1

صدور پروانه ساخت “خروج”حاتمی کیا بعد از انتخاب بازیگر!!!+صدور یک پروانه دیگر  

سینماروزان: شورای صدور پروانه ساخت در جلسه اخیر با ساخت دو فیلمنامه موافقت کرد.

به گزارش سینماروزان “خروج” تازه ترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا که بلحاظ مضمونی با “دادشاه” و “بلوچ” و”خاک” مقایسه شده از جمله فیلمهای پروانه گرفته است. جالب است که پروانه ساخت “خروج” بعد از انتخاب فرامرز قریبیان برای ایفای نقش اصلیش صادر شده است.

سهیل بیرقی فیلمساز “من” و “عرق سرد” هم پروانه ساخت “عامه پسند” را به تهیه کنندگی خودش(!) گرفته است.

فهرست کامل پروانه های صادره به شرح ذیل است:

–“عامه پسند” به تهیه‌کنندگی ،کارگردانی و نویسندگی سهیل بیرقی

–“خروج” به تهیه‌کنندگی حبیب الله والی نژاد،کارگردانی و نویسندگی ابراهیم حاتمی کیا




تهیه‌کننده «کاغذ بی خط» با انتقاد از رهاشدگی اکران گفت⇐قوانین اکران فقط برای آنهایی اجرا میشود که زور مدیران بهشان میرسد!!/چرا مدیران سینمایی برای کمک به ادامه اکران فیلمهایی که انبوه سانس نصیبشان شده، تبصره میتراشند؟؟/برای نظارت بر اکران به یک امام علی(ع) نیاز داریم که حافظ عدالت باشد و از روز جزا بترسد!!

سینماروزان: مشکل تبعیض میان فیلمها در اکران که باعث شده برخی فیلمها، روزانه صدها سانس داشته باشند و برخی 20 سانس هم ندارند، همچنان برای تهیه کنندگان مستقل دردسرآفرین است.

عده ای عقیده دارند باندهای سینمایی همه چیز را در اختیار دارند و با نفوذ خویش اکران سینمای ایران را در دست گرفته و به دیگران اجازه عرض اندام نمی دهند؛ وزارت ارشاد نیز در این زمینه موضعی خنثی و انفعالی دارد.

حسن توکل نیا تهیه کننده باسابقه سینمای ایران درباره راهکار اکران عادلانه فیلمها به «ملانصرالدین» گفت: ما برای نظارت بر اکران عادلانه فیلمها ناظرانی داشته ایم، ولی بعضا این ناظران مماشات کرده و با همه صاحبان فیلم، برخورد یکسان نداشته اند. برای نظارت بر اکران فردی را میخواهیم مانند حضرت علی(ع) که حافظ عدالت باشد و از روز جزا بترسد.

تهیه کننده «کاغذ بی خط» در جواب به این سوال که چرا وزارت ارشاد قاطعانه با سینماداران در خصوص اکران ناعادلانه فیلم ها برخورد نمی کند؟ توضیح داد: چون وزارت ارشاد با برخی از رانت ها کنار می آید و صله و غیرصله می کند. به طور کلی مسوولان ما به هرکس که زورشان میرسد قانون را برایش پیاده می کنند و به هر کسی  زورشان نمی رسد برای او تبصره ساخته و مدارا می کنند. چرا مدیران سینمایی برای کمک به ادامه اکران فیلمهایی که انبوه سانس نصیبشان شده، تبصره میتراشند؟؟ واقعا در روز جزا چه کسی به داد این مدیران خواهد رسید؟؟

توکل نیا درباره کم کاری برخی از دفاتر پخش در ماههای اخیر گفت: اکثر دفاتر پخش فعال، سینمادار هم هستند(رانت) و بدین واسطه اعتباری(به صورت حباب) نیز به مرور به دست آورده اند. اگر کسی فیلمش را به اینها ندهد به نوعی 30درصد اکرانش ازبین رفته است!

تهیه کننده «چند میگیری گریه کنی» و «دستهای آلوده» در پاسخ به اینکه چرا وزارت ارشاد براساس تاریخ صدور پروانه نمایش، فیلمها را به نوبت اکران نمی کند، اظهار داشت: به نظرم دیگر زمان نوبت بندی برای اکران فیلم ها تمام شده است. الان عرضه و تقاضا حرف اول را می زنند، ولی وزارت ارشاد میبایست اشخاص صالح را برای نظارت بر اکران انتخاب کند که علی وار کار خود را انجام دهند و البته از حمایت ارشاد هم برخوردار باشند وگرنه اوضاع به مراتب بدتر از این خواهد شد.

 

 




پروژه ها و افراد مرتبط با محکومان بانک سرمایه کدامند؟⇐از “شهرزاد۱” تا “میلیونر میامی” و جشنواره “مدافعان حرم”/از “شاهگوش” و “ماه تی تی” تا “لامپ صد” و “فردا”/از حسن فتحی و داوود میرباقری تا بازرس خانه سینما و همکار خبرگزاری اصولگرا/از سعید ملکان و محسن محسنی نسب و عبدالله اسکندری تا مدیرعامل سابق انجمن دفاع مقدس!

سینماروزان: با اعلام احکام حسین هدایتی، محمدهادی رضوی و احسان دلاویز از متهمان بانک سرمایه و مشخص شدن اینکه این سه نفر رویهم به 50 سال حبس و رد مال و 156 ضربه شلاق محکوم شدند بد نیست مروری داشته باشیم بر پروژه ها و افرادی که حمایت این سه محکوم را داشته اند.

هادی رضوی به جرم اخلال عمده در نظام اقتصادی به ۲۰ سال حبس، رد مال و ۷۴ ضربه شلاق و محرومیت از خدمات دولتی محکوم شده است. احسان دلاویز نیز به جرم معاونت در اخلال در نظام اقتصادی به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. حسین هدایتی نیز به جرم اخلال در نظام اقتصادی به ۲۰ سال حبس، محرومیت دائم از بکارگیری در خدمات دولتی و رد مال معادل ۴۸۸ میلیارد تومان به نفع بانک سرمایه و به تحمل ۷۴ ضربه شلاق در انظار عمومی محکوم شد.

حسین هدایتی دارای سابقه حمایت از تولید سریال ناتمام “ماه تی تی” به کارگردانی داوود میرباقری و تهیه کنندگی مهران برومند بود.

محمدهادی رضوی داماد محمد شریعتمداری به غیر از سرمایه گذاری در فصل اول “شهرزاد” و حمایت و ریاست شورای سیاستگزاری جشنواره فیلم “مدافعان حرم” چنان که در دادگاهش روایت شد در تولید فیلمی به نام “بی حساب/میلیونر میامی” هم نقش داشت.

کارگردانی “شهرزاد” را حسن فتحی برعهده داشت و کارگردانی “میلیونر میامی” را مصطفی احمدی بازرس خانه سینما!!! دبیری جشنواره مدافعان حرم را نیز حمید یادروج از همکاران سابق یک خبرگزاری اصولگرا برعهده داشت.

سعید ملکان نیز علاوه بر حضور به عنوان مجری طرح در “شهرزاد1” تهیه کنندگی “میلیونر…” را برعهده گرفته بود.

احسان دلاویز مشاور جوان رییس اصلاحات کار هنریش را زودتر از محمدهادی رضوی و با حمایت از تولید سریال “شاهگوش” شروع کرد. “شاهگوش” را داوود میرباقری کارگردانی کرد.

دلاویز در تولید دو فیلم “فردا”ی مهدی پاکدل-ایمان افشاریان و “لامپ صد”سعید آقاخانی نیز به عنوان سرمایه گذار حضور داشت.

تهیه کنندگی “فردا” را حسین صابری برعهده داشته که در ماههای اخیر تجربه مدیریت انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس را هم پشت سر گذاشت!!! تهیه کننده “لامپ صد” هم محسن محسنی نسب بود.

عبدالله اسکندری گریمور برجسته وطنی به نوعی هم مشمول همکاری با رضوی و هم دلاویز میشود چون اسکندری هم در تیم تولید “شهرزاد” و هم تیم تولید “شاهگوش” حضور داشت.

اگر میخواهید سیاهه کامل همکاران این دو محکوم را پیش رو داشته باشید کافیست فهرست تمام عوامل درگیر در پروژه های مطروحه را کنار هم بگذارید.




روایت خواننده ای که صدایش یادآور “ابی” است از دیدار با “ابی”!!!+نقطه نظر “ابی” درباره این خواننده

سینماروزان: هنوز هم خیلیها نمیدانند آزادسازی موسیقی پاپ بعد از انقلاب اسلامی با خوانندگانی که صدایشان یادآور صدای خوانندگان لس آنجلسی بود یک سیاست از پیش تعیین شده بود یا به گونه ای اتفاقی رخ داد.

قاسم افشار از جمله خوانندگان ابتدایی موسیقی پاپ بعد از انقلاب است که از همان اولین سالهای فعالیت تاکنون مدام با ابراهیم حامدی(ابی) مقایسه شده است.

افشار به تازگی با رد تقلید از ابی به دیداری با ابی در خارج از ایران اشاره کرده است. قاسم افشار به “فرهیختگان” گفت: با اینکه به ما می‌گویند تقلید می‌کنی مخالف هستم. شاید شباهت‌هایی داشته باشد، ولی به‌طور کل حنجره من، فرم خواندن من، برای خودم است. شاید بیایم ترانه‌ای از این خواننده را بخوانم و خیلی هم نزدیک‌تر شود و این به این خاطر است که من آن صدا را دوست دارم.

قاسم افشار با اشاره به دیدارش با ابی افزود: این موردی است که در بافت حنجره و صدای من وجود دارد و من حتی چهار، پنج سال قبل در خارج از کشور با ایشان{ابی} دو‌بار جلسه داشتیم، ایشان خودشان هم می‌دانست که این صدا، صدای خود من است. از زمانی که مرحوم بابک بیات زنده بود این ماجرا بود ولی به هر حال متاسفانه یک‌سری حاشیه‌ها را مردم ما می‌سازند.

قاسم افشار ادامه داد: بستر موسیقی در آن زمان که ما آمدیم خیلی بد بود. برای مردم این‌طور تداعی شد که صدای من شباهت زیادی به صدای فلان خواننده دارد. من از این داستان ناراحت نمی‌شوم. حالا که شما را می‌خواهند مقایسه و قیاس کنند با یک چهره مهم قیاس کنند. اما خودم به‌شدت با این شباهت مخالف هستم.




گلایه‌های کارگردان «تپلی و من» از اوضاع اکران⇐سختی اکران فیلم کودک به مراتب بیشتر از تولیدش است/مدام شعار حمایت از سینمای کودک را میدهند ولی در اکران، سینمای کودک را بایکوت میکنند/چون فکر میکنند کودکان ساعت ۸ شب میخوابند پس هیچ سانسی بعد از ساعت ۸شب به «تپلی و من» نداده‌اند؟؟!!/بخش عمده سانسهای ما محدود شده به ۱۱ صبح و ۱ بعدازظهر و ۳بعدازظهر!/ آخر کدام خانواده در این گرمای ۴۰درجه تابستان، کودکش را ساعت ۱بعدازظهر به سینما میبرد؟؟

سینماروزان: بخش عمده از سبد سرگرمی‌سازی سینماها در همه جای دنیا، سرگرم کردن مخاطبان کودک و نوجوان است ولی در ایران بیش از آن که به فکر ایجاد مجالی مناسب برای اکران آثار کودک باشیم، این شوراها و جشنواره های ایجاد شده به بهانه کودکان است که رونق دارد!!!

«تپلی و من» تنها فیلم کودک روی پرده است که کارگردانش حسین قناعت، پیشتر هم علاقه خود به تولید محصولات سرگرم کننده برای کودکان را نشان داده است؛ با این حال «تپلی و من» در اکران شرایط مطلوبی ندارد.

حسین قناعت کارگردان «تپلی و من» با اشاره به اوضاع اکران فیلمش به سینماروزان گفت: با توجه به محدودیت سالنی که داشته ایم اوضاع فروش نسبتا بد نبوده است ولی متاسفانه در کلیت، وضعیت اکران وضعیت خوبی نیست زیرا عملا سانسهای خوب نداریم یا کم داریم یعنی تصور شده است چون این، فیلمی است که فقط برای بچه هاست و چون بچه ها باید ساعت 8 شب بخوابند پس هیچ سانسی بعد از ساعت 8 به ما نمیدهند!!!

قناعت ادامه داد: خودم شاهدم که غیر از معدودی سینما، هیچ کدام از سینماها برای سانسهای 8 شب به بعد «تپلی و من» را روی پرده نمی‌فرستند و در این شرایط خانواده ای که میخواهد کودکش را به تماشای این فیلم ببرد باید چه کند؟؟؟ بخش عمده سانسهای ما محدود شده به 11 صبح و 1 بعدازظهر و 3بعدازظهر. آخر کدام بچه و کدام خانواده دراین گرمای چهل درجه ساعت 1بعدازظهر به سینما میرود؟؟

حسین قناعت افزود: خاطرم هست که سال قبل میگفتند چرا در باکس اکران تابستان فیلم کودک مناسب نداریم و حالا که یک فیلم مناسب کودکان در دل تابستان اکران شده بهش سانس نمیدهند! این چه معنایی دارد جز اینکه ژانر کودک را نمیخواهند جدی بگیرند؟؟ مدام شعار حمایت از سینمای کودک را میدهند ولی در اکران، سینمای کودک را بایکوت میکنند.

قناعت که سابقه ساخت فیلمهایی مانند «دزد و پری» و «قهرمانان کوچک» را هم در گونه کودک دارد با اشاره به لزوم حمایت مدیران سینمایی از سینمای کودک گفت: الان وزارت ارشاد باید به کمک سینمای کودک بیاید و برای کودکانی که در تابستان نیاز به خوراک فرهنگی دارند مجال مناسب سرگرمی فراهم کند. «تپلی و من» یکی از دهها فیلمی است که با الگوی جذب مخاطب کودک و خانواده تولید شده و میتواند مخاطبان را سرگرم کند. واقعا اگر بنا بود که این فیلم را بدون حمایت اکران کنم صبر میکردم تا در مهرماه و همزمان با بازگشایی مدارس فیلم را روی پرده میفرستادم تا به واسطه سانسهای مدارس بتوانم مخاطبان بیشتری را برای خود داشته باشم. بخش عمده فروش فیلمها در فصول گرم سال مربوط به سانسهای عصر است و متأسفانه برای ساعات 8 به بعد هیچ سانسی به «تپلی و من» نداده اند.

حسین قناعت خاطرنشان ساخت: اولین بار است که خودم به عنوان تهیه کننده وارد شده ام، و از نزدیک با ماجرای اکران روبرو میشوم، شاید سختی اکران فیلم به مراتب از تولیدش بیشتر باشد. اینکه فیلمی که ساخته شده ، بتواند در این وضعیت سینمای ما اکران شود و خودش را نشان دهد و بتواند با مخاطبین ارتباط برقرار کند و سرمایه ای که صرفش شده را برگرداند واقعا مشکل و طاقت فرساست.

این کارگردان با مخاطب قرار دادن مدیران رسانه ملی بیان داشت: صدا و سیما هیچ کاری که نکند باید به سینمای کودک تیزر مجانی دهد، حتی اگر به خاطر بچه ها هم که شده است این کار را کند. رسانه ملی برای حمایت از آنهایی که فیلم کودک تولید می کنند، باید خیلی بیشتر از اینها کمک کنند زیرا سینمای کودک مظلوم واقع شده است و باید تلویزیون به کمک معرفی درست آثار کودک بیاید تا والدین، کودکان خود را به تماشای آثار کودک بیاورند.

در «تپلی و من» یک کارگردان ایرانی است که گرفتار رویاپردازی میشود و همین شائبه های گرته برداری فیلم از زندگی یک کارگردان سرشناس را شکل داده. حسین قناعت در این باره گفت: اصلا و ابدا منظورم کارگردان خاصی نبوده است چون خودم هم کارگردان هستم و فقط برای اینکه تخیل و ایده پردازی سینمایی را محور درام کنم به سراغ کاراکتر کارگردان رفتم.




اولین روحانی که به وزیری ارشاد نائل آمد ، در گفتگویی مفصل مطرح کرد⇐ بخاطر ادای دین به “حسینیه ارشاد” ، نام وزارت فرهنگ و هنر به “وزارت فرهنگ و ارشاد” تغییر یافت!/صف بندی های سیاسی ابتدای انقلاب اجازه نمیداد که کسی به سینما بگوید: خرت به چند من!؟/ به دنبال پیاده سازی برنامه ای برای سینما بودم که هم امثال فردین و ایرج قادری و ناصر ملک مطیعی به فعالیت ادامه دهند و هم جوانان انقلابی!/”برزخیها” مطابق با برنامه ای ساخته شد که به مجلس دادم/تهيه‌کننده “برزخیها” به اعتبار امضاي وزيري در جمهوري اسلامي ده میلیون تومان برای تولید سرمايه‌گذاري کرده بود/محسن مخملباف با بهره کشی از حوزه هنری جلوی اکران “برزخیها” را گرفت!!/آنچه بر «برزخي‌ها» گذشت، بعد از شهادت رجایی و باهنر رخ داد و پيامد يکه‌تازي مخملباف با حضور عزيزاني(!) مانند مسيح مهاجري بود!!/سازمان تبليغات و آقاي مسيح مهاجري و روزنامه جمهوري اسلامي و کيهان{به مدیریت محمد خاتمی}و مجلسي‌ها راه را بر گفت‌وگو بسته بودند!!/تهیه کننده “برزخیها” همو بود که با سرمایه شخصی فیلمهای “محمد رسول الله(ص)” و “عمر مختار” را وارد کرد ولی پیش از آن که درآمد معقولي از سرمايه‌گذاري خود را داشته باشد، به خاطر تندروی امثال مخملباف و حامیانش به روز سياه نشست!!!

سینماروزان: حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه سومین وزیر ارشاد بعد از انقلاب اسلامی و اولین روحانی بود که به وزیری ارشاد رسید.

معادیخواه در ابتدای دهه شصت و بعد از عباس دوزدوزانی و پیش از محمد خاتمی کمتر از یک سال بر کرسی وزارت ارشاد تکیه زد و البته که برخی غائله های سینمایی اول انقلاب و از جمله غائله حول “برزخیها” در دوران حضور وی رخ داد.

معادیخواه به تازگی در گفتگویی تفصیلی درباره دوران وزارتش خاطراتی از تندروی‌های امثال محسن مخملباف و حامیانی که وی در روزنامه های “کیهان” و “جمهوری اسلامی” داشته نقل کرده است.

عبدالمجید معادیخواه با اشاره به اینکه استفاده از نام “ارشاد” کنار “فرهنگ” برای نامگذاری وزارت تحت امرش بی ربط به جایگاه “حسینیه ارشاد” نیست به “شرق” بیان داشت: نمي‌دانم با چه تلقي و دريافتي از «وزارت اطلاعات و جهانگردي» نام آن را به «ارشاد» تغيير دادند. همه مي‌دانيم پيشنهاد نام ارشاد هم‌زمان با سپرده‌شدن آن به «ناصر ميناچي» بود. در شايعه‌هايي از حسينيه ارشاد هم ياد مي‌شد؛ خدا رحمتش کند.

معادی خواه ادامه داد: در آن روزها که در اين وزارتخانه بودم، بيشتر درگير اشتباهي بودم که -در عمل- نياز به تصحيح داشت. فکر نمي‌کنم در انتخاب نام «ارشاد»، ايدئولوژي نقشي داشت. به نظرم جاذبه نام ارشاد با تعلق‌هاي عاطفي و ادای دین آقاي ميناچي -اولين وزير ارشاد پس از انقلاب– به حسینیه ارشاد بي‌ارتباط نبود! در شايعه‌ها هم سخن از «حسينيه ارشاد» بود که مي‌توان گفت بي‌پايه هم نبود!

معادیخواه افزود: بیش از اين نمي‌گويم که اين نام را –بر اساس ادغام فرهنگ و هنر- نمي‌پسندم. در اولين برنامه‌اي هم که به مجلس داده شد، با نام «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» بود که همخواني آن را با حوزه‌هاي مسئوليت وزارتخانه بيشتر مي‌ديدم. طرفه آنکه وزير علوم بي‌اعتنا به شاخه‌هاي فرهنگ و هنر آن همه را در يک معاونت پيچيده و در تالار رودکي سابق متمرکز کرده بود که بايد به نهاد مناسبي بازمي‌گشت که پيش از اين به موافقت شهيد باهنر اشاره شد. آن جراحي با سرعتي انجام شد که امروز دور از باور است! هم‌زمان با تقديم برنامه براي گرفتن رأي اعتماد به مجلس، بر تارَک آن نام «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» را نشاندم و يادآوري اين نکته خالي از لطف نيست که از مجلسي‌هاي آن روز يکي نگفت: چرا نام وزارتخانه تغيير کرده است!

معادیخواه تأکید کرد: در برنامه‌اي که به مجلس دادم، هنر سينمايي در محور عمده‌اي بود و هيچ نماينده‌اي سؤالي به نام جديد در اين برنامه هم نداشت. نکته مهم همين است که سينما در مقايسه با مسائل و مشکلات فراوان کشور در اولويت نبود. صف‌بندي سياسي هم اجازه نمي‌داد که کسي به سينما  – به‌اصطلاح رايج در فرهنگ کوچه-  بگويد: «خرت به چند من»؟!

سومین وزیر فرهنگ پس از انقلاب درباره آرای سینمایی خود گفت: سينماي قبل از انقلاب در ذائقه انقلابيون منفي بود. برداشتي که از «فيلمفارسي» در جامعه – به‌ويژه در محفل روشنفکري ديني – مطرح مي‌شد، فحشا و فسادي زننده بود! و صحنه‌هايي را تداعي مي‌کرد که با انقلاب سازگاري نداشت. در برنامه‌اي هم که به مجلس دادم، نوشتم: بايد کاري کنيم که خشک و تر به آتش چند خطاکار نسوزند! براي هنرمندان رژيم گذشته هم بايد ميدان کار و هنرنمايي ايجاد شود.

معادیخواه ادامه داد: برنامه سینما را نخست‌وزير به مجلس تقديم کرد که شهيد باهنر بود. سخن از همان برنامه‌اي است که به نام يکي از وزيران آن دولت به مجلس دادم و در آن براي سياست سينمايي ما اين ويژگي مطرح بود که بايد دو نسل را ديد؛ تا نقش هر دو را تلفيق کنيم و نمي‌توان با يک چشم سينما را – با نگاهي انقلابي- در انحصار آن هنري ديد که از انقلاب جوانه مي‌زند و- به نام و با شعار هنر متعهد – قديمي‌ها را نديد! هم نسل جواني را بايد ديد که با آرمان‌هاي انقلابي و باورهايي اسلامي به صحنه مي‌آيند؛ هم ديگراني هستند که حق زندگي دارند و نمي‌توان از تجربه آنان در کار هنري بي‌نياز بود. همه فاسد نيستند و اگر در نگاه افرادي – با سياه‌نمايي هم – همه را فاسد ببينیم، بايد در پي راه‌حل باشيم. اين دو سرمايه را بايد با هم تلفيق کرد؛ تا اين مجموعه با هم سينمايي را از نو بسازند که ستاره‌هايي مثل فردين و ناصر ملک مطیعی و ایرج قادری و… هم در آن فرصت درخشش ديگري – متفاوت با گذشته – داشته و در آفرينش‌هاي نسل نو مردم هم مشارکت سودمندي داشته باشند.

معادیخواه با انتقاد از تندروی‌هایی که جلوی پیاده سازی برنامه اش را گرفتند اظهار داشت: عناصري مانند محسن مخملباف در بهره‌کشي هنرمندانه‌اي – از حوزه هنري – يکه‌تاز بودند و سينماي انقلاب را با «توبه نصوح» محراب مقدسي مي‌دانستند که کاش روزي بتوان روزهايي را بازسازي کرد که بزرگاني مانند آيت‌الله جنتي – که شيفته آن آفرينش‌هاي مخملي بودند- با چه شوقي در تشويق آفريدگاران «توبه نصوح» اشک مي‌ريختند و آنان را در آغوش مي‌کشيدند! که اگر با کارهاي امروزشان هم زمان ديده شود، معلوم است در چه فيلم جالبي –به‌صورت مستند– مي‌توان حرف‌هاي آن روز را با عملِ امروز به ترازوي مقايسه سپرد و تماشا کرد که سرمايه‌اي براي شکوفايي هنري ديگر است! هياهوي آن روز و آنچه بر اکران فيلم «برزخي‌ها» گذشت، پيامد يکه‌تازي آنان با حضور عزيزاني مانند مسيح مهاجري است! نمونه‌اي از اين صحنه‌ها مي‌تواند در غني‌ترکردن چنين گفت‌وگوها سودمند باشد و در آن نقش مجلس را هم مي‌توان ديد. کاش روزي بتوان با حضور جمعي از خاطره‌داران نقشِ همه عزيزاني را در هياهوي خاطره‌انگيزي ديد که شخصيت‌هايي مانند آيت‌الله جنتي در آن هياهو نقش داشتند و هم آقاي مخملباف را بتوان – هم‌زمان- با آن شعارها و فرياد «وااسلاما» ديد و با تصويري از حوزه هنري بازخواني کرد که سرشار از تجربه‌هايي آموزنده است.

معادیخواه افزود: چنان‌که گفتم روزي که شتاب‌زده حوزه فرهنگ و هنر را به وزارت علوم سپردند، آقاي دکتر عارفي، «وزير وقت علوم» هم با دغدغه‌هاي ديگري که داشت، بي‌اطلاعي از اين حوزه، همه ميراث فرهنگ و هنر از رژيم گذشته را به معاونتي سپرد. در چنين حال‌وروزی مرحوم محمدزاده، از مديران مورد اعتماد آقاي عارفي که از پيش از انقلاب اشتياقي به ظرفيت‌هاي سينما داشت و گاه فعاليت‌هايي مي‌کرد و – به عنوان نمونه – فيلم «محمد رسول‌الله (ص)» با سرمايه‌گذاري او و براي نمايش به بازار ايران راه يافت مجوزِ ساخت فيلم «برزخي‌ها» را گرفته بود. با آقاي محمدزاده اما تاحدودي آشنا بودم و نه البته در حد جناب قرائتي که از ميزباني و پذيرايي‌هاي او – در اهواز – تجربه‌هاي زيادي داشت و شرح آن در اين تنگنا نمي‌گنجد. بزرگان بسياري از رجال جمهوري اسلامي –حداقل- با او سلام‌وعليکي داشتند و از حداکثر مي‌گذرم و برايم دور از باور است که او به خباثت‌هايي گرايشي داشته است! هم‌اکنون سخن از اعتماد او به امضاي فردي- به نمايندگي از وزيري در نظام – است که آن روز 10 ميليون تومان براي ساخت فيلم “برزخیها” سرمايه‌گذاري کرده بود. به او بايد آفرين گفت که توانست: حضور ستاره‌هاي سينماي قبل از انقلاب – از فردين، ايرج قادري، ناصر ملک‌مطيعي تا ديگران را – به‌عنوان بازيگر در اين فيلم فراهم کند. کارگردان هم آقاي ايرج قادري بود. داستان فيلم هم گروهکي با سيماي ضدانقلاب – در توطئه‌اي هم‌دست- بودند که با شروع جنگ از آن برزخ به سمت انقلاب برگشتند. پيام فيلم اين بود: هنرمندان سابق اگر در گذشته ايرادي هم داشتند، امروز براي مشارکت آماده‌اند و مي‌خواهند در خدمت انقلاب باشند. اين از نظر من نه‌تنها اشکالي نداشت که با برنامه‌اي هم که به مجلس داده بودم، هم‌خواني داشت. براي جذب ديگران به انقلاب مي‌توان همسو با سياست حداکثري عمل کرد و نيازي نيست که به‌جاي واکاوي مسئله، فقط حکم صادر کنيم. در اين فرصت اما نگاه من از زاويه ديگري است و حمايت من– از آن فيلم– مبناي ديگري داشت؛ بر اين پايه که فردي به اعتماد جمهوري اسلامي در حوزه سينما سرمايه‌گذاري كرده و اجازه گرفته است. در مرحله بهره‌برداري و اکران ما نمي‌توانيم جا بزنيم و براي امنيتِ سرمايه‌گذاري و حقوق شهروندان حسابي باز نکنيم. به‌ويژه که بايد حرمت وزير قبلي هم كه –چشم‌بسته- با اعتماد اجازه داده بود، حفظ مي‌شد. بنابراين با ميدان‌دادن به امثال فردين مشکلي نداشتم و درست همان سياستي بود که به مجلس داده بودم و مجلس هم قبول کرده بود. در «برزخي‌ها» اما موضع من پايبندي به حرمت وزيري بود که پيش از آمدن من، به فردي ميدان داده بودند. تهيه‌کننده هم به اعتبار امضاي وزيري در جمهوري اسلامي سرمايه‌گذاري کرده بود. حرف من اين بود که آيا من بايد امضاي مديران پيش از خودم را محترم بشمارم یا نه؟! او مدير جمهوري اسلامي بوده است. با نيم‌نگاهي به روزنامه کيهان- در آن روزها – مي‌توان ديد چه هياهوهايي پيروان آقاي مخملباف راه انداختند. خاطره‌اي از گفت‌وگويي با آقاي محمد خاتمي دارم که کاش فرصتي پيش مي‌آمد که با حضور او مطرح شود. او آن روز بر شعار آزادي قلم تأکيد داشت. مشکل اما تزاحم ملاک‌ها است؛ اگر به نام آزادي قلم حق شهروندي پايمال و امنيتِ سرمايه‌گذاري نابود شود، چه بايد کرد؟ مغالطه با هياهو، بهره‌کشي ابزاري از آزادي است. سازمان تبليغات و آقاي مسيح مهاجري و روزنامه جمهوري اسلامي و کيهان{به مدیریت محمد خاتمی}و مجلسي‌ها همه در هياهو راه را بر گفت‌وگو بسته بودند.کسي جرئت نداشت بگويد: حرف قانون چيست؟!

معادیخواه با تأکید بر اینکه تمام اتفاقات حول “برزخیها” بعد از شهادت باهنر و بهشتی روی داد اظهار داشت: سرگذشت و سرنوشت فيلم «برزخي‌ها» پس از شهادت باهنر و بهشتی رقم خورد. هياهوي مطبوعات هم، فصلي از بايسته‌هاي گفت‌وگو در تاريخ مطبوعات در جمهوري اسلامي است. اگر روزي کارنامه مطبوعات را در تاريخ جمهوري اسلامي به گفت‌وگو بسپاريم با پيامدهاي بازي با افکار عمومي و احساسات مردم و بهره‌کشي ابزاري از آن، آشنا مي‌شويم. بر اين باورم در اين داستان به آقاي محمدزاده{تهیه کننده “برزخیها”} ستم شد. او فيلم «محمد رسول‌الله (ص)» و «عمر مختار» را به ايران آورد. و در اين داستان پيش از آنکه – حداقل- فرصت درآمد معقولي از سرمايه‌گذاري خود را داشته باشد، به خاطر تندروی امثال مخملباف و حامیانش به روز سياه نشست!




صدور پروانه نمایش برای یک مدیر عمار+صدور دو پروانه دیگر

سینماروزان: شورای پروانه نمایش فیلم های سینمایی برای 3 فیلم مجوز نمایش صادر کرد.

به گزارش سینماروزان فیلم “مطرب” تازه ترین ساخته مصطفی کیایی از جمله آثاری است که پروانه نمایش گرفته. حمیدرضا قطبی که پیشتر “جامه دران” را ساخته بود پروانه نمایش “قطار آن شب” را گرفته و حامد بامروت از مدیران جشنواره عمار پروانه “منطقه پرواز ممنوع”.

فهرست کامل پروانه های صادره به شرح ذیل است:
 

–“مطرب” به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی مصطفی کیایی

–“قطارآن شب” به تهیه کنندگی بهروز رشاد، کارگردانی حمیدرضا قطبی و نویسندگی مشترک بهروز رشاد و حمیدرضا قطبی

–“منطقه پرواز ممنوع” به تهیه کنندگی حامد بامروت نژاد، کارگردانی و نویسندگی امیر داساگر




اروپاگردی؛ عامل تناقض‌‌زایی گفتار بازرس خانه سینما در مسأله «معتمدآریا»!!؟؟

سینماروزان: حدودا دو ماه قبل و بعد از انتخاب فاطمه معتمدآریا به عنوان رییس صنف بازیگران خانه سینما این واقعیت مطرح شد که طبق بند ۳۰ فصل پنجم اساسنامه خانه سینما، معتمدآریا دیگر نباید در هیأت مدیره حضور داشته باشد.(اینجا را بخوانید)

با این حال نه تنها معتمدآریا از هیأت مدیره خانه سینما جدا نشد بلکه هیأت مدیره با صدور اطلاعیه ای بیان کرد چون دوره دوساله هیأت مدیره خانه سینما تا اسفند97 به پایان رسیده و ادامه فعالیت هیأت مدیره فقط بخاطر تطبیق اوراق مالی است پس حضور معتمدآریا در هیأت مدیره مشکلی ندارد.(اینجا را بخوانید)

در تمام این دو ماهی که کلی حرف و حدیث درباره غیرقانونی بودن حضور معتمدآریا در هیأت مدیره مطرح شده بود مصطفی احمدی بازرس خانه سینما که رسیدگی به چنین شبهاتی از جمله وظایفش است، کمترین توضیحی در این باره نداد تا اینکه این مسأله با جدیت هر چه تمامتر در دیدار روسای صنوف مختلف خانه سینما با هیأت مدیره مطرح شد.

در جلسه اخیرا روسای اصناف خانه سینما با هیأت مدیره که اتفاقا معتمدآریا نیز در آن حضور داشت، برخی از روسای صنوف درباره چگونگی حضور معتمدآریا در هیأت مدیره طرح سوال کردند و اینکه چرا بخاطر حرمت اساسنامه هم که شده معتمدآریا خودش استعفا نداده است؟؟

مصطفی احمدی که تازه از اروپاگردی(!) بازگشته بود در این جلسه سکوت اختیار کرد ولی مدتی بعد از جلسه در فضای اجتماعی مدعی حذف معتمدآریا از هیأت مدیره شده و نوشت: خانم معتمدآریا بعد از طی مراحل قانونی اعلام تغییرات انجمن بازیگران از هیأت مدیران رفته اند و عضو علی‌البدل جایگزین ایشان شده است.

ادعای مصطفی احمدی نه تنها پرسشها را کم نکرده که تناقضاتی دارد با اتفاقات دو ماه اخیر؛

اول اینکه اگر معتمدآریا از هیأت مدیره رفته چرا در این دو ماه هیچ خبر رسمی از این حذف در سایت رسمی خانه سینما منعکس نشده است؟ و حتی هیأت مدیره خانه سینما در اطلاعیه رسمی خود کلمه ای درباره آن حرف نزده؟

دوم اینکه اگر معتمد آریا همان دو ماه قبل از هیأت مدیره جدا شده چرا در جلسه یک ماه قبل هیأت مدیره با محمدجواد حق شناس رییس کمیسیون فرهنگی شورای شهر حاضر بود؟؟

سوم اینکه اگر بنا به ادعای مصطفی احمدی، معتمدآریا به مجرد انتخاب به عنوان رییس صنف بازیگران از هیأت مدیره استعفا داده چرا در جلسه اخیر روسای صنوف با اعضای هیأت مدیره به عنوان عضوی از هیأت مدیره حاضر بوده است؟

سینماروزان حاضر است پاسخ اعضای هیأت مدیره خانه سینما و از جمله بازرسش به این پرسشها را بی کم و کاست منعکس کند بلکه شک و شبهه بدنه صنف سینما نسبت به تخلف اساسنامه ای از بین برود.




تحلیل رسانه اصولگرا بر کارنامه مدیران سینمایی اعتدال⇐رییس معزول، جشنواره را دوپاره کرد! رییس بازنشسته، حرف‌درمانی کرد! رییس چندشغله  هم مشغول کارآموزی است!!

سینماروزان: سازمان سینمایی در دو دولت اعتدال تا اینجا سه رییس سینمایی را به خود دیده است؛ حجت ایوبی که در آستانه انتخابات96 حذف شد، محمدمهدی حیدریان که به دلیل بازنشستگی، ریاست آشکارا(!) بر سازمان را از دست داد و حسین انتظامی رییس فعلی که درگیریهایی غیرسینمایی نظیر ریاست کارگروهی ساماندهی کاغذ(!!) را برعهده دارد.

جواد محرمی دبیر سرویس فرهنگی روزنامه اصولگرای «جوان» در تحلیلی بر کارنامه سه مدیر سینمایی اعتدال برخی از نقاط ضعف کارنامه هر سه مدیر را برشمرده است.

متن تحلیل محرمی در «جوان» را بخوانید:

دوستی درباره تجربه کار در یک رسانه که مدیرانش هراز چندگاهی جای خود را به دیگری می‌دادند می‌گفت تقریباً هر مدیر تازه واردی برای اینکه ثابت کند آمده تا تغییر ایجاد کند و مشتاق بود خیلی زود زیردستانش این تغییرات را لمس کنند و به زعم آن‌ها در دل بگویند چه آدم با عرضه‌ای است اولین جایی را که مشمول تغییر می‌کرد ظواهر تحریریه بود؛ یکی در بدو ورود همه مانیتور‌ها را تعویض می‌کرد، دیگری جای میزو و صندلی‌ها را عوض می‌کرد، دیگری تصمیم می‌گرفت رنگ دیوار‌ها را مثلاً از سبز به آبی تبدیل کند و تنها چیزی که ارتقا پیدا نمی‌کرد و اتفاقا تحلیل هم می‌رفت بازدهی وظایف و تکالیفی بود که برای آن مجموعه تعریف شده بود. حالا وضعیت سازمان سینمایی هم تقریبا به همین مثال شبیه شده است.
رئیس اسبق معزول این سازمان مهم‌ترین جشنواره هنری کشور را دوپاره می‌کند، مدیر بازنشسته بعدی می‌آید و از مدیریت سیستماتیک سخن می‌گوید و صرفا نظاره‌گر امور است تا جای خود را به دیگری بدهد و پس از مدتی فقط و فقط حرف‌درمانی کردن جای خود را به رئیس دیگری می‌دهد که اتفاقا چند شغله است و او هم تازه آمده تا به اصطلاح در این حوزه کارآموزی کند و سینما را یاد بگیرد تا این دوسال باقی مانده دولت دوازدهم هم به سرآید. 
مواجهه سازمان سینمایی با جشنواره فجر دقیقا حاکم بودن همین وضعیت را نشان می‌دهد. تجمیع جشنواره ملی و جهانی فجر موضوعی بود که حسین انتظامی در روز‌های آغازین سرپرستی سازمان سینمایی اشاره‌ای تلویحی به آن کرد، اما از آن زمان تا حالا به کلی درباره آن سکوت اختیار کرده و موضعی نگرفته است.
همین بی‌موضع بودن خود منجر به دامن زدن شایعات می‌شود چراکه در فضای ابهام آلود وقتی آن‌ها که مسئولیت دارند ساکتند شایعات قوت می‌گیرند. در واقع سازمان سینمایی خود را در وضعیتی قرار داده که پس از گذر زمانی طولانی هنوز برای اتخاذ یک تصمیم برای دخل و تصرف در ظواهر یک موضوع عاجز نشان می‌دهد. بعد سؤال این است که چقدر می‌توان درباره تغییرات ماهوی و راهبردی عمیق و راهگشا به سود ارتقای سینمای ایران در این دو سال باقی مانده انتظار داشت. تا کی قرار است سازمان سینمایی خود را درگیر ظواهری مانند شفاف‌سازی کند و سر اهالی رسانه و سینما را با طرح این مباحث گرم نماید. آیا مسئله اصلی و مهم سینمای ایران شفاف‌سازی است یا می‌طلبد این مسئله به عنوان یک اقدام فرعی که در هر سیستم دولتی می‌تواند یک ضرورت باشد در حد و اندازه خودش مطرح شود.
الان مدت‌هاست که اصحاب رسانه و به طور کلی جامعه سینمایی کشور حرفی مهم و اساسی از زبان رئیس سازمان سینمایی نشنیده‌اند و مدام موضوع شفاف‌سازی مالی مطرح می‌شود، بماند که همین موضوع نیز ابهامات و سؤالات زیادی را به همراه دارد که برای مثال چرا باید فلان مبلغ هنگفت برای فلان اتفاق ساده هزینه شود. واقع مطلب این است که متولی سینما در کشور سازمان سینمایی است و وظایف و تکالیف این سازمان نیز معلوم و مشخص است.
جناب انتظامی! دقیقا چه زمانی قرار است برنامه‌های مهمی که منجر به تصمیمات مهم در این سازمان می‌شود را برای جامعه سینمایی کشور تبیین کنند و آن‌هایی را که هر روز در رسانه‌های مختلف انتقاد‌های بحقی به وضعیت سینمای ایران دارند را دست کم با حرف‌های قشنگ امیدوار کنند! واضح است که هیچ کس به دنبال حرف‌درمانی نیست، اما جناب انتظامی حتی در این وادی نیز تخصصی از خود نشان نمی‌دهند تا دست کم با حرف‌های ایشان سر سینمایی‌ها برای مدتی گرم شود؛ کاری که حجت‌الله ایوبی خوب از عهده آن برمی‌آمد و در هر جلسه و بزمی شعری مربوط یا نامربوط قرائت می‌کرد و وعده‌ای سرخرمن حواله مستمعان می‌نمود. 
مدیر اسبق در ماه‌های منتهی به پایان مدیریتش دست کم برای شیرین شدن دهان هم که شده از سینمای امید یاد می‌کرد، اما در این ماه‌ها دریغ از یک حرف حساب برای سینما. به نظر می‌رسد حسین انتظامی به دنبال همان اقدام ویترینی است که یک تغییر شکلی را رقم بزند، آن هم چیزی نیست جز تلفیق دوباره جشنواره‌های فجر و جهانی، اما از آنجا که تیم قدرتمند رضا میرکریمی مخالف آن است و برای خود دلایل سفت و سختی هم دارد فعلا وضعیت برای این تصمیم‌گیری در حال تعلیق است.
پس باید گفت خوب است آقای انتظامی فعلا به همان بحث شفافیت سرگرم باشند تا جشنواره فجر امسال هم تمام بیاید و برود و علی برکت الله، پس از آن تا پایان عمر دولت دوازدهم هم چیز زیادی باقی نمانده. به هر حال کجای این دولت کار عمیق، حساب شده و دقیق انجام شده که انتظار داریم در حوزه فرهنگ و سینما انجام شود.




اولین حرفهای علیرضا خمسه بعد از غائله کانادا و حذف از “پایتخت۶″⇐فکر نمیکردم بیضایی آدم بزرگی باشد و علاقه ای نداشتم در “مرگ یزدگرد” بازی کنم!!/مهرجویی پیشنهاد بازی در “اجاره نشینها” را داد ولی فخرالدین انوار مخالفت کرد!!/بیش از سی سال است که منتظرم انوار بهم زنگ بزند و دلیل ممنوع الفعالیت شدنم را بگوید!!!/کیانوش عیاری شخصا اجازه بازی من در “روز باشکوه” را از انوار گرفت/بخاطر بازی بد بازیگر مقابل، بیضایی پلانهای مرا از “شاید وقتی دیگر” حذف کرد!/ “معجزه خنده” را خودم نوشتم ولی یدالله صمدی علاقه داشت آن را بسازد!/میرباقری براساس “معجزه خنده” نمایش “عشق آباد” را روی صحنه برد

سینماروزان: مدتی کوتاه بعد از غائله استندآپی که علیرضا خمسه در کانادا اجرا کرد و به دنبالش حذف قطعی از سریال “پایتخت6” خمسه در گفتگویی تفصیلی شرکت کرده و درباره همه چیز حرف زده بجز غائله استندآپ و حذف از “پایتخت6”.

علیرضا خمسه با اشاره به همکاریش با بهرام بیضایی در “مرگ یزدگرد” به “ایسنا” گفت: یک سال و نیمی که در فرانسه بودم بیش از همه چیز دسوابق تئاتری‌ام به من کمک کرد زیرا در آن‌جا همزمان با آدم‌های بزرگی آشنا شدم و با آن‌ها همکاری کردم. وقتی به ایران بازگشتم مهدی هاشمی مرا به بهرام بیضایی معرفی کرد و من فکر می‌کردم او در مقایسه با ایده‌آل‌های من آدم بزرگی نیست، به همین علت به مهدی هاشمی می‌گفتم دوست ندارم با یک آدم معمولی کارم را شروع کنم و او در جواب به من گفت حالا با یک آدم معمولی شروع کن، بعد از آن با آدم‌های بزرگتر هم کار خواهی کرد (می‌خندد). فکر می‌کردم حالا که از فرانسه آمده‌ام باید با آدم‌های درجه یک جهانی کار کنم.

خمسه ادامه داد:
من فکر می‌کردم «مرگ یزدگرد» ضعیف‌ترین کار رزومه من خواهد بود اما الان بعد از ۴۰ سال کار وقتی می‌گویند اگر بخواهی یک کار انتخاب کنی، من می‌گویم «مرگ یزدگرد»، یعنی همچنان درخشان‌ترین کار من است. جالب این است که آن را با اکراه قبول کرده بودم و اگر اصرار مهدی هاشمی نبود احتمالاً در آن بازی نمی‌کردم!!

خمسه افزود: بهرام بیضایی دو سال بعد وقتی می‌خواست فیلم «شاید وقتی دیگر را بسازد» دنبال هنرپیشه‌ای می‌گشت که پانتومیم بلد باشد و این‌گونه بود که یکی از قهرمان‌ها در استودیو تلویزیونی کار می‌کند و در بک‌گراندش یک بازیگر پانتومیم اجرا  می‌کند. پلان‌های زیادی گرفته بودند اما بهرام بیضایی بازی بازیگر مقابل را نپسندیده بود و در نهایت پلان‌های من هم حذف شد. این را دستیار کارگردان بیضایی بعدها به من گفت. در نهایت دو سال پیش که به آمریکا رفته بودم بهرام بیضایی یک کار نمایشی روی صحنه داشت و توفیق تماشای آن تئاتر و ایشان را بعد از ۴۰ سال پیدا کردم.

علیرضا خمسه خاطرنشان کرد: فیلم “مرگ یزدگرد” به دلیل بی‌حجابی بازیگران زنش نمایش پیدا نکرد و زمانی از سینما دنبال من آمدند که از من تئاتر تلویزیونی‌ای پخش شد که در آن محمدعلی کشاورز هم بازی می‌کرد و من در آن درخشیده بودم و بعد از آن آقای مهرجویی دنبال من آمد تا برای فیلم «اجاره‌نشین‌ها» بازی کنم. من بعد از «هوشیار و بیدار» بیشتر شناخته شدم و سیل پیشنهادات سینمایی بود که به من می‌شد.

خمسه با اشاره به مخالفت فخرالدین انوار با بازیش در “اجاره نشینها” بیان داشت: آن زمان آقای فخرالدین انوار معاون سینمایی بود و اجازه نمی‌داد چهره‌های تلویزیونی وارد سینما شوند، به همین دلیل ما به سینما ممنوع‌الورود بودیم. این موضوع را به هیچ‌کس اعلام نمی‌کردند اما اگر کسی می‌رفت و می‌گفت می‌خواهم از این بازیگر استفاده کنم اجازه نمی‌دادند. من این را نمی‌دانستم تا روزی که عبدالله اسکندری (گریمور) به من گفت به دفتر آقای انوار برو و بپرس چرا ممنوع‌الکار هستی؟ من وقتی رفتم با او صحبت کنم منشی به من گفت شماره‌ات را به من بده تا با شما تماس بگیریم. الان بیش از ۳۰ سال است که منتظرم زنگ بزنند.

علیرضا خمسه با اشاره به صدور مجوز بازی برای “روز باشکوه” گفت:  طلسم ممنوع الکاریم زمانی شکسته شد که آقای کیانوش عیاری برای فیلم «روز باشکوه» پیش آقای انوار می‌روند و می‌گویند من از خمسه یک چهره جدید سینمایی می‌سازم و آقای انوار هم در جواب می‌گوید اگر قول می‌دهی این اتفاق بیفتد و نقشی ماندگار باشد من این اجازه را می‌دهم. بنابراین اولین کسی که این اجازه را گرفت آقای کیانوش عیاری بود و به نظرم هم آن فیلم موفق بود.

علیرضا خمسه با اشاره به اینکه دوست داشته خودش کمدی “معجزه خنده” را بسازد بیان داشت: «معجزه خنده» طرح من و بر اساس داستان یکی از دوستان روان‌شناسم بود که سال‌ها در انگلیس تحصیل کرده بود و بعد در امین‌آباد کار می‌کرد. من هم آن‌جا با بیماران، تئاتردرمانی کار می‌کردم. حاصل آن تئاتردرمانی و بودن با دکتر نیک‌رو سبب شد در حوزه هنری فیلمنامه‌ای بنویسیم به نام «معجزه خنده» که آن را بسازیم، اما یدالله صمدی که روحش شاد دوست داشت آن را بسازد و گفتیم او آن را بسازد. او نیز فیلمنامه را به آقای داوود میرباقری داد تا دیالوگ‌نویسی آن را انجام دهد و از دل آن نمایشنامه «عشق‌آباد» هم نوشته شد که من هر دو را هم دوست داشتم.




کارگردانی با سه گانه ای در مذمت منافقین بیان کرد⇐سازمان صداوسیما در استفاده از زنان غیرمحجبه غیرمسلمان(!) همکاری و تعامل خیلی خوبی با ما داشت!!

سینماروزان: در دورانی که یک فیلم گزنده اجتماعی با نام “کاناپه” که خیلی خوب از بدبختیهای طبقه متوسط میگوید فقط بخاطر پوستیژبه سر بودن بازیگران زن در نماهای داخلی کاملا توقیف شده اینکه یک کارگردان تلویزیون درباره تعاملات مدیران سازمان برای استفاده از بازیگران بی حجاب در یک سریال سخن بگوید جای تأمل است.

جلیل سامان کارگردانی که سه گانه “ارمغان تاریکی”-“پروانه”-“نفس” را در مذمت منافقین برای رسانه ملی ساخته با اشاره به تعاملات سازمان به”جوان” گفت: من به طورکلی با حضور ناظر کیفی مخالفم و اولین و آخرین کاری که با ناظر کیفی کار کردم در «ارمغان تاریکی» بود و در سریالهای بعدی کاری با ناظران کیفی نداشتم!

جلیل سامان ادامه داد: صداوسیما همکاری‌ها و تعاملات خیلی خوبی هم داشت، مثل استفاده از زنان غیرمحجبه غیرمسلمان برای بازنمایی بی‌حجابی موجود در پیش از انقلاب. خوشبختانه سازمان این ریسک را پذیرفت و امیدوارم که در کار‌های بعدی هم این تعامل ادامه داشته باشد!!




صدور پروانه تهیه کنندگی برای احسان علیخانی!؟+صدور پروانه ای تازه برای تهیه کننده ای که چندین فیلم اکران نشده(!) در کارنامه دارد!!+فهرست کامل پروانه های صادره

سینماروزان: شورای صدور پروانه ساخت در جلسه اخیر با سه فیلمنامه موافقت کرد.

به گزارش سینماروزان در میان پروانه های صادره بیش از همه “برف آخر” جلب توجه میکند که احسان علیخانی تهیه کنندگیش را برعهده گرفته. اینکه احسان علیخانی با سابقه یک سرمایه گذاری در “بدون تاریخ…” چطور پروانه تولید گرفته مشخص نیست؟؟!!

“برف آخر” را امیرحسین عسکری میسازد که پیشتر فیلم “بی مرز” را با حمایت سازمان ارزشی آوینی ساخته بود!

به جز این محمدرضا مصباح که چندین فیلم اکران نشده نظیر “پیلوت” ، “پوست” ، “طلاقم بده بخاطر گربه ها” ، “برمودا” ، “گیلدا” و “نسترنهای وحشی” را به عنوان تهیه کننده یا سرمایه گذار در کارنامه دارد مجددا پروانه ساخت تولید فیلمی به نام “پروا” را گرفته!!!

فهرست کامل پروانه های صادره به شرح ذیل است:
 

–“ریش قرمز” به تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت کشیان، کارگردانی و نویسندگی ماکان عاشوری پاشاکی

– “پروا” به تهیه‌کنندگی محمد رضا مصباح،کارگردانی و نویسندگی مهران مهدویان

— “برف آخر” به تهیه‌کنندگی احسان علیخانی، کارگردانی امیر حسین عسگری و نویسندگی سید حسن حسینی




تازه ترین خروجی شورای صنفی نمایش⇐همچنان ادامه اکران فیلم قتل زن داداش ریگی در سرگروه استقلال تا شانزدهم مرداد بخاطر ارزشی بودن و علیرغم انصراف تهیه کننده!!+ادامه اکران “زهرمار” بخاطر بالا بودن کف فروش+ثبت قرارداد اکران “درخونگاه” و “شاه کش” و “سال دوم دانشکده…”+شروع اکران “قسم” در گروه آزاد از همین هفته

سینماروزان: در تازه ترین جلسه شورای صنفی نمایش مقرر شد به دلیل بالا بودن کف فروش “زهرمار” اکران این کمدی یک هفته دیگر هم ادامه داشته باشد و

فیلم جایگزین که “قسم” باشد از چهارشنبه نهم مرداد در گروه آزاد اکران شود تا 16 مردادماه که سرگروه زندگی در اختیارش قرار میگیرد.

به جز این علیرغم انصراف تهیه کننده فیلم “شبی که ماه کامل شد” از ادامه اکران در سرگروه استقلال شورای صنفی نمایش تصمیم تازه ای درباره این فیلم اتخاذ نکرد و بدین ترتیب اکران این فیلم به بهانه ارزشی بودن لااقل تا 16 مرداد ادامه خواهد داشت و پس از آن است که “ایده اصلی” روی پرده خواهد رفت.

در جلسه تازه شورای صنفی نمایش قرارداد اکران فیلم “سال دوم دانشکده من” در سرگروهی سینما استقلال، بعد از “ایده اصلی” و قرارداد اکران فیلم “شاه‌کش” بعد از پایان اکران فیلم “سرکوب” به سرگروهی سینما آستارا ثبت شد.

همچنین قرارداد فیلم “درخونگاه” به سرگروهی باغ کتاب بعد از پایان اکران فیلم “روسی” ثبت شد.

شورای صنفی نمایش مقرر کرد اکران فیلم سینمایی “متری شش و نیم” باتوجه به رسیدن به سقف اکران به پایان رسیده و روز سه‌شنبه، هشتم مرداد، آخرین روز نمایش این فیلم در همه سینماهای تهران است.




رضا گوران کارگردان درامی با بازی باران کوثری اظهار داشت⇐فیلمنامه “سرکوب” دو بار به طور کامل رد شد و در نهایت با ۲۱ اصلاحیه پروانه گرفت!/قید جشنواره را زدیم تا حجم حذفیات اکران بالا نرود!/”سرکوب” نه با اصلاح طلبان است و نه با اصولگرایان!

سینماروزان: تازه ترین درام اجتماعی اکران شده سینماها که رگه های تند سیاسی هم در آن مستتر است “سرکوب” نام دارد.

“سرکوب” را رضا گوران از فعالان سالهای گذشته عرصه تئاتر به تهیه کنندگی حبیب اسماعیلی ساخته است و آن طور که خودش هم اذعان داشته برای دریافت پروانه ساخت فیلم هم به شدت دچار دردسر شده.

گوران پیرامون سختیهای دریافت پروانه ساخت “سرکوب” به ایسنا گفت: فیلمنامه “سرکوب” دو بار، کامل رد شد و در آخرین بار  که تایید شد، ۲۱ مورد اصلاحیه به آن زدند. حرف فیلم این است که ما اگر  یک دعوای سیاسی هم داشته باشیم باید توجه کنیم در این روابط سیاسی چه کسی دچار فقدان می‌شود؟ خانواده! آیا حواس‌مان هست که خانواده‌ها ممکن است چه آسیب‌هایی از جریان‌ها و نزاع‌های سیاسی بخورند؟

گوران ادامه داد: خانواده‌ ای که بر سر همین نزاع‌های سیاسی دچار بحران می‌شود- آن هم بدون اینکه خودش در آن نقشی داشته باشد-در واقع در آغاز یک راه بسیار وحشتناک قرار دارد چون معمولا هر کسی آن‌چه را خودش باعث شده باشد راحت‌تر درک می‌کند.

رضا گوران با رد تعلق خاطر فیلمش به یک جناح سیاسی خاص گفت: فیلم «سرکوب» به هیچ سمتی از اصولگرایی و اصلاح‌طلبی و در کل هیچ جناح سیاسی نمی‌رود و نه با این است و نه با آن اما تاکید می‌کند “خانواده” بنیان جامعه است.

این کارگردان درباره چرایی انصراف از حضور در جشنواره فجر گفت: به درخواست خودمان و صلاحدید این‌که فیلم آسیب زیادی نخورد آن را در جشنواره فجر شرکت ندادیم و این‌طور نبود که «سرکوب» رد شده باشد. این تصمیم را هم از این جهت گرفتیم که اگر فیلم در جشنواره شرکت می‌کرد بنا به برخی گفته‌هایی که به ما منتقل شد، باید بخش‌های زیادی از آن را حذف می‌کردیم اما این امکان هم بود که با کمک اصلاحات کمتر به اکران عمومی برسانیم که طبعاً برای من هیچ امری مهم‌تر از اکران نبود.

رضا گوران با اشاره به همراهی بازیگرانش در عدم حضور در جشنواره بیان داشت: بازیگرانم حاضر نشدند فیلم با تعدیل و حذف در جشنواره به نمایش درآید و معتقد بودند که بهتر است فیلم به اکران عمومی برسد و همراهی آن‌ها برای این تصمیم که در جشنواره نباشیم تا حجم ممیزی بالا نرود برای من بسیار ارزشمند بود.




در مراسم معارفه مدیرعامل تازه انجمن سینمای دفاع مقدس مطرح شد⇐چرا برای کار در شهرک دفاع مقدس از سینماگران پول میگیرید؟؟/ چرا سلبریتیهایی که در خارج عکس‌های مستهجن منتشر می‌کنند دوباره به کشور باز میگردند و در سینما و تلویزیون فعالیت کنند؟/ اوج حاشیه امن را برگزیده که ساختارش تغییر نکند؟؟/مرتب میگویند بودجه نداریم پس این همه بودجه فرهنگی چه میشود؟؟/الان اگر شهید آوینی و باکری بیایند می‌توانید سرتان را بالا بگیرید؟

سینماروزان: مراسم تکریم و معارفه مهدی عظیمی میرآبادی مدیرعامل انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس درحالی برگزار شد که رک گویی سخنرانان حاضر در مراسم درنقد عملکرد ارگانهای ارزشی جلب توجه میکرد.

محمدرضا شرف الدین یکی از مدیران سابق انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس در ابتدای این مراسم اظهار داشت: ما باید قدر یکدیگر را بدانیم؛ این صفایی که بین بچه‌های بسیج و رزمنده است در بین مدیران نیست و ما باید قدر این را بدانیم.

وی ادامه داد: در شرایط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی امروز کشور که همه از آن با خبریم باید بدانیم جنگ رسانه‌ای جدی است؛ هجمه ناجوانمردانه‌ای که به ما می‌شود جدی نیست، دشمن با نامردی کارش را انجام می‌دهد و ما باید یارگیری کنیم. من مهدی عظیمی میرآبادی را فرد شایسته‌ای برای این پست می‌دانم و امیدوارم سینمای دفاع مقدس از این لاک رخوت بیرون بیاید و برای این اتفاق انجمن نیازمند بودجه است تا مدیرعامل بتواند همه پروژه‌ها را یاری کند.

سپس رضا ایرانمنش پشت تریبون رفت و گفت: خوشحالم که بعد از مدت‌ها توانستم عزیزانی که با هم خاطره داریم و کار کردیم را زیارت کنم.

وی ادامه داد: ما یاد گرفتیم شعار بدهیم، اما عمل نکنیم؛ ما در جنگ با دست خالی در مقابل دنیا ایستادیم، ما با پوست و گوشت و استخوان مان از ایران اسلامی دفاع کردیم؛ الآن اگر شهید آوینی و باکری بیایند می‌توان سر را بالا گرفت؟ جواب بنده به این سوأل نه است! ما در جنگ بهای سنگینی پرداختیم، دفاع کردیم و پیروز شدیم. اما بعد از جنگ شرایط برای ما سخت‌تر شد، دنیا علیه ما هزینه می‌کند، اما ما بودجه‌ای نمی‌گذاریم.

ایرانمنش خاطرنشان کرد: الآن خیلی از ما خانه نشین شده ایم؛ چرا؟ ما نه هیچ وقت سر کار غر می‌زدیم نه دنبال پول بودیم، همیشه حفظ ارزش‌ها برای مان ارجح بوده، ما فقط به فکر ارزش‌ها بودیم. چرا دولت برای سینمای ارزشی کاری انجام نمی‌دهد؟ این پول‌ها کجا خرج می‌شود؟

این هنرمند مطرح سینمای کشور یادآور شد: ما در دهه ۶۰ و ۷۰ کار می‌کردیم؛ کسی در آن دوران جای دیگری را تنگ نکرده بود. الان سینما فقط شده صنعت، الان ارزشی به سینما نگاه نمی‌کنیم. فقط دنبال فروش در سینما هستیم، قر و اطوار و چشم رنگی‌ها را در فیلم‌ها می‌آوریم و دیگر به هیچ چیز جز فروش فکر نمی‌کنیم.

وی ادامه داد: چرا ما باید برای کار در شهرک سینمایی انقلاب و دفاع مقدس پول بدهیم؟ من این را نمی‌فهمم! چرا مایی که این همه از جان مان برای سینمای انقلاب و دفاع مقدس مایه گذاشتیم، اما کسی به فکر ما نیست؟ برای مقابله با تهاجم فرهنگی و حفظ ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس باید خرج کرد. جواب دادن به شهدا دغدغه من است؛ ما جواب شهدای مان را چطور می‌توانیم بدهیم؟ ما به کجا می‌رویم؟ چرا وضعیت این گونه شده است؟

حسین صابری مدیر سابق انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس روی صحنه رفت و اظهار داشت: در سال ۹۶ به انجمن آمدم. من عرض کردم انجمن نیاز به اتاق جنگ دارد. ما الآن در حال جنگ هستیم و جنگ به داخل خانه‌های ما آمده؛ من به عنوان یک سرباز در عرصه فرهنگ هر کاری که از دستم آمد انجام دادم.

سپس با حضور مقامات مراسم تکریم حسین صابری برگزار و اعلام شد که از این پس صابری مشاور فرهنگی امور سینمایی بنیاد روایت فتح خواهد بود.

در انتهای این مراسم سردار سپهر جانشین سازمان بسیج با انتقاد شدید از برخی سلبریتی‌هایی که به خارج از کشور می‌روند و بر ضد ارزش‌ها عمل می‌کنند اظهار داشت: چرا ما باید اجازه دهیم این افراد خارج نشین که عکس‌های زننده و مستهجن از خود منتشر می‌کنند دوباره به کشور باز گردند و در سمت بازیگر و مجری و… در سینما و تلویزیون فعالیت کنند؟

وی افزود: سازمان بسیج آمادگی حمایت همه جانبه از سینماگران ارزشی دارد؛ ما باید خرمشهر‌های زیادی را فتح کنیم. ده‌ها خرمشهر ما در عرصه فرهنگ و هنر و ادبیات است و این نیاز به مجاهدانی دارد که با مال و جان و آبرو پای کار بایستند.

سپس عظیمی میرآبادی روی صحنه رفت و اظهار داشت: راجع به برنامه‌های آینده انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس با دکتر نادری جلسه‌ای داشتیم و بنده موضوعات مختلفی را با ایشان در میان گذاشتم. من امیدوارم روزی که می‌خواهم بروم با عزت و احترام بروم.

وی افزود: من خاک کف پای همه عزیزان عرصه سینمای انقلاب و دفاع مقدس هستم و در ۳-۴ روزی که بنده در انجمن مستقر شدم از دوستان خواستم در اتاق باز باشد و همیشه همه بتوانند حرف‌های شان را بزنند. من سعی می‌کنم نگرانی همه افراد را رفع کنم.

در خاتمه مراسم انسیه شاه حسینی کارگردان سینما روی صحنه رفت و گفت: من امروز عصبانی‌تر از رضا ایرانمنش بودم. گفتنی‌ها را همه گفتند. همه می‌دانیم انجمن دفاع مقدس از کجا آمد و به کجا رسید. امروز احساس می‌کنم پرنده‌هایی هستیم که از جنگل‌های سوخته می‌آییم.

وی افزود: همه بچه‌های سینمای دفاع مقدس در خدمت بودند و کمک می‌کردند؛ چه شد که ما به اینجا رسیدیم؟ چرا هیچ اتفاق خوبی نمی‌افتد؟ چرا حلقه وصل صورت نمی‌گیرد؟ این به تنگ چشمی‌ها برمیگردد. اوج خوب شروع کرد ولی چرا الآن به جایی رسیدند که به خاطر حفظ ساختار، در حاشیه امن حرکت میکنند؟ حفظ ساختار مهم است یا عملکرد انقلابی؟؟؟

شاه حسینی ادامه داد: ما فیلمنامه می‌نویسیم، اما حمایتی نمی‌شود، مسأله فرهنگی تعطیل است. ما فیلم در رابطه با محور مقاومت نداریم. باید حمایت کنیم فیلم‌های کوتاه و بلند تولید شود. مدیران پا به آب نمی‌زنند. هزار بار به حسین صابری گفتم ما می‌خواهیم کار کنیم مرتب گفتند پول نداریم پس این همه بودجه فرهنگی چه میشود؟؟ بسیج فرهنگی چه می‌کند؟ یک فیلم کوتاه هم نمی‌سازد! چرا ما نباید از خودمان سوأل کنیم سینماگران ارزشی چرا بیکار هستند؟

وی افزود: سازمان سینمایی و فارابی از رجاله های فرهنگی حمایت می‌کنند و تکلیف شان با سینمای ارزشی روشن است و می‌دانیم که هیچ حمایتی از ما نمی‌کنند و حمایت شان از مبتذل سازان است. پس ما سراغ آن‌ها نمی‌رویم؛ این امثال اوج‌ هستند که باید از سینماگران ارزشی حمایت کنند. این گونه ارگانها بودجه دارند، اما نمی‌دانند کجا باید آن را خرج کنند! جدی به حرف‌های من فکر کنید.




انتقاد رسانه اصلاح طلب از کارگردانی که دو بانوی بازیگر را به “کله اسب” بدل کرده!!

سینماروزان: حجم بالای آثاری که در سینمای ایران تولید میشود و عطش فراوانی که برای کارگردان شدن نزد جوانان وجود دارد سبب ساز آن میشود بخش عمده ای از محصولات سینمایی تبدیل به آثاری یکبارمصرف شوند که حتی یک نمای نزدیک دلپسند از بازیگران اصلی خود هم ندارند.

روزنامه اصلاح طلب “شرق” در تحلیلی با تأکید بر اهمیت زیبایی شناسی هنری در سینما از فیلمسازی یاد کرده که با عملکرد غلط خود دو بانوی بازیگر را به کله اسب شبیه ساخته.

متن تحلیل “شرق” را بخوانید:

می‌گویند روزی فیلم‌ساز تازه‌کاری نزد جان فورد -برخی هم معتقدند هاوارد هاکز- رفت و پرسید استاد، به نظر شما زیباترین و جذاب‌ترین نمایی که می‌شود گرفت، چیست؟ استاد در پاسخ گفت: «کلوزآپ؛ بروید و از چهره انسان کلوزآپ بگیرید» و به‌راستی سخن استادانه‌ای است؛ چون هیچ چیزی باشکوه‌تر و گویاتر از چهره انسان نیست؛ به‌ویژه هنگامی که در نمای بسته یا همان کلوزآپ خودمان قرار گیرد؛ چون همه احساس و عواطف انسان‌ها در چهره‌ آنها متجلی می‌شود. اینکه می‌گویند قلب یا همان دل، محل تجلی عواطف است، حرف بی‌خودی است؛ وقتی کسی عاشق، غمگین، شادمان و… شود، از چهره‌اش پیداست نه از قلبش که زیر انبوهی استخوان، پوست و لباس پوشیده شده است. اینها را گفتم تا برسم به همان پیشنهاد استادانه، یعنی زیبایی‌شناسی کلوزآپ.

به‌تازگی فیلمی دیدم به نام … که شخصیت‌های اصلی‌اش دو دختر جوان بودند با بازیگری … و …؛ آدم می‌ترسد از کسی نام ببرد، مبادا دیگر کسی سراغ این بازیگران نرود و آنها مدعی شوند باعث و بانی بی‌کاریشان صاحب این قلم (کیبورد) بوده است.

چندباری این ماجرا برایم اتفاق افتاده است؛ یک بار فیلم‌ساز جوانی در پی یادداشتی که بر فیلمش نوشته بودم، با من تماس گرفت و گفت حالا پاسخ گرسنگی من و خانواده‌ام را تو می‌دهی؟ عجب قلم مؤثر و پرنفوذی داریم ما نویسندگان و خود نمی‌دانیم؛ به این فقره می‌گویند «جیب خالی و پز عالی». باری!

فیلم‌ساز جوان ما در فیلم یادشده، پی‌درپی از این دو بازیگر خوب که صورت کشیده‌ای دارند، کلوزآپ گرفته است، بدون آنکه زاویه مناسبی برای نمایش این صورت‌های کمی‌کشیده انتخاب کند و نتیجه‌اش شده است کلوزآپ‌هایی که اغلب غیرقابل‌تحمل‌اند؛ چیزی شبیه کله اسب و این ربطی به زیبایی و زشتی صورت ندارد؛ بلکه اتفاقا هر دو بازیگر از وجاهت منظر برخوردارند. این به نحوه نگاه‌کردن ما ربط پیدا می‌کند که قدما فرموده‌اند لیلی را باید از دریچه چشم مجنون دید؛ این چشم مجنون، همان زاویه درست و شکیل است.

هم‌سن‌و‌سال‌های من یادشان هست بازیگرانی را که صورت نه‌چندان زیبایی داشتند، اما در روزگار خود بسیار محبوب بودند. یکی چارلز برانسون آمریکایی و دیگری ژان پل بلموند که هر دو صورتی دفرمه و به‌اصطلاح عوام کج‌و‌کوله داشتند، اما روی پرده دلنشین و جذاب می‌نمودند؛ چون کارگردان‌هایی که با این دو کار می‌کردند، لابد می‌دانستند صورت آبله‌روی برانسون و لب‌و‌لوچه آویزان بلموند ممکن است باعث اشمئزاز تماشاگر شود؛ بنابر‌این با مطالعات عمیق به این نتیجه رسیده بودند که از چه زوایایی این دو کله ناموزون و نازیبا را روی پرده بزرگ سینما بیندازند تا تماشاگر زشتی و کج‌وکولگی آنها را نبیند و البته در کنار این تمهید تکنیکی، باید از عنصر عادت هم یاد کرد. اگر دقت کرده باشید، اغلب رجال سیاسی و غیرسیاسی که شب و روز تصویرشان در رسانه‌ها به رخ تماشاگران کشیده می‌شود، چهره‌هایی نامتوازن و بدریخت دارند؛ یکی چشمانش فلان است و دیگری بینی‌اش چنان است و قس‌علی‌هذا؛ ولی از بس تصویرشان را می‌بینم، کم‌کم عادت می‌کنیم به اینکه زشتی‌ها و نواقص موجود در وجناتشان را نبینم و فکر کنیم خیلی هم بد نیستند و کم‌کم خوشمان هم بیاید، این خاصیت تصویر است که فریب می‌دهد و حقنه می‌کند.

بر فیلم‌سازان جوان واجب است پیش از ساختن نخستین فیلمشان، یک دوره زیبایی‌شناسی کلوزآپ را از راه دیدن آثار کلاسیک سینما بگذرانند تا تماشاگر آثارشان هنگام دیدن نمای درشت شخصیت‌ها روی پرده یا قاب تلویزیون، دچار چندش نشود.




«تگزاس۲» ۲۲میلیاردی شد/«سرخپوست» ۱۲میلیاردی شد/«زهرمار» مماس با ۴٫۵میلیارد فروش/«ایکس لارج» ۳میلیاردی شد/«سرکوب» دوروزه ۷۰میلیونی شد+آمار کامل فروش

سینماروزان: صدرنشین آمار فروش همچنان «متری شش و نیم» است که اخیرا به بخش فرعی جشنواره ونیز هم راه یافته و شاید همین حضور در بخش فرعی ونیز باعث شود در روزهای پبیش رو بالاخره به 28میلیارد برسد. کمدی «تگزاس2» بعد از صد روز اکران رقم فروش 22میلیارد را رد کرده است.

فیلم لرزان قتل زن داداش ریگی که انبوه سالن و تبلیغات در اختیار داشته و حتی بعد از پایان مدت زمان رسمی اکرانش به بهانه ارزشی بودن(!) همچنان سرگروه‌دار باقی مانده 15میلیاردی شده و بعید است بتواند رکورد «متری شش و نیم» را بزند. «سرخپوست» با از دست دادن سرگروه 12میلیاردی شده و فیلم پرهزینه «ما همه…» نیز با کلی تبلیغات محیطی و انبوه بازیگری فقط 10میلیارد عایدی داشته است.

کمدی «سامورایی…» آخرین روزهای اکرانش را با 6میلیاردی شدن پشت سر میگذارد و کمدی «زهرمار» در مرز 4.5میلیارد قرار گرفته است و کمدی «ایکس لارج» 3میلیاردی شده است.

کمدی «نیوکاسل» بعد از یک هفته اکران و پخش کلی تیزر فقط نیم میلیارد فروخته است. «کار کثیف» که از ابتدای اکران ده سالن فول سانس هم نداشته و خیلی زود هم سرگروهش را از دست داده کمی بیش از 200میلیون فروش داشته است.

«قصرشیرین» با انبوه سالنی که به واسطه پخش بهمن سبز حوزه نصیبش شده در دو روز ابتدایی اکران 150میلیون فروش داشته و «سرکوب» که فقط 15 سالن فول سانس دارد در دو روز ابتدایی اکران 70میلیونی فروش داشته است. کمدی کودکانه «تپلی و من» هم در دو روز ابتدایی 40میلیون فروش داشته.

آمار فروش تا ابتدای جمعه 4 مرداد ۱۳۹۸  به شرح زیر است:

(تمامی ارقام به تومان است)

–متری شش و نیم ۲۷ میلیارد و 820میلیون(128روز)

–تگزاس(۲)22 میلیارد و ۱۰۰میلیون(100روز)

–شبی که ماه کامل شد 15میلیارد و 100میلیون (51روز)

–سرخپوست 12میلیارد و۵۰میلیون(51روز)

–ما همه با هم هستیم 10میلیارد و 100میلیون(51روز)

–سامورایی در برلین 6میلیارد و 50میلیون(79روز)

–زهرمار 4میلیارد و 200 میلیون(37روز)

–ایکس لارج 3میلیارد و ۱۲۰ میلیون(30روز)

–نیوکاسل 520میلیون(9روز)

–کارکثیف 220 میلیون(23روز)

–قصرشیرین 155میلیون(2روز)

–سرکوب 70میلیون(2روز)

–تپلی و من 40میلیون(2روز)




روایت جهانگیر کوثری از آقازادگی مزدک میرزایی و نقش پدر در مهاجرت فرزند⇐ پدر مزدک کارمند تلویزیون بود و تلویزیون بهترین شرایط را برای مزدک فراهم کرده بود/اکنون که پدرش خارج از ایران زندگی میکند مزدک هم تصمیم گرفته پیش پدرش باشد

سینماروزان: مهاجرت مزدک میرزایی مجری ورزشی به انگلستان و شائبه همکاری با شبکه ای مشکوک الهویه به نام “ایران اینترنشنال” واکنشهای متفاوتی را از سوی مخاطبان و همکارانش به دنبال داشته.

جهانگیر کوثری تهیه کننده سینما که سابقه اجرا برای تلویزیون را هم دارد با اشاره به اینکه مزدک آقازاده علی اصغر میرزایی از فعالان پشت صحنه تولید در تلویزیون و دستیار و برنامه ریز سریال “عطر گل یاس” بوده مهاجرت مزدک میرزایی را ناشی از مهاجرت پدرش و تلاش برای بودن با پدر قلمداد کرده است.

جهانگیر کوثری گفت: پدر مزدک از کارگردانهای تلویزیون بود و با هم همکاری داشتیم. تلویزیون هم شرایط خوبی برای رشد مزدک فراهم کرد.
پدر مزدک که مردی بسیار متشخص و کارگردان بزرگ تلویزیونی است، چندین سال است که در ایران زندگی نمی‌کند، احتمالا مزدک از ایران رفته که به پدرش نزدیک باشد.

کوثری افزود: تلویزیون روی گروه مزدک و عادل فردوسی پور و جواد خیابانی و پیمان یوسفی خیلی سرمایه گذاری کرد و همه اختیار گزارشگری و اجرا را بدانها داد. بازیهای مهمی به مزدک داده شد و فینالهای مهمی را گزارش کرد. جام جهانی گزارش کرد و دربی گزارش کرد و فی الواقع تلویزیون برای مزدک پایگاه خوبی بود و تلویزیون موقعیتهای خوبی به او داد.

جهانگیر کوثری در چرایی مهاجرت مزدک بیان داشت: مزدک دلایل مستندی برای مهاجرت دارد و از جمله اینکه پدرش خارج از ایران زندگی میکند و طبیعیست که دلتنگیهایی پیش بیاید و بخواهد پیش پدرش باشد!!!

کوثری با رد ناسپاسی تلویزیون نسبت به مزدک تأکید کرد: به شدت با این فرضیه مخالفم!! تلویزیون بهترین شرایط را برای مزدک ایجاد کرده بود.

 

علی-اصغر-میرزایی(پدر مزدک میرزایی)




خروجی شفاف سازی حسین انتظامی پیرامون چگونگی صرف بودجه در خانه سینما⇐بیش از دو میلیارد برای برگزاری نشست و جشن و…!!+نزدیک به نیم میلیارد برای زیرساخت فروش اینترنتی!!+بیش از صد میلیون برای طراحی ساختار(!) خانه+فقط ۲۰میلیون برای تعاونی مسکن!!

سینماروزان: شفاف سازی مالی حسین انتظامی که پاسخیست به پرسشهای رسانه های مستقل به خانه سینما رسید و در مرحله اول فهرستی از هزینه کرد بودجه ای خانه سینما منتشر شد.

این فهرست مشخص میسازد که در سال 97 نزدیک به 7 میلیارد بودجه(دقیقا 6میلیارد و 850میلیون) در خانه سینما صرف شده است.

لابد فکر می کنید بخش عمده این میلیاردها صرف کمک به ارتقای وضعیت زندگی بدنه سینماست ولی جزییات خرج بودجه حکایتهایی دیگر دارد.

کافیست بدانید بیش از یک میلیارد بودجه(دقیقا یک میلیارد و 180میلیون) صرف کمک به برگزاری نشستهای تخصصی شده! بیش از یک میلیارد(دقیقا یک میلیارد و 294میلیون) صرف برگزاری جشن و کتاب سال و فعالیت فرهنگی(!؟) شده

نزدیک به نیم میلیارد(دقیقا 475میلیون) صرف کمک به تأمین زیرساختهای فروش اینترنتی و تبلیغ شده!! در فهرست بودجه ای خانه سینما با صرف رقم 108 میلیونی برای طراحی خانه سینما روبروییم!!

عجیب نیست؟؟ در خانه سینما هزینه های هنگفت شده برای اموری که کمترین ربط مستقیم به ارتقای رفاه بدنه سینما ندارند و از آن سو برای یک اقدام کاملا رفاهی مربوط به صنف که تعاونی مسکن اعضاست فقط 20 میلیون هزینه شده!!!

فهرست بودجه ای خانه سینما شگفتیهای دیگری هم دارد و مثلا صرف 420 میلیون برای “سایر خدمات”!!!

امید که در ادامه شفاف سازی حسین انتظامی جزییات دقیق بودجه ای خانه سینما هم مشخص شود و اینکه مثلا آن 108میلیون برای طراحی خانه سینما دقیقا به چه کسانی رسیده؟؟ یا آن بیش از یک میلیارد بودجه که اسما صرف برگزاری جشن و کتاب و… شده دقیقا بین چه کسانی و به چه منظوری تقسیم شده؟؟؟

فهرست کامل بودجه ای 97 خانه سینما را اینجا ببینید.




تولید فیلم قتل و بریدن سر «کوروش کبیر» توسط همسایه قزاق!!؟؟+فیلم

سینماروزان/حامد مظفری: مسعود جعفری جوزانی با وجود همه تلاشها نتوانست درام تاریخی “کوروش کبیر” را بسازد تا حالا که دو کمپانی قزاق فیلم و ساتای فیلم هر دو متعلق به قزاقستان از راه رسیده و فیلم “تومیریس” را با محوریت قتل کوروش ساخته اند!

به گزارش سینماروزان کارگردانی “تومیریس” را “آکان ساتایف” موسس کمپانی “ساتایفیلم” برعهده داشته است. برای تولید “تومیریس” حدودا دو سال وقت صرف شده و بخش عمده فیلمبرداری در آلماتی و برخی دیگر از شهرهای قزاقستان انجام شده و جالب اینکه برای واقع نمایی اتفاقات فیلم نزدیک به شش ماه زمان برای بازسازی شهر باستانی بابل صرف شده است. البته که به غیر از نماهایی که به صورت رئال گرفته شده کلی هم هزینه شده برای تصویرسازی یارانه ای نماهای پرهنرور.

نزدیک به 150 بازیگر در “تومیریس” ایفای نقش داشته اند و “المیرا تورسین” بازیگر زن مرکزی فیلم از بین 15هزار کاندیدا انتخاب شده است. “غسان مسعود” بازیگر سوری فیلم “پادشاهی بهشت”ریدلی اسکات نیز در “تومیریس” ایفاگر نقش کوروش کبیر بوده است! جالب و در عین حال عجیب است که به جای یک ایرانی این یک عرب است که نقش کوروش کبیر ایرانی را بازی کرده است.

“تومیریس” که برمبنای روایت مغشوش هرودوت (تاریخ نگار یونانی) از مرگ کوروش ساخته شده داستان زندگی ملکه تومیریس را روایت میکند که به خونخواهی قتل عام قوم ماساگت(از همسایگان شمالی ایران) با هدایت برخی از نیروهای بازمانده ماساگت به کوروش حمله کرده و او را شکست میدهد!!

ملکه تومیریس بعد از قتل کوروش دستور بریدن سر وی و غوطه ور کردن سر در خیکی پر از خون را میدهد؛ روندی که گویا نعل به نعل وارد فیلم “تومیریس” شده!!!

“تومیریس” اولین فیلم از تریلوژی(سه گانه ای)است که قزاقها با محوریت زندگی و جنگاوری ملکه تومیریس ساخته اند؛ این فیلم در برنامه اکران 2019 قزاقستان قرار دارد.

باعث تاسف است با انبوه سرمایه‌هایی که هر سال صرف تولید ده‌ها فیلم ارگانی بی‌مشتری یا کم‌مشتری میشود، تامین مالی پروژه “کوروش کبیر” انجام نشد تا مسعود جعفری جوزانی بتواند فیلم را بسازد و این چنین باید شاهد تحریف تاریخ توسط همسایگان باشیم.

برای تماشای تیزر “تومیریس” اینجا را ببینید.

تومیریس
تومیریس