوانی بوده. متأسفانه فیلم بی‌اساس و هدف‌داری به‌عنوان مستندات در این گزارش ارائه شده که تنها اجرائی برای امام‌حسین(ع) را نکوهش می‌کند. من امیدوارم که دوستان با دقت بیشتری به بیان چنین مطالبی بپردازند.

طبیعی است که در فیلم تمرین دقایقی تک‌خوانی وجود داشته باشد

بهزاد عبدی افزود: صداهای داخل سالن این صدا نبوده و هر فرد عاقل و سالمی می‌داند که هر صدایی به دوربین نزدیک‌تر باشد، میکروفون دوربین آن را می‌گیرد. کمااینکه صدای سازها هم که در فیلم منتشرشده بیشتر است. مسلما اپرای عاشورا کار غیردینی‌ای نمی‌کند. دوستانی که قصد تخریب دارند، بهتر است از اپرای عاشورا برای تخریب یک جریان مایه نگذارند. در فیلمی که از تمرین گرفته شده، طبیعی است که بعضی جاها خواننده زن تک‌خوانی کند، کمااینکه در تمرین، خواننده باید با ارکستر سینک شود پس طبیعی است که دقایقی تک‌خوانی وجود داشته باشد.

در خود کنسرت ارکستر سمفونیک ما هم‌خوانی زن داشتیم، ولی تک‌خوانی نداشتیم

این آهنگساز خاطرنشان ساخت: در خود کنسرت ارکستر سمفونیک ما هم‌خوانی زن داشتیم، ولی تک‌خوانی نداشتیم. در انتشار چنین خبری، حتما غرضی هست. این اتفاق کاملا حاشیه‌سازی است و به‌دنبال کار عظیمی که برای اپرای عاشورا صورت گرفته، برخی دنبال حواشی هستند تا عظمت این کار را زیر سؤال ببرند.

 




رامین پرچمی بعد از مدتها به حرف آمد: اگر جای امین حیایی بودم من هم در “قلاده های طلا” بازی می‌کردم/وصلت با آن خانواده این امکان را برایم فراهم کرد که مجله داشته باشم/جرم من اقدام علیه امنیت ملی بود و نه قاچاق مواد مخدر/در اوین مدعیان آزادی اندیشه را آدمهایی متعصب دیدم/اگر به آن طرف می‌رفتم یکی می شدم مثل اندی یا داوود بهبودی!!

سینماژورنال: رامین پرچمی سال دوم تحصیل بازیگری تئاتر در دانشگاه آزاد، برای بازی در سریال “در پناه تو” انتخاب شد و بازی در همین سریال بود که نه فقط وی که تقریبا تمامی بازیگران آن از حسن جوهرچی تا لعیا زنگنه و پارسا پیروزفر را به جایگاهی رساند که تا سالها پیشنهادات مختلف بازیگری داشتند.

به گزارش سینماژورنال پرچمی بعد از “در پناه تو” تجربه همکاری با کارگردانانی  مختلف را تجربه کرد؛ از مسعود کیمیایی در “ضیافت” و داریوش مهرجویی در “مهمان مامان” تا مسعود ده نمکی در “اخراجیها2”.

پرچمی که سابقه سردبیری مجله ای به نام “نقش آفرینان” را هم داشته و در آن مجله با همسرش شکوه جیرودی همکاری می‌کرد در سالهای اخیر به واسطه دستگیری‌اش در حوادث منتج از انتخابات 88 در کانون اخبار قرار داشت.

او در اواخر سال 89 دستگیر شد و به زندان اوین منتقل شد و تا اواخر سال 90 هم در زندان بود. او در اسفند 90 آزاد شد اما این خبر را رسانه ای نکرد تا مرداد 91 که خبر آزادیش را رسانه ای کرد.

پرچمی در این چهار سال بعد از آزادی هم کمتر پیش آمده که تن به گفتگوهای تفصیلی بدهد اما دست اندرکاران مجله “تماشاگران امروز” با ذکاوت تمام یک گفتگوی مفصل و البته پرحرف و حدیث را با وی ترتیب داده اند.

اگر چراغ، قرمز نبود دستگیر نمی شدم

جالبترین بخش گفتگوی رامین پرچمی آنجاست که درباره چگونگی ماجرای دستگیریش در حواشی انتخابات 88 سخن گفته و ادعا می کند که ناخواسته دستگیر شده است. به گزارش سینماژورنال پرچمی می گوید: گوشی دستم بود و داشتم عکس می گرفتم. موتور سوار بودم و سگم هم روی موتور بود. دیدم یک عده مردم ایستاده اند و دارند شعار می دهند. چراغ هم قرمز بود و شاید اگر سبز بود من رد میشدم و هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد.

یک چاقو در جیبم بود و برای آن متهم شدم به خرابکاری…
وی ادامه می دهد: ایستادم و اصلا فکر نکردم عکس گرفتن از آن گارد و فضا کار اشتباهی است. حتی به این فکر نکردم که کارم اشتباه است. حتی همان جا یک نفر دستبند سبز به من داد و گفت این را ببند و من هم بستم و همین یک نکته منفی برایم شد. یک چاقو هم در جیبم بود که برای آن هم اتهام اقدام به خرابکاری خوردم.

آن قدر نگران سگم بودم که به گریه افتادم
پرچمی می افزاید: حتی وقتی دستگیر شدم تمام مشکل سگم بود که آن را به یک درخت در چهارراه ولیعصر بستند. یعنی من همین طور با خنده داشتم می رفتم که یک نفر آمد و گفت بیا اینجا. دستم را گرفت و مرا سوار ماشین کرد. من با خودم گفتم لابد مرا شناخته و میخواهد نصیحت کند اما یک باره دیدم سر مرا فشار داد پایین و یک اسلحه هم گذاشت و گاز ماشین را گرفتند و رفتند…من فقط نگران سگم بودم و آن قدر گریه کردم که خودش شماره یکی از دوستانم را گرفت و بهش آدرس داد که برو و سگ را بردار. تازه بعد از اینکه رسیدیم مرا شناختند و گفتند شما چرا و بعد کم کم داستان زیاد شد که مگر میشود بدون قصد و نیت این کار را کرده باشی.

به آنها که دستگیرم کردند حق می دهم
وی خاطرنشان می سازد: الان که فکر می کنم یک بخشی به آنها حق می دهم چون همان شب بی.بی.سی اعلام میکند که فلانی دستگیر شد و فردایش یک نفر امضایی که از من گرفته بود را روی سایت می گذارد که از اتفاق من هم جوگیر شده و یک شعر انقلابی نوشته بودم.

در اوین مدعیان آزادی اندیشه را آدمهایی متعصب دیدم
پرچمی درباره روزهای حضور در بند سیاسی زندان اوین بیان می دارد:… من با آدمهایی که آنجا بودم تضاد پیدا کردم …دوستان سینمایی ام این طرف و آن طرف برایم کاری انجام دادند اما آنها با آن همه ادعا…

وی در توضیح نگاه آدمهای هم بندش می افزاید: کمکهایی که افراد و سیاسیون در آنجا می کردند برای این بود که در سایت بنویسند!!! یعنی اگر کاری هم می خواستند بکنند هدف بهره برداری تبلیغاتی بوده ضمن اینکه من در همان جا بسیاری از دوستان مدعی آزادی اندیشه را دیدم که اتفاقا خیلی هم متعصب بودند. به گزارش سینماژورنال  پرچمی درباره خط قرمزهای همبندانش در زندان بیان می دارد: مثلا در اوین گفتند بیا برنامه فرهنگی راه بینداز و فیلم نشان بده. مثلا میخواستم فیلم “نفوذی” را نشان دهم می گفتند نه این به سازمان مجاهدین توهین کرده…خب در مملکت اسلامی فیلم به سازمان مجاهدین توهین کرده و شما ناراحتید؟ تازه توهین هم نکرده بود.

طرف می توانست یک سند برای حل مشکل من بگذارد اما این کار را هم نکرد

پرچمی ادامه می دهد: مثلا آقای فلانی که خیلی هم کله گنده است می توانست یک سند برای مشکل دیگر من بگذارد و برود در بوق و کرنا هم کند اما این کار را هم برای من نکردند.

بعد از آزادی شش ماه در لاهیجان بودم
این بازیگر درباره روزهای آزادی از زندان می گوید: حدودا شش ماه در همان سال 91 برای اینکه خودم را یک مقدار جمع و جور کنم و از این فضاها دور باشم به کیانشهر لاهیجان رفتم.

وی ادامه می دهد: بعد که به تهران برگشتم با زمانی که در شمال بودم خیلی فرق نکرد. تنها بودم و با هیچ کس ارتباطی نگرفتم.

رامین پرچمی
رامین پرچمی

جرم من اقدام علیه امنیت ملی بود
پرچمی پیرامون شایعات مبتنی بر اتهامش به قاچاق مواد مخدر بیان می دارد: جرم من اقدام علیه امنیت ملی بود…

اگر من هم جای امین حیایی بودم در “قلاده های طلا” بازی می کردم
به گزارش سینماژورنال رامین پرچمی که اخیرا برای بازی در فیلمی سیاسی به نام “فیلسوفهای احمق” قرارداد بسته در جایی از گفتگو می گوید: شنیده ام امین حیایی را برای بازی در “قلاده های طلا” اذیت کرده اند اما واقعا فکر نمی کنم بخاطر بازی در یک فیلم چنین رفتاری با یک هنرمند درست باشد.
وی در پاسخ به این سوال که اگر تو جای حیایی بودی در “قلاده های طلا” بازی می کردی بیان می دارد: شاید اگر بگویم آره باور نکنید.

گذران زندگی با ارث پدری
پرچمی که به دلیل مشکلات سیاسی مدتی ممنوع الکار بوده درباره گذران زندگی در دوران ممنوع الکاری می گوید: بخشی از امورات زندگی را با ارث پدری گذراندم و بخشی را هم واقعا نمی دانم چطور گذشت.

وصلت با آن خانواده این امکان را فراهم کرد که مجله داشته باشم

رامین پرچمی که سالها سردبیری مجله “نقش آفرینان” را برعهده داشت درباره کار در آن مجله می گوید: کار بیشتر خانوادگی و رفاقتی بود. چند نفر دوست بودیم که می خواستیم مجله دربیاوریم. پدر همسرم هم حمایت می کرد و چاپخانه داشت. اصلا وصلت با آن خانواده این امکان را برایم فراهم کرد که بتوانم مجله داشته باشم.

دختر لعیا زنگنه که در بغلم بود الان بزرگ شده…
پرچمی درباره دوری چند ساله اش از وادی سینما و بازگشت دوباره بیان می دارد: در آن مدت سراغ کسی نمی رفتم و طبیعتا کسی هم سراغ من نمی آمد. خیلی از دوستان سابق را در همین مدت اخیر دیده ام. با لعیا زنگنه بعد از بیست سال دو هفته قبل صحبت کردم. آن زمان بچه اش کوچک بود و در بغل من اما الان همان بچه دخترخانمی شده که او را با یک غریبه اشتباه می گیرم.

اگر به آن طرف می رفتم یکی مثل اندی می شدم یا داوود بهبودی
وی درباره ماجرای خوانندگیش که اخیرا با خواندن یک قطعه در کانون توجه قرار گرفته می گوید: کلا مثل بازیگری خواندن هم برایم جذابیت داشت. همیشه دوست داشتم آواز بخوانم و کنسرت برگزار کنم. مطمئن باشید اگر یک روز به آن طرف میرفتم وارد بخش سیاسی VOA نمی شدم؛ یکی مثل اندی یا حتی داوود بهبودی می شدم.

پارسا پیروزفر باید یک جمله را سی بار تمرین می کرد و من بدون تمرین بازی می کردم
رامین پرچمی درباره پارسا پیروزفر همبازیش در سریال “در پناه تو” توصیف جالبی دارد. وی می گوید: من و پارسا دو قطب کاملا مخالفیم. پارسا اهل مصاحبه نیست و من خودم مصاحبه کننده ام. پارسا اهل هیچ مهمانی نیست و من، نه. در “ضیافت” او یک جمله را باید سی بار تمرین می کرد ولی من بدون تمرین جلوی دوربین می رفتم.




ایفای نقش یک خواننده پاپ در فیلم جدید کیمیایی

سینماژورنال: مسعود کیمیایی که به تازگی پروانه ساخت فیلمنامه “قاتل اهلی” را دریافت کرده قصد دارد از یک خواننده پاپ در این فیلم استفاده کند.
به گزارش سینماژورنال و به نقل از “سینما” این کارگردان شناخته شده سینما اوایل امسال نگارش فیلمنامه تازه ای را آغاز و مدتی قبل نسخه ای از آن را برای دریافت مجوز، به اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد ارسال کرد.

فیلمی که مسعود کیمیایی خود تهیه کنندگی آن را بر عهده دارد و به تازگی پروانه ساخت آن از سوی وزارت ارشاد صادر شده است.

می خواهم سراغ فیلم های خودم  بروم؛ این جمله ای است که مسعود کیمیایی درباره حال و هوای “قاتل اهلی” می گوید و ادامه می دهد: فیلم تازه ام در دوره قبل از این فیلم های آخرم قرار می گیرد اما هیچ شباهتی به آثار ساخته شده ام ندارد. به تازگی پروانه ساخت آن را گرفته ام اما از آنجا که هنوز با سرمایه گذار اصلی ام توافق نکرده ام نمی توانم تاریخ شروع فیلمبرداری را مشخص کنم. با چند سرمایه گذار در حال مذاکره هستم که در صورت توافق نهایی با یکی از آنها بزودی پیش تولید “قاتل اهلی” را شروع می کنم.

کیمیایی معتقد است در صورت مهیا شدن شرایط فیلم تازه اش را به جشنواره فجر می رساند: تمام تلاشم این است که “قاتل اهلی” را به جشنواره امسال برسانم اما همه این ماجراها منوط به قطعی شدن سرمایه گذار است.

کیمیایی می افزاید: “قاتل اهلی” پر هزینه نیست. یک فیلم معمولی از نظر تولید است که قصه اش در تهران امروز روایت می شود. قصه جوانی است که تمام راه های پولدار شدن را می ورد اما در آخر می فهمد که برای پولدار شدن نبوغی بیش از انیشتین باید داشته باشد!

کیمیایی هنوز بازیگران فیلمش را انتخاب نکرده اما می گوید “قاتل اهلی” 4 بازیگر اصلی دارد: حضور هیچ بازیگری در فیلم قطعی نشده اما با توجه به مضمون فیلمنامه یکی از نقش های اصلی فیلم را یک خواننده پاپ بازی می کند. خواننده ای با صدای خاص که به آواز خوانی نگاه ویژه ای داشته باشد. شاید این نقش به یک هنرپیشه خواننده یا یک خواننده هنرپیشه برسد.

از آنجا که بخشی از فیلم با موسیقی می پردازد حضور یک آهنگساز در همان مراحل اولیه برای فیلم لازم است. به همین دلیل کیمیایی قصد دارد بعد از تجربه موفق “متروپل” دوباره با بهزاد عبدی کار کند.

برای فیلمبردای “قاتل اهلی” هم گفته می شود او با محمود کلاری مذاکراتی انجام داده تا بعد از “سربازهای جمعه” دوباره پشت دوربین فیلمی از مسعود کیمیایی قرار بگیرد




امیر تتلو در گفتگو با رشیدپور همه چیز را گفت: از تقاضای او و مادرش برای دریافت کمک از کمیته امداد تا مُحق بودن هوادارانش در فحش دادن(!) به بهنوش بختیاری و امیر ژوله، از مالکیت بوتیک شهرک غرب تا آهنگسازی برای گلزار، علاقه به بازی برای کیمیایی و عدم توانایی چاووشی در اجرای زنده!

سینماژورنال: محمدرضا رشیدپور مجری سابق تلویزیون که سالهاست از رسانه ملی دور افتاده اخیرا اجرای یک برنامه گفتگومحور اینترنتی با عنوان “دید در شب” را برعهده گرفته است.
به گزارش سینماژورنال این برنامه به همت مرکز رسانه آرمانی تولید شده و از طریق سایت آپارات ارائه می شود.
تازه ترین مهمان این برنامه امیرحسین مقصودلو یا همان امیر تتلو بود که رشیدپور کوشید در گفتگو با وی برخی از مهمترین پرسشهای حاشیه ای پیرامون او را طرح کند.
سینماژورنال بخشهای خواندنی گفتگوی تتلو را که در این گفتگو سعی کرد تا حد امکان خود را ریلکس و صادق نشان دهد ارائه می‌کند.

همه ما یک رفیق صمیمی داریم که بهش فحش می دهیم

تتلو درباره اینکه آیا اهل فحش دادن است با صداقت گفت: در محاوره با آدمهای مختلف فحش می دهم و البته تمام ما در محاوراتمان یک رفیق صمیمی داریم که بهش فحش می دهیم.

اینکه پرسپولیس را درگیر حاشیه کردم زیاد هم بد نشد
وی درباره حضورش در تمرین پرسپولیس بیان داشت: هم محسن بنگر و هم پیام صادقیان از رفقای من هستند و آنها خواستند برای کمک به تیم سر تمرین بروم و من هم این کار را کردم که آن حاشیه ها پیش آمد…البته فکر می کنم اینکه پرسپولیس را درگیر حاشیه کردم زیاد هم بد نشد چون این حاشیه ها هم نوعی تبلیغ است.

ناگهان یک نفر چاقو گذاشت پشت سرم…

تتلو درباره ماجرای چاقو خوردنش در شمال اظهار داشت: در حال عکس یادگاری گرفتن با تعدادی از هواداران بودم که ناگهان دیدم یک نفر چاقو گذاشت پشت سرم و مرا برد داخل ماشینی که چهار نفر دیگر هم در آن بودند.
این خواننده با نشان دادن جراحت روی دستش که حاصل آن درگیری بوده ادامه داد: بخاطر آن ماجرا شکایت هم کردم اما الان آنها را بخشیدم چون فکر می کنم خدا خودش بزرگترین قاضی است.

اگر ماجرا برای معروفیت بود باز هم دمم گرم
امیر تتلو در پاسخ به این سوال که خیلیها می گویند آن درگیری اتفاقی صوری بوده گفت: اگر هم ماجرا ساختگی بوده و برای معروفیت، باز هم دمم گرم چون انگشتم به این واسطه حس کامل ندارد!!!

پول پیش خانه ام را نداشتم و ناچار شدم به دوبی بروم

این خواننده درباره دلیل مهاجرت کوتاه مدتش به دوبی بیان داشت: پول پیش خانه ام را در ایران نداشتم و در همان حین از خارج از ایران پیشنهاد خوبی بهم ارائه شد به همراه کار و خانه. این شد که به دوبی رفتم اما از جایی به بعد حس کردم که در حال دپرس شدن هستم و برای همین برگشتم.

من که آدمی از دستگاه حکومتی نیستم که “بق بقو” گفتن ام ایرادی داشته باشد

به گزارش سینماژورنال تتلو درباره اینکه چطور میشود خواننده ای که برای انرژی هسته ای می تواند مخاطبان خود را به “بق بقو گفتن” دعوت می کند گفت: “بق بقو” حرف بدی نیست و نه فحش است و نه بی احترامی…ابایی ندارم از اینکه بگویم “بق بقو”ام! حالا چنین آدمی نباید برای انرژی هسته ای بخواند؟
وی ادامه داد: من که آدمی از دستگاه حکومتی نیستم که “بق بقو” گفتن ام ایرادی داشته باشد.

پکیجی را ارائه کردم برای قطعه “انرژی هسته ای” و آنها که بزرگ ما بودند قبول کردند

امیر تتلو درباره اینکه چطور برای خواندن قطعه “انرژی هسته ای” آن همه امکانات بدست آورد اظهار داشت: این قطعه را برای گرفتن مجوز نخواندم. ما یک پکیجی را برای اجرا به دوستانی ارائه کردیم که واقعا بزرگ ما هستند و آنها هم وقتی کیفیت و قدرت کار را دیدند همکاری کردند. کار من قوی بود که قبول کردند.

بچه طلاقم و آن قدر تحت فشار مالی بودیم که رفتیم کمیته امداد

این خواننده در جایی از گفتگو درباره وضعیت اقتصادی خراب خانواده اش در دوران کودکی و نوجوانی بیان داشت: من بچه طلاقم و بچه طلاق بدی هستم. یادم می آید خیلی از لحاظ مالی تحت فشار بودیم و حتی به همراه مادرم رفتیم کمیته امداد و فرم پر کردیم برای دریافت کمک…اینها را هیچ وقت فراموش نمی کنم.

می توانم چنان دوپهلو بنویسم که هیچ کس نفهمد
تتلو با اشاره به مطالبش در صفحه اجتماعی گفت: من هم در حد خودم شاعرم و می توانم چنان دوپهلو بنویسم که هیچ کس نفهمد اما چون همه مخاطبانم تحصیلکرده نیستند ترجیح می دهم ساده بنویسم.

رشیدپور یکی از کسانی است که وارد صفحه ام می شود و به من فحش می دهد

به گزارش سینماژورنال در این گفتگو تأکید تتلو بر خودش و افعال شخصی و تواناییهایش چنان بود که رشیدپور یک بار به او گفت مگر تو کی هستی که این قدر از خودت می گویی و وی با خنده جواب داد: تو یکی از همان کسانی هستی که زمینه اش را داری که وارد صفحه ام شوی و به من فحش دهی…

مگر علی کریمی 8 پا دارد؟

تتلو درباره اینکه در برهه ای از زمان میخواسته وارد پرسپولیس شود و جای علی کریمی را بگیرد گفت: دوست داشتم جای علی کریمی را بگیرم. چرا نشود؟ مگر علی کریمی 8 پا دارد؟ می خواستم صبح تا شب تمرین کنم چون قبلتر این کار را در فول کنتاکت کرده بودن و این باور را دارم که اگر بخواهم می توانم.

امیر تتلو
امیر تتلو

تیموریان هم مثل من دُم دارد

وقتی رشیدپور به وی گفت که با توجه به وضعیت ظاهریش نمی تواند بصورت رسمی فوتبال بازی کند بیان داشت: تیموریان هم عین من دم(!){موهای دم اسبی} دارد. ریشهایش هم کم پشت است وگرنه ریشهایش را هم بلند می کرد.

بوتیک شهرک غرب مال من نیست

تتلو درباره مالکیت بوتیکی موسوم به والتون در شهرک غرب گفت: این بوتیک مال من نیست. من فقط برایش تبلیغ میکنم و او نیز لباسهای مرا تامین می‌کند؛ فقط همین.

علی لهراسبی را اصلا نمی شناسم

این خواننده با اشاره به اینکه برخی از خوانندگان را نمی شناسد بیان داشت: علی لهراسبی را اصلا نمی شناسم. نه کارهایش را دیده ام و نه حتی چهره اش را.

من شرایطم با بازیگران و خوانندگانی که حقوق بگیر هستند فرق می کند

امیر تتلو درباره طعنه امیرمهدی ژوله در “خندوانه” به وی و هوادارانش گفت: اینکه یکی می آید و در رسانه ملی می گوید “ژوژولیتی” طبیعی است که باید انتظار واکنش را داشته باشد.
وی درباره اینکه باید برخی موارد را در صفحه اش رعایت کند گفت: من شرایطم با بازیگران و خوانندگانی که حقوق بگیر هستند فرق می کند. آنها حقوق می گیرند و باید  برخی موارد را رعایت کنند اما من، نه. من فقط رعایت حال طرفدارانم را می کنم.

به گزارش سینماژورنال در بخش انتهایی گفتگو تتلو حس شخصی خود را نسبت به تصاویر برخی شخصیتها با جملات زیر بیان کرد:

محمدرضا شجریان: استاد/متاسفانه تحت تاثیر موسیقی اش نیستم و سبک سنتی را دوست ندارم.

جمشید مشایخی: استاد/دلم نمی خواهد بازیگر شوم و اگر شدم در فیلم اردشیر احمدی(رفیق کلیپ ساز تتلو) بازی می کنم.

آرمین 2fm: رپ-پاپ/رفیق سابق و رفیق بی معرفت الان!

ایرج قادری: استاد

علی کریمی: استاد

محمدرضا گلزار: آرتیست/برای گلزار آهنگ هم ساخته ام اما همخوانی ما دو نفر جور درنمی آید چون سبک هایمان به هم نمی خورد.

اردلان طعمه: دوستی شبیه به فرزند/چشمان قشنگی دارد.

حسین تهی: خواست ولی نتوانست.

آمانو(رئیس آژانس انرژی هسته ای): تتلو وی را نمی شناخت و وقتی رشیدپور او را معرفی کرد و گفت تو که برای انرژی هسته ای خواندی چطور او را نمی شناسی بیان داشت من برای مردم ایران خواندم و نمی دانستم ایشان آژانس هم دارد! یعنی زنگ بزنیم ماشین می فرستد؟؟!(با خنده)

مسعود کیمیایی: استاد/اگر کیمیایی بگوید برایم بازی کن حتما این کار را می کنم.

برج میلاد: نامرد! خیلی ها را در خود جای داد که حق شان نبود اما من که حقم بود آنجا کنسرت بگذارم نتوانستم..اینجا رشیدپور درباره دلیل کنسرت نگذاشتن چاووشی از تتلو پرسید و وی گفت: فکر می کنم آن صدا را نمی توان لایو(زنده) اجرا کرد.

محمدجواد ظریف: استاد

توافق هسته ای: نظر خاصی ندارم.

حسن روحانی: رییس جمهوری که چیز بدی ندیدم از ایشان.

پرچم ایران: بسیار زیبا و با آرم “ا..” زبباتر. اینجا رشیدپور از تتلو پرسید که اگر جنگ شود حاضر است بجنگد و وی گفت اگر نیاز باشد حتما می روم. یادم هست زمان جنگ ایران و عراق هم آهنگران می رفت و برای رزمندگان می خواند و همین هم کمک بزرگی بود. من هم می روم و مثل ایشان می‌خوانم.

دوستان از تریبونهای دیگر به ما فحش می دهند و ما فقط از یک تریبون از خودمان دفاع می کنیم

در انتهای برنامه رشیدپور بار دیگر از تتلو درباره فحشهای هوادارانش به برخی نظیر بهنوش بختیاری و امیرمهدی ژوله پرسید و به گزارش سینماژورنال تتلو باز هم این گونه پاسخگویی هوادارانش را غیرموجه ندانست و گفت: وقتی تنها تریبون ما فضای مجازی است و جز آن هیچ تریبون دیگری نداریم و در مقابل دوستان دیگر با تریبونهای مختلفشان به ما فحش می دهند یعنی حق استفاده از اینستاگرام را هم نداریم؟

هر کس فحش خورده حتما حقش بود
رشیدپور در اینجا از تتلو پرسید که آیا فکر نمی کنی خدا ناظر به این رفتارهاست و او جواب داد: حتما خدا ناظر بوده ولی اگر کسی فحش خورده حتما حقش بوده.

وی ادامه داد: فضا آن قدر برای من محدود است که حتی به آهنگهای بدون کلام شخصی به نام “امیر دیوا” مجوز نداند. چرا؟ چون دوست من است. اینهاست که باعث دل چرکی ام می شود.

ای کاش یک تست فوتبال از من میگرفتند

حرف آخر تتلو هم این بود: ای کاش وقتی می خواستم فوتبال بازی کنم لااقل یک تست از من می گرفتند. آن موقع روزی چهار ساعت می دویدم و آمادگی بدنی فوق العاده ای داشتم اما از من تست نگرفتند.




اظهارنظر جالب پولاد کیمیایی درباره “عمو سعید” و بقیه+عکس

سینماژورنال: پولاد کیمیایی همراه با پدرش مسعود در جشن روز سینما در کاخ سعدآباد حضور داشت.
به گزارش سینماژورنال وی با قرار دادن تصویری سه نفره از خودش، پدر و سعید سهیلی در صفحه اجتماعیش به گلایه از رفتار سینماگران در جشنهای این چنینی پرداخته است.

پولاد نوشته است: نميدونم چرا سينمايي ها وقتي يك جا دور هم جمع ميشن زورشون مياد به هم سلام كنن، بزور هم دست ميزنن.
وی ادامه داده است: در هاليوود هم اين قدر جو سنگين نيست. خوبه همه همو ميشناسيم.
این بازیگر جوان با اشاره به سعید سهیلی افزوده است: ولي عمو سعيد كه عشقه ايشالا يه كار خوب ديگه مثل “گشت ارشاد” كنارش باشم.

پولاد در کنار پدرش و مسعود کیمیایی
پولاد در کنار پدرش و مسعود کیمیایی



خان‌دایی و خالق “قیصر” در کنار تعداد قابل توجهی از مسئولان+عکس

سینماژورنال: مراسم شب گذشته سازمان سینمایی به مناسبت روز ملی سینما پر بود از قابهای دیدنی که هم سوژه لازم برای شاترهای عکاسان را فراهم می کرد و هم اسباب تأمل مخاطبان را ایجاد می نمود.

به گزارش سینماژورنال از جمله این قابهای دیدنی تصویری از میزی بود که رییس سازمان و وزیر ارشاد دور آن نشسته بودند.

در میان این دو نفر احمد مسجدجامعی عضو اصلاح طلب شورای شهر نشسته بود و در کنار اینها محمد احسانی مدیر سابق اداره نظارت ارشاد و مدیر فعلی شبکه اول سیما.

آن طرف میز هم دو چهره آشنا به چشم می خورد؛ یکی مسعود کیمیایی خالق “قیصر” و دیگری جمشید مشایخی بازیگر پیشکسوت سینمای ایران و بازیگر نقش “خان دایی” در “قیصر”!

مسعود کیمیایی و جمشید مشایخی بر سر میزی پر از مسئول مملکتی
مسعود کیمیایی و جمشید مشایخی بر سر میزی پر از مسئول مملکتی



مسعود کیمیایی “قاتل اهلی” را می سازد/رضا عطاران “دراکولا” را!!

سینماژورنال: مسعود کیمیایی و رضا عطاران به لحاظ گونه ای که در آن شهره اند ربط چندانی با هم ندارند.

به گزارش سینماژورنال عطاران سالهاست که بازیگر و کارگردان آثار کمیک است و کیمیایی نیز مدتهاست در بند تصویرسازی مفهوم “رفاقت” است.

با این حال در یک مورد جالب این دو نفر فیلمنامه هایی با عناوین مترادف را در بانک فیلمنامه خانه سینما ثبت کرده اند.

رضا عطاران فیلمنامه ای با عنوان “دراکولا” را ثبت کرده و کیمیایی سناریویی به نام “قاتل اهلی” را.

دراکولا بیش از هر چیز یادآور موجودی خون آشام است که ریشه اروپایی دارد و برآمده از افسانه ایست متعلق به مردمان رومانی؛ در ادبیات داستانی نیز “دراکولا” یادآور داستانی است نوشته “برام استوکر” برآمده از همین افسانه.

در سینما مهمترین فیلمی که با محوریت این شخصیت ساخته شده است “دراکلای برام استوکر” نام دارد که فرانسیس فورد کوپولا خالق سه گانه “پدرخوانده” آن را کارگردانی کرده است.

از آن طرف “قاتل” نیز مانند “دراکولا” واژه ای است که بیش از هر چیز ارعاب را در مخاطب ایجاد میکند البته در اینجا کیمیایی قاتل خود را اهلی قلمداد کرده است؛ شاید به معنای قاتلی مزدور یا جایزه‌بگیر!




نظر دلسپرده معروف کیمیایی درباره کنسرت موسیقی فیلمهای این کارگردان: شتابزده، فاقد تنوع و دور از آن نقطه مطلوب موردنظر/یک فرصت خوب و تاریخی از دست رفت

سینماژورنال: شب کنسرت فیلمهای مسعود کیمیایی مدتی قبل از اجرا و به دلیل مخالفت اسفندیار منفردزاده آهنگساز قدیمی این فیلمساز با اجرای قطعاتش در این برنامه با حاشیه مواجه شد.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماژورنال به هنگام اجرای کنسرت و بعد از آن نیز گروهی از منتقدان و از جمله حمیدرضا صدر گلایه هایی را مطرح کردند درباره بروز برخی ناهماهنگیها در اجرای این برنامه.(اینجا را بخوانید)

به تازگی جواد طوسی منتقد قدیمی سینما و رفیق قدیمی مسعود کیمیایی که در همه این سالها رفاقت را در حق این کارگردان حفظ کرده است با نگارش یادداشتی برای “شرق” به گلایه از شتابزدگی و فاقد تنوع بودن برنامه پرداخته است.

طوسی البته که بخش عمده یادداشت خود را به انتقاد از آن آهنگساز قدیمی که اجازه اجرای قطعات خود را به کیمیایی نداده پرداخته است ولی  نهایتا یادداشت خود را با گلایه از مشکلات اجرایی این کنسرت به پایان برده است.

سینماژورنال متن کامل یادداشت طوسی را ارائه می دهد:

ساز مخالف دوست قدیمی

گاهی اوقات باید در کوران عملی یک کار قرار بگیری تا متوجه شوی اوضاع از چه قرار است. فکر  اجرای قطعاتی از موسیقی متن  فیلم‌های قبل و بعد از انقلاب مسعود کیمیایی اولین‌بار از سوی بهزاد عبدی پیشنهاد شد و کیمیایی به‌شدت از آن استقبال کرد.

منتها گردش‌کار بعدی آن و ساز مخالفی که از سوی دوست قدیمی کیمیایی و آهنگ‌ساز همه فیلم‌های قبل از انقلابش (به‌جز “اسب” و “سفر سنگ”) نواخته شد، قضیه را به یک میتینگ سیاسی از ناحیه او تبدیل کرد. یک‌باره دیدیم که رفاقت و سلام‌وعلیک و همه آن خاطرات ریشه‌دار گذشته کنار رفت و حرف از «همسونبودن» از جانب رفیق معترضی که به تبعیدی خودخواسته تن داده و افول غم‌انگیزش را طی این سال‌ها شاهد بوده، به میان آمد.

اصول حرفه ای می گوید عوامل یک فیلم نمی توانند برای خود حق انحصاری قائل شوند

در این‌گونه مواقع، اصول و قواعد حرفه‌ای و عرفی می‌‌گوید که عوامل یک فیلم اعم از بازیگر، آهنگ‌ساز، فیلم‌بردار و… دیگر نمی‌توانند برای حضور و همکاری خود حق انحصاری قائل شوند. در زمان حیات «مرتضی حنانه» و بعد از مرگ او به‌دفعات قطعه معروفی از موسیقی متن فیلم «فرار از تله» در برنامه‌های مختلف ارکستر سمفونیک اجرا شد و هیچ اعتراضی از سوی خالق اثر و وراثش را به‌دنبال نداشت.

در بعضی از برنامه‌های ارکسترهای بزرگ جهانی نیز شاهد بوده‌ایم که قطعاتی از موسیقی‌های متن معروف فیلم‌ها مانند «پدرخوانده»، «آوای موسیقی»، «خوب، بد، زشت»، «ویلن زن روی بام»،«پاپیون» و… اجرا شده، بی‌آنکه اجازه آهنگ‌ساز و بازماندگانش گرفته شده باشد.

فرصت مغتنم را با سیاسی بازی از دست داد

یک اثر هنری وقتی خلق و عرضه شد، دیگر متعلق به خیل گسترده‌ای از عاشقانش است و نباید برای آن بی‌جهت محدودیت و حدومرز قائل شویم. اتفاقا اجرای قطعاتی از موسیقی متن فیلم‌های قبل از انقلاب مسعود کیمیایی می‌توانست برای آهنگ‌سازش در این دوران فترت اعتبار دوباره‌ای ایجاد کند و او را به نسل‌های جدید بشناساند، ولی متأسفانه خودش این فرصت مغتنم را با سیاسی‌بازی از دست داد.

ظاهرا این واکنش سیاسی و غیرهنری  اسفندیار منفردزاده، برنامه‌ریزی در مورد آهنگ‌سازان دیگری چون مجید انتظامی، فریبرز لاچینی، کارن همایونفر و فرزین قره‌گزلو را نیز مختل می‌کند.


اگر واقعا بهزاد عبدی از این همکاران محترم خود کسب اجازه کرده و آنها نیز مخالفتشان را با اجرای آثارشان اعلام کرده‌اند، باید دریابیم که در چه دوران جدافتاده و آمیخته با گسست فرهنگی به‌سر می‌بریم. یعنی به جایی رسیده‌ایم که هرگونه رابطه تفاهم‌آمیز دوستانه را به یک برخورد سلبی بی‌رحمانه تبدیل کرده‌ایم.

حتی انگیزه انتشار یک بروشور را نداشتند!

نتیجه این فاصله‌گرفتن‌ها و فضای پرسوءتفاهم، برنامه‌ای می‌شود شتابزده و فاقد تنوع و دور از آن نقطه مطلوب موردنظر که جدا از تأخیر طولانی و عدم معرفی منظم و به‌موقع قطعات اجرا شده، حتی رهبر ارکستر و دیگر برنامه‌ریزانش انگیزه چاپ یک بروشور را نداشته‌اند.

زیرا احتمالا تا دقیقه ٩٠ مردد بوده‌اند چه قطعاتی را اجرا کنند یا نکنند! این تجربه تلخ و ناخوشایند باعث شد یک فرصت خوب تاریخی را در جهت بسترسازی برای این‌گونه کارها و اجراهای سینمایی و موسیقایی از دست بدهیم و در همان برهوت به‌سر ببریم.




چرا کارشناس “نود” کنسرت موسیقی فیلمهای کیمیایی را ترک کرد؟

سینماژورنال: کنسرت موسیقی فیلمهای مسعود کیمیایی با نام “شب موسیقی کیمیایی” در حالی برگزار شد که برخی مشکلات برگزاری آن را متاثر کرد.

به گزارش سینماژورنال حمیدرضا صدر، منتقد سینما که البته کارشناس فوتبال هم محسوب می شود و در طول دوران روی آنتن رفتن “نود” بارها به عنوان کارشناس در این برنامه ظاهر شده است از جمله حاضران در کنسرت موسیقی فیلمهای مسعود کیمیایی بود.

بروز برخی ناهماهنگیها در این کنسرت که به رهبری بهزاد عبدی و خوانندگی رضا یزدانی برپا شد سبب ساز آن گشت که صدر این کنسرت را ترک کند.

حمیدرضا صدر درباره دلایل این ترک کنسرت به “شرق” می گوید: از این شلخته‌تر نمی‌شد. کنسرت با یک‌ساعت تأخیر شروع شد. در اجرای هر قطعه، نه نام اثر اعلام می‌شد و نه نام آهنگ‌ساز. صدای بچه‌های کوچک سالن را پر کرده بود. این آشفتگی و عدم هماهنگی توهینی بود به خالقان این آثار و همین‌طور به حاضران در سالن.

وی ادامه می دهد: در چنین اجراهایی یا باید بروشوری از قطعاتی که اجرا می‌شود در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گیرد، یا روی مانیتوری شناسنامه آثار نمایش داده شود. اما چنین اتفاقی نیفتاد.




آوازخوانی محمدرضا فروتن با کمک سیروان خسروی

سینماژورنال: آنها که درام عاشقانه “شب یلدا” را دیده اند حتما آوازخوانی محمدرضا فروتن در این فیلم را به یاد دارند.

به گزارش سینماژورنال در آن درام عاشقانه فروتن برخی از تصنیفهای قدیمی ایرانی را بازخوانی کرده بود و شاید هم همین تجربه بود که باعث شده بدش یاید آوازخوانی را به صورت حرفه ای تجربه کند.

فروتن برای تولید آلبوم موسیقی اش به سراغ چهره های سرشناس حیطه موسیقی پاپ رفته و از جمله کسانی که در ساخت و تنظیم آهنگها به او کمک کرده سیروان خسروی یکی از گرانترین تنظیم کنندگان وطنی است.

تمامی ترانه های آلبوم فروتن را افشین یداللهی سروده است؛ یداللهی از جمله ترانه سرایانی است که شادمهر عقیلی خواننده سفرکرده ایرانی در برهه ای از زمان با وی همکاری داشت.

بابک زرین و امیرمیلاد نیک‌زاد نیز آهنگسازانی هستند که در تولیط قطعات آلبوم فروتن به وی کمک کرده اند.

نکته جالب درباره فروتن و سیروان آن است که این دو نفر پیش از این در سریال “رالی ایرانی” که برای شبکه خانگی تولید شد در یک تیم دونفره به رقابت با دیگر تیمهای حاضر در کار پرداختند.




خواننده فیلم کیمیایی پوستر “محمد(ص)”مجیدی را طراحی کرد!+عکس

سینماژورنال: نخستین پوستر فیلم سینمایی “محمد(ص)” مجید مجیدی در حالی رونمایی شد که تصویری از “آمنه” مادر پیامبر(ص) در لحظه تولد فرزند روی پوستر نقش بسته است.

به گزارش سینماژورنال “محمد(ص)” بناست برای اولین بار بطور رسمی در بخش خارج از مسابقه جشنواره مونترال و به عنوان فیلم افتتاحیه این جشنواره به نمایش درآید.(اینجا را بخوانید)

پوستر “محمد(ص)” را سیروس سلیمی طراحی کرده است؛ از طراحان گرافیک، نقاشان و خوشنویسان ایرانی که چندی قبل نیز آلبومی با عنوان “صدای بیصدا” را به بازار موسیقی پاپ عرضه کرده بود.

سیروس سلیمی خواننده اولین ترانه پاپ در سینمای پس از انقلاب هم بوده آن هم برای فیلم «تجارت» به کارگردانی مسعود کیمیایی!!! البته عجیب هم نبود که کیمیایی یادداشتی اختصاصی را برای آلبوم “صدای بیصدا”ی وی بنگارد.

محمد(ص)
پوستر محمد(ص)

از فرهاد تا کیمیایی و مجیدی

به گزارش سینماژورنال اینکه سلیمی طراح پوستر مهمترین محصول کارنامه سینمایی مجید مجیدی و پرهزینه ترین محصول سینمای ایران شده وقتی جالبتر می شود که بدانیم سلیمی آلبوم “صدای بیصدا”ی خود را به فرهاد مهراد تقدیم کرده.

یعنی همان فرهادی که در ابتدای انقلاب اسلامی با خواندن ترانه “وحدت” با مطلع “والا پیامدار…” که ادای دینی بود به پیامبر اسلام(ص) سعی کرد علقه های دینی خود را نشان دهد.

سیروس سلیمی پیش از این طراحی پوستر “ آواز گنجشک ها”ی مجیدی را هم برعهده داشت.

سیروس سلیمی
سیروس سلیمی




آشتی کیمیایی با خواننده فیلم دوم خردادی‌اش+عکس

سینماژورنال: سیاسی ترین فیلمی که مسعود کیمیایی بعد از دوم خرداد 76 ساخت، فیلمی بود با نام “اعتراض” که برخی از اتفاقات داستانی آن کاملا متاثر از وقایع آن سالها بود.

به گزارش سینماژورنال در آن فیلم مانی رهنما خواننده پاپ که از جمله کشفیات بابک بیات بود هم به عنوان خواننده حضور داشت.

با این حال بروز برخی دلخوریها باعث شد رابطه مسعودكيميايی و مانی رهنما بعد از این فیلم قطع شود و این دو بیشتر از ده سال قهر باشند.

حالا امسال در یک اتفاق جالب این دو نفر ساعاتی قبل از تولد 75 سالگی کیمیایی با یکدیگر دیدار کرده و کدورتها را پاک کردند.

مسعود کیمیایی و مانی رهنما
مسعود کیمیایی و مانی رهنما در کنار اکبر معززی و بابک صحرایی



روایت پولاد از خواهری که مسعود کیمیایی را نوه دار کرد!+عکس

سینماژورنال: بسیاری از مخاطبان سینمای ایران گمان می کنند مسعود کیمیایی تنها یک فرزند دارد که همین پولاد است.

به گزارش سینماژورنال اما واقعیت آن است که کیمیایی که یک فرزند دختر هم دارد که چند سالی بزرگتر از پولاد است.

این فرزند دختر “گیلدا” نام دارد و ثمره ازدواج اول کیمیایی با بانویی با نام مهشید بوده است.

به تازگی پولاد تصویری از پدرش و مادرش گیتی پاشایی را با گیلدا منتشر نموده است و در شرح آن نوشته است: پدرم با مادرم و خواهر كوچيكه كه الان خواهر بزرگست.

انتشار این تصویر سبب ساز آن شده که بسیاری از مخاطبان که تا سالها گمان می کردند کیمیایی فقط یک پسر دارد تازه متوجه دختردار بودن او هم بشوند.

گیلدا کیمیایی که بانویی میانسال است این روزها ساکن آلمان است. به گزارش سینماژورنال او یک فرزند حدودا 20 ساله هم دارد که نوه کیمیایی محسوب میشود.

مسعود کیمیایی در کنار گیتی پاشایی و گیلدا 
مسعود کیمیایی در کنار گیتی پاشایی و گیلدا



ماجرای حضور فردین و سعید راد در “دندان مار” کیمیایی

سینماژورنال: در میان آثاری که مسعود کیمیایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کارگردانی کرد “دندان مار” جایگاه ویژه ای دارد.

به گزارش سینماژورنال این فیلم نه تنها مخاطبان عام سینما را با یک درام ماجرایی متأثر از اوضاع و احوال روز جامعه مواجه کرد که منتقدان سینمایی را سرشار از لذت کرد.

نقشهای اصلی “دندان مار” را احمد نجفی و فرامرز صدیقی ایفا می کردند و در کنار آنها نیز گلچهره سجادیه و شاهد احمدلو به بازی می پرداختند.

شاید جالب باشد که بدانیم اول بار وقتی کیمیایی می خواسته فیلم را بسازد بنا داشته نقشهای اصلی این فیلم را به محمدعلی فردین و سعید راد بدهد که بعد از کسب اجازه از مراجع با مخالفت یکی از مدیران سینمایی مواجه شده است.

یکی از مسئولین نامه را گرفت و به زیر میز انداخت…

احمد نجفی که در آن دوران از رفقای کیمیایی بود درباره این ماجرا به “تماشاگران امروز” می گوید: قرار بود فردین در “دندان مار” اولیه و نه این “دندان مار” که ساخته شد بازی کند. قرار بود فردین و سعید راد بازی کنند و هر دو هم ممنوع الکار بودند.

وی ادامه می دهد: سعید راد بعد از انقلاب فیلم بازی کرده بود اما برای بازی فردین رفتند و از یک آیت ا.. اجازه بگیرند. ایشان هم نوشت اگر بعد از انقلاب کاری نکرده، حرفی نزده و اشتباهی نکرده اشکالی ندارد اما یکی از مسئولین نامه را گرفت و به زیر میز انداخت و گفت به شما چه ربطی دارد که رفتید استفتاء کردید.

نجفی در توصیف این شخص می گوید: ایشان الان هم زنده است و مثلا آزادی خواه هم هست.

البته نجفی افشای نام این فرد را به زمان انتشار کتاب خاطراتش سپرده و بیان می دارد: نمی گویم. بگذارید کتاب من هم چاپ شود و یک چیزی هم گیر ما بیاید. فقط همین قدر بگویم که رفتند استفتاء کردند و حکم گرفتند که بازی فردین بلامانع است اما نگذاشتند بازی کند.




روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب مطرح کرد: نقش مریدان سوسه‎بیا در دعوای کیمیایی و منفردزاده

سینماژورنال: یک هفته بعد از نامه ای که اسفندیار منفردزاده خطاب به مسعود کیمیایی در مخالفت با اجرای قطعاتش در کنسرتی موسوم به “شب موسیقی کیمیایی” منتشر کرد و البته چند روز بعد از جواب محترمانه ای که کیمیایی به منفردزاده داد حالا سیدعلی میرفتاح با نگارش یادداشتی از نقش مریدانی گفته که قصد دارند با سوسه آمدن میانه این دو رفیق قدیمی را به هم بزنند.

به گزارش سینماژورنال میرفتاح در یادداشتی که در “اعتماد” نوشته با اشاره به اینکه در دعوای دو بزرگ بهتر آن است که برای صلح وارد شد و نه افزودن بر دامنه تعارضات بخشی از دلخوریهای منفردزاده را در دوریش از وطن و عدم توانایی فعالیت مفید موسیقایی در آن سوی آبها دانسته است.

سینماژورنال متن کامل یادداشت میرفتاح را ارائه می دهد:

برادران جنگ کنند ابلهان باور

در دعواي بزرگ‌ترها نبايد وارد شد. برادران جنگ كنند، ابلهان باور. يك طرف كيميايي باشد و يك طرف منفردزاده، جاي من و امثال من نيست كه طرفي را بگيرند. البته هستند روزنامه‌نگاراني كه از دعواي بزرگان استقبال كنند و براي داغ‌شدنش ناخن به هم بسايند، اما – شما كه مي‌دانيد- ما جزو طايفه‌اي هستيم كه صلح را به جنگ و داوري ترجيح مي‌دهيم و جهان را در «آشتي» آرزو مي‌كنيم.

هيچ نزاعي نيست كه به صلح نينجامد

به‌خصوص از وقتي توافق هسته‌اي امضا شده، اين اميد پيش آمده كه هيچ نزاعي نيست كه به صلح نينجامد. بيتي، شيخ ما سعدي شيرازي دارد كه بي‌ارتباط به دعواي بزرگان نيست. فرمود «صلح است ميان كفر و اسلام/ با ما تو هنوز در نبردي». ملت با غير همزبان و غيرهمدين مصالحه مي‌كنند، آن وقت اسفنديار منفردزاده، طرح دعواي جديد مي‌كند و بعد از سي و چند سال رفيقش را مي‌نوازد. جواب مسعود كيميايي البته- الحق والانصاف- معقول و آشتي‌جويانه و كريمانه است.

روش و منش كيميايي قابل تقدير و تحسين است

در اين سال‌ها به‌‌ندرت پيش آمده كه چنين جواب‌هايي ديده باشيم. معمولا آدم‌ها انبار باروتند و منتظر جرقه‌اي هستند كه منفجر شوند و كينه‌هاي سي‌ساله را بروز دهند. معمولا آدم‌ها دل پري از هم دارند و عين انبوه عزاداران لحظه باريدن را گويي منتظرند. اما اين روش و منش كيميايي قابل تقدير و تحسين است كه علي‌رغم ميل مريدان و رفيقانش دل به دعوا نمي‌دهد و بزرگوارانه از آن مي‌گريزد. نقش مريدان و رفيقان را دست‌كم نگيريد.

نصف بيشتر فتنه‌ها از گور همين مريدان بلند مي‌شود

نصف بيشتر فتنه‌ها از گور همين مريدان بلند مي‌شود. مي‌نشينند زير گوش آدم چيزهايي زمزمه مي‌كنند كه آدم را به مرز انفجار مي‌رساند. خيلي كم پيدا مي‌شود كه رفيقان مشترك اصلاح ذات‌البين كنند و روي عصبانيت‌ها و دلگيري‌ها آب سرد بريزند. نديد مي‌دانم كه خيلي از كساني كه هم كيميايي را مي‌شناسند و هم منفردزاده را اين وسط سوسه آمده‌اند و كار را بر هر دو بزرگوار سخت كرده‌اند. از اين حيث دمِ كيميايي گرم كه مقاومت كرده و حرمت رفيق قديمي‌اش را نشكسته…

بين آنها كه مانده‌اند با آنها كه رفته‌اند فاصله‌اي است كه اگر با مهر و دوستي پر نشود حتما با كينه و نقار پر نمي‌شود

اما يك چيزي هم اين وسط بگذاريد نه به نفع كيميايي كه به نفع همه آنها كه مانده‌اند بگويم و نه خطاب به منفردزاده كه خطاب به همه هنرمنداني كه مهاجرت كرده‌اند. عرض كنم كه بين آنها كه مانده‌اند با آنها كه رفته‌اند فاصله‌اي است كه اگر با مهر و دوستي پر نشود حتما با كينه و نقار پر نمي‌شود. حيف است كه رفقاي سابق به دشمنان لاحق بدل شوند، اما حقيقت اين است كه «غربت» سخت است و بر «غريب» حرجي نيست اگر تندخو بشود، توطئه توهم كند و رفيقانش را دشمن بپندارد. سخت است كه آدم نتواند «كار» كند و چنان‌كه دلش مي‌خواهد كارش و حرفش دربگيرد و مورد توجه قرار بگيرد. هنرمند با پول احيا نمي‌شود و با گرين‌كارت هويت نمي‌يابد. هنرمند نياز دارد كه كار كند و ديده شود و مورد‌نقد قرار بگيرد و تاثير بگذارد.

منفردزاده چهل سال پيش كجا؟ منفردزاده الان كجا، طفلكي؟

منفردزاده چهل سال پيش كجا؟ منفردزاده الان كجا، طفلكي؟ دل آدم هم مي‌سوزد. خيلي از اينها كه رفتند كه كاش نمي‌رفتند يلي بودند روزگاري اما در پيچ و خم غربت گرفتار چيزهايي شدند كه از شدت تلخي از گفتن‌شان پرهيز مي‌كنم. حكايت شب هجران فروگذاشته به. بيخود نيست كه من با مهاجرت – به خصوص مهاجرت نويسنده و هنرمند – مخالفم و آن را خطاي محض مي‌دانم. يك دليلش اين است كه اينها با مهندس و دكتر و وكيل و وكيل مهاجرت فرق دارند و اين طور نيست كه همان‌طوري كه در وطن كار مي‌كردند بتوانند در كانادا و اسپانيا و بلژيك و امريكا كار كنند. نمي‌شود. بله؛ مسائل سياسي را بي‌خبر نيستم.

فقط توي ايران است كه آدم مي‌تواند كيارستمي و فرهادي و كيميايي و احمدرضا احمدي و مرادي‌كرماني و… شود

هلن‌كلر هم كه باشي مي‌فهمي سياست چه گرفت و گيرهايي دارد و چه لطماتي به اهل هنر مي‌زند. اما با اين همه درد غربت،‌به اپوزيسيون بازي و فعاليت‌هاي مبتذل رسانه‌اي نمي‌ارزد. هرجوري حساب كني فقط توي ايران است كه آدم مي‌تواند كيارستمي و فرهادي و كيميايي و احمدرضا احمدي و مرادي‌كرماني و… شود وگرنه توي غربت، رسانه‌هاي مبتذل عين فيتوپلانگتون مي‌چسبند به آدم تا از هيچ دعوا دربياورند و آدم‌ها را خرج دعواهاي بي‌حاصل خود كنند. حيف. حيف اسفنديار منفردزاده كه به جاي كار كردن بيانيه‌هاي بد و نااميدكننده صادر كند. حيف.