1

بازگشت به «ارتفاع پست» و خاطرات فرهادی؟⇐بخش عمده فیلم تازه حاتمی‌کیا در هواپیما می‌گذرد

سینماروزان: در حالی ابراهیم حاتمی کیا با سرمایه گذاری سازمان هنری رسانه ای اوج کار تولید تازه ترین فیلمش را در دستور کار قرار داده است که خبرگزاری اصولگرای «فارس» در گزارشی پیرامون این فیلم تازه که با محوریت نقد داعش ساخته میشود از این گفته که بخش عمده فیلم در یک هواپیما می گذرد.

به گزارش سینماروزان حاتمی کیا پیش از این و در ابتدای دهه هشتاد  فیلم «ارتفاع پست» را با همکاری اصغر فرهادی نوشته بود؛ آن فیلم هم بخش عمده اش در هواپیما می گذشت و مضمون هواپیماربایی آن که گویا ریشه در واقعیت داشت، یکی از مهیج ترین آثار کارنامه حاتمی کیا را رقم زد.

متن گزارش «فارس» را بخوانید:

مدتی است پیش تولید تازه‌ترین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا که درباره شرایط سوریه و فعالیت تکفیری‌هاست، آغاز شده است. ابراهیم حاتمی‌کیا به همراه محمد خزاعی(تهیه‌کننده) این روزها در سوریه به سر می‌برند تا گروه تولید مقدمات تولید فیلم را فراهم آورند. انتخاب بازیگران سوری برای فیلم از دیگر کارهای گروه اعزامی به سوریه است. بخش‌هایی از فیلم در سوریه فیلمبرداری می‌شود.

نام فیلم ارتباط مستقیم با مضمون فیلمنامه دارد و هنوز نام آن از سوی گروه سازنده فاش نشده است. بخش‌های اصلی فیلم در هواپیما می‌گذرد و  محمود کلاری مانند اثر قبلی فیلمساز «بادیگارد» عهده‌دار مدیریت فیلمبرداری این پروژه خواهد بود و محمد خزاعی به عنوان تهیه‌کننده در این پروژه با حاتمی‌کیا همکاری می‌کند.

بخشی از فیلمبرداری جدیدترین اثر ابراهیم حاتمی‌کیا در کشور سوریه انجام می‌شود و هادی حجازی فر بازیگر فیلم‌های «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» یکی از نقش‌های فیلم جدید حاتمی‌کیا را عهده‌دار است.

 




با سرمایه‌ سازمان ارزشی و تهیه‌کنندگی یک مجری تلویزیون؟⇐فیلم تازه حاتمی‌کیا با بازیگران سوری کلید خواهد خورد

سینماروزان: در حالی که در هفته های گذشته از ادامه همکاری ابراهیم حاتمی کیا با سازمان هنری رسانه ای اوج و تولید فیلمی با محوریت نقد رفتارهای تکفیری سخن گفته شده بود حالا «عصر ایران» خبر داده است که برخی از بازیگران این فیلم سوری هستند.

به گزارش سینماروزان پیش تولید و انتخاب بازیگران فیلم تازه حاتمی کیا در مراحل میانی خود قرار دارد و به زودی و با تکمیل تیم تولید کار کلید خواهد خورد.

فیلمبرداری این فیلم با موضوع داعش حدود چهارماه خواهد بود و برخی بازیگران آن نیز جزو هنرمندان سوری الاصل هستند.

شنیده شده محمد خزاعی دبیر جشنواره مقاومت که اخیرا مجری گری در تلویزیون را با برنامه «سینما2» تجربه میکند نیز به عنوان تهیه کننده این پروژه کنار حاتمی کیا خواهد بود؛ موضوعی که هنوز از سوی اوج تأیید نشده است!

خزاعی با فیلمی به نام «پشت دیوار سکوت» که با حمایت تصویرشهر تولید شده بود در جشنواره فجر حاضر بود که البته این فیلم توجهی برنینگیخت. او فیلمی دیگر به نام «امپراطوری جهنم» را هم با حمای انجمن سینمای دفاع مقدس تولید کرده بود که به جشنوار فجر راه پیدا نکرد و حالا مشخص نیست مستقیما اکران خواهد شد یا برای دوره بعدی جشنواره مقاومت که احتمالا سال 97 برگزار خواهد شد نگه داشته می‌شود…




امتداد همکاری خاندان حاتمی‌کیا با سازمان ارزشی و متمول اوج⇐این بار با حضور تهیه‌کننده ارگانی «امپراطور جهنم»؟

سینماروزان: ابراهیم حاتمی‌کیا جزو معدود کارگردانان رشدکرده در دهه شصت است که همچنان می کوشد آثاری به‌لحاظ تکنیکی استاندارد را تولید کند.

به گزارش سینماروزان بعد از همکاری با فارابی که منجر به تولید «چ» شد حاتمی کیا با حمایت سازمان هنری-رسانه ای اوج «بادیگارد» را ساخت که هرچند به لحاظ مضمونی لحنی شعاری پیدا کرده بود اما باز هم رعایت استانداردهای تکنیکی هنر سینما توجه نسبی مخاطبان به آن را موجب شد.

همکاری حاتمی کیا با اوج سبب ساز آن شد که یوسف حاتمی کیا فرزند کوچکش که علایق سینمایی هم دارد علاوه بر آن که با گرفتن امریه، بتواند خدمت سربازی خود را در این سازمان بگذراند بلکه بتواند با حمایت اوج فیلمی به نام «ملاقات شیشه ای» را ساخته و با آن در جشنواره مقاومت95 به دبیری محمد خزاعی شرکت کند. یوسف حاتمی کیا بنا دارد فیلمی به نام «مرگ رییس جمهور» را هم کارگردانی کند که هنوز مشخص نشده بودجه اش را اوج خواهد داد یا ارگانی دیگر؟(اینجا را بخوانید)

اسماعیل فرزند بزرگ حاتمی‌کیا نیز که به واسطه سوابق پدرش مشمول معافیت از خدمت سربازی شده، چند سالی است که به عنوان عکاس با سازمان اوج همکاری دارد.

امتداد همراهی اوج با ابراهیم حاتمی کیا موجب آن شده که بودجه میلیاردی تولید فیلم جدیدش که مضمونی درباره داعش و مدافعان حرم دارد هم توسط این سازمان ارزشی تأمین شود.

امیر جدیدی بازیگر «قاتل اهلی» کیمیایی و هادی حجازی‌فر بازیگر «ایستاده در غبار» به عنوان بازیگران اصلی پروژه ضدداعش حاتمی کیا انتخاب شده اند و احتمالا هر دو نیز باید ایفاگر نقش مدافعان حرم باشند.

جالب اینجاست که شنیده‌ها از حضور محمد خزاعی به عنوان تهیه کننده این فیلم حکایت دارد.

خزاعی امسال فیلمی به نام «امپراطوری جهنم» را با بودجه انجمن سینمای دفاع مقدس تولید کرد که البته فیلم نتوانست به جشنواره فجر راه پیدا کند. خزاعی فیلمی دیگر با نام «پشت دیوار سکوت» را هم با حمایت تصویرشهر تولید کرد که این فیلم نیز علیرغم حضور در جشنواره به دلیل کیفیت نه چندان قابل قبول مورد توجه قرار نگرفت.

خزاعی که در ماههای اخیر اجرای برنامه «سینما2» را هم برعهده داشت و از طریق این برنامه هم نتوانسته موفقیتی در میان مخاطبان کسب کند حالا به سراغ حاتمی کیا آمده تا با حضور در پروژه ضدّداعش این کارگردان که بناست در سوریه هم فیلمبرداری شود کارنامه سینمایی خود را قدری از رخوت بیرون آورد.

ابراهیم حاتمی کیا و احسان محمدحسنی رییس سازمان هنری-رسانه ای اوج (محمدحسنی جوانی است متولد دهه 60 که ادبیات گفتاریش یادآور فرماندهانیست که سالها در دفاع حضور داشته اند)
ابراهیم حاتمی کیا و احسان محمدحسنی رییس سازمان هنری-رسانه ای اوج (محمدحسنی جوانی است متولد دهه 60 که پوشش و ادبیات گفتاریش یادآور فرماندهانیست که سالها در دفاع مقدس حضور داشته اند)



کارگردان «کیف انگلیسی» و «کلاه پهلوی» با انتقاد از وضعیت سینمای جنگ ایران بیان کرد⇐بهترين فيلم‌هاي جنگی ما مثل «از کرخه تا راين» درباره جنگ نيستند و مصائب پس از جنگ را نشان می‌دهند/در دوران جنگ هشت ساله، سينماي جنگ سهم کوچکي در تشويق مردم براي دفاع داشت!/فیلمسازان ما به‌جای تأکید بر پویایی دراماتیک جنگ مدام روي خرابي‌هاي جنگ تأکيد مي‌کنند!/ اصلي‌ترين وجه ژانر جنگ قهرمان‌محوری است که در سینمای ما وجود ندارد/نگذاشتند فیلم جنگی بسازم چون نمی‌خواستم وصيت نوشتن و پشت بي‌سيم «ياسر ياسر» گفتن را بدون بار دراماتيک به هم گره بزنم!

سینماروزان/جواد محرمی: رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير دست‌اندركاران ستاد راهيان نور با ايشان براي چندمين بار درباره توليد آثار هنري ضدجنگ هشدار دادند: «بي‌توجهي به دوران دفاع مقدس يا حرکت در جهت مخالف آن از بين بردن ثروت ملي تاريخ‌ساز ملت است و مسئولان بايد در اين خصوص مراقب باشند. برخي دو مقوله را با يکديگر اشتباه مي‌گيرند، در اينکه جنگ خشن و خسارت‌بار است، شکي نيست، اما سؤال مهم اين است که اگر ملتي مورد تهاجم قرار گيرد ولي نيرو و قدرت خود را به ميدان نياورد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ افراد و جريان‌هايي که تلاش دارند دفاع مقدس را کمرنگ کنند يا بر ضد آن سخن بگويند، همانند کساني هستند که کتاب‌هاي خطي نفيس يک ملت را آتش بزنند يا ثروت نفت يک ملت را به دريا بريزند.»

به گزارش سینماروزان و به نقل از «جوان» نگاه روشنفکري متأسفانه در مقطعي به شدت بر سينماي جنگ ما هم تأثيرگذار بوده است. فيلمسازان ما همواره آنقدر از اينکه به آنها برچسب پروپاگانداساز بزنند، پرهيز داشته‌اند که ناخواسته در ورطه نگاه‌هاي روشنفکري افتاده‌اند و بعضاً در ساخت آثار ضدجنگ به نام سينماي دفاع مقدس از هم سبقت گرفتند.

سينماي جنگ بايد غرور ملي را تحريک کند
ضياءالدين دري، فيلمساز باسابقه کشورمان در گفت‌و‌گو با «جوان» درباره سينماي جنگ و ضدجنگ به اين مسئله اشاره کرد که اساساً سينماي دفاع مقدس ما با عنصر حماسه که نياز اصلي اين سينماست فاصله دارد. سينماي جنگ به معناي سينمايي که بتوانيم به آن بباليم و تبديل به يک سرود ملي بشود و مردم مانند يک فريضه به آن نگاه کنند، در ايران اساساً شکل نگرفت. سينماي جنگ بايد شکوهمند، افتخارآميز و دراماتيک باشد و جامعه، خانواده و عشق در آن جريان داشته باشد. وي به سينماي هند و فيلمي چون «مادر هند» که در مقطعي، همه مردم اين کشور آن را ديده‌اند، اشاره کرد و توضيح داد: «سينماي جنگ بايد غرور ملي را تحريک کند و مردم را به وجد بياورد و جايش را براي هميشه در خاطره مردم تثبيت کند و شکوه و عظمت و افتخار در آن موج بزند. من در سينماي دفاع مقدس ايران نمي‌توانم فيلمي را به ياد بياورم که اينگونه با توده‌هاي مردم ارتباط برقرار کرده باشد، البته منکر زحمات زيادي که در اين ژانر کشيده شده نيستم، اما من از ايده‌آل خودم صحبت مي‌کنم.»

فيلم جنگي خوب نمي‌تواند پروپاگاندا نباشد
کارگردان سريال «کلاه پهلوي» در ادامه از ويژگي‌هاي اصلي سينماي جنگ سخن گفت و به اين اشاره کرد که «فيلم جنگي خوب نمي‌تواند پروپاگاندا نباشد، جنگ دو وجه دارد؛ وجه ظاهري آن ويرانگري است، ولي وجه باطني آن براي يک ملت آگاه و بيدار حيات است. بزرگ‌ترين تمدن‌ها از درون جنگ سر برآورده‌اند و ما اين حقايق را نتوانسته‌ايم به نسل نو تفهيم کنيم. جنگ فارغ از ماهيت ويرانگرش براي ملت‌ها حيات‌بخش است. اين مفهومي است که در سينماي جنگ ما مورد غفلت واقع شده است. همان مفهومي که امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب بر آن تأکيد دارند.
به اعتقاد دري، فيلم جنگي اگر نتواند لزوم دفاع از خاک، کيان و ناموس در شرايطي مخاطره‌آميز را به مخاطب منتقل کند، رسالت خود را انجام نداده است. «فيلم جنگي بايد تحريک‌کننده باشد، مخاطب حسرت بخورد که چرا من آن زمان نبودم تا براي وطن، ناموس و ارزش‌هايم بجنگم، نه اينکه ترديد ايجاد کند. مخاطب به جاي اينکه با خود بگويد چرا بايد بجنگيم بايد از اينکه آن زمان در آن موقعيت قرار نگرفته تا جانش را براي ناموس و خاکش نثار و احساس کند چيزي از دست داده است.»

فيلم جنگي بايد تهييج‌کننده باشد
دری خاطرنشان ساخت: «فيلم جنگي اگر مخاطب را تشويق به جنگيدن براي يک ارزش نکند به ضد خود تبديل مي‌شود. اساساً در طول جنگ هشت ساله ما، سينماي جنگ سهم کوچکي در تشويق و تهييج مردم براي دفاع داشت و سهم اصلي را توصيه‌هاي امام(ره) و عشق به امام حسين(ع) و تبليغات رسمي برعهده داشت و سينماي ايران نتوانست سهم عمده‌اي ايفا کند. هرچند سينماي جنگ ما در مقطعي جزو پرمخاطب‌ترين‌ها بود، اما من دارم از ايده‌آل صحبت مي‌کنم.»

اثر ضدجنگ روي ويرانگري تأکيد دارد
وي به پوستر انگليسي معروفي از جنگ جهاني دوم اشاره کرد که يک سرباز روبه‌روي مردم به سمتي اشاره کرده و کنار آن با خط درشت نوشته “کشورت به تو نياز دارد” و ادامه داد: «اين پوستر هنوز در خاطره نسلي که از آن دوران باقي مانده، زنده است و بسياري از فيلم‌هاي جنگ دوم جهاني هم همين تأثير را گذاشته‌اند. اصلي‌ترين وجه فيلم‌هاي جنگي اين است که قهرمان‌محور است، اما شما ببينيد چقدر فيلم به اصطلاح جنگي در سينماي ايران ساخته شده که قهرمان در آن معني ندارد و حتي ضدقهرمان است. الي ماشاءالله فيلم‌هايي ساخته شده که در آن روي خرابي و ويراني جنگ تأکيد شده نه حيات‌بخشي جنگ. غربي‌ها بهتر از ما مي‌دانند که جنگ چگونه توده‌ها، افکار و انگيزه‌ها را به حرکت در مي‌آورد و موجب پويايي بي‌نظير جامعه مي‌شود، اما فيلمساز ما روي خرابي‌هاي جنگ تأکيد مي‌کند و جالب است که سفارش‌دهنده هم نمي‌فهمد دقيقاً چه آشي برايش ساخته شده است.»

اثر ضدجنگ سواد نمي‌خواهد
دري در ادامه توضيح داد: سياه‌نمايي و ساخت اثر ضدجنگ سواد نمي‌خواهد، اما نشان دادن رشادت و قهرمان ساختن اتفاقاً سواد مي‌خواهد. فيلم جنگي بايد منعکس‌کننده درون جامعه باشد. ما نزديک 300 هزار شهيد داده‌ايم. اين شوخي نيست. مردم الکي از شهدا تجليل نمي‌کنند. احساس مي‌کنند دارند وظيفه‌شان را انجام مي‌دهند. فيلم جنگي بايد بلوا به راه بيندازد. بايد کاراکتر در ابعاد پرده عريض بسازد. نمي‌گويم بزرگنمايي کند، ولي بايد کليشه‌ها را بشکند و قهرمان بسازد.

بهترين‌هاي ژانر جنگ را نسل آينده خواهد ساخت
فيلمساز کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: من آن زمان که شور و حال داشتم دو فيلمنامه درباره جنگ با نام‌هاي «ارسلان» و «سکوت در جبهه» نوشتم، ولي نگذاشتند بسازم چون فکر مي‌کردند من عرضه‌اش را ندارم و اين‌کاره نيستم. براي من داستان اهميت دارد. من نمي‌خواستم مثل خيلي از اين جنگي‌سازها کولاژي از چند صحنه جنگي در شب عمليات نشان بدهم. قصد نداشتم صحنه دعاي کميل خواندن، وصيت نوشتن و پشت بيسيم «ياسر ياسر» گفتن را بدون هيچ بار دراماتيک لازم به هم گره بزنم. اينها البته حقايق جنگ ماست، ولي صرفاً به عنوان مزه و اسانس فيلم و بازتاب ماهيت شيعي جنگ ما بايد به کار بيايد نه اينکه فيلم روي اين صحنه‌ها بارگذاري شود.

دری ادامه داد: فيلمساز جنگي بايد درام خلق کند؛ کاري که اغلب فيلمسازان جنگ ما بلد نيستند. اينکه آقا مدام مي‌گويند درام خلق شود براي همين است. تا زماني‌که درام خوب جنگي خلق نشود، فيلمنامه خوب نوشته نمي‌شود. البته رهبر انقلاب هميشه از کارهاي خوبي که انجام شده، تقدير کرده‌اند اما من مي‌دانم ايشان راضي نيستند و آن اثر مطلوب ايشان در سينماي جنگ هنوز محقق نشده است. بهترين فيلم‌هايي که درباره جنگ ما ساخته شده مثل «از کرخه تا راين» درباره جنگ نيستند و در واقع مصائب پس از جنگ و حاشيه جنگ را نشان مي‌دهند. به نظرم فيلم‌هاي خوب جنگي ما را بچه‌هاي نسل آينده خواهند ساخت.




با بودجه کدام ارگان وابسته به منابع عمومی؟⇐آقازاده حاتمی‌کیا «مرگ رییس جمهور» را فیلم می‌کند⇔به تهیه‌کنندگی اخوی تهیه‌کننده فیلم «۳ارگانی»

سینماروزان: یوسف حاتمی کیا آقازاده ابراهیم حاتمی کیا که پیشتر آثاری مستند و کوتاه را با حمایت سازمان هنری-رسانه ای اوج ساخته است قصد ساخت اولین فیلم بلند خود را دارد.

به گزارش سینماروزان «مرگ رییس جمهور» مضمون اولین فیلم بلند آقازاده حاتمی کیاست؛ فیلمی که «تریبون» نام دارد و محمدحسین رضوی اخوی محمود رضوی تهیه کننده فیلم 3ارگانی «ماجرای نیمروز» که از حوزه هنری تا تصویرشهر و فارابی برای تولید آن بودجه گذاشته بودند تولید «مرگ رییس جمهور» را برعهده خواهد داشت.

محمدحسین رضوی هموست که در این سالها مرتب از تلویزیون کار گرفته اما انتقادات عجیبش از رسانه ملی در صفحه اینستاگرامش و حتی ذکر این عبارت که «حالش از تلویزیون به هم می خورد!!» در یکی از پستهایش با واکنش مخاطبانی روبرو شده بود که این گونه کارمندان را بخاطر رفتار دوگانه شان نقد کردند.(اینجا را بخوانید)

طبق قوانین اداره نظارت ارشاد از آنجا که هم آقازاده حاتمی کیا و هم اخوی تهیه کننده 3ارگانی فیلم اولی محسوب می شوند امکان صدور پروانه ساخت سینمایی برای آنها وجود ندارد مگر آن که یا نام حاتمی کیا یا نام محمود رضوی به عنوان تهیه کننده کنار این جوانها بیاید.

اینکه کدام ارگان بودجه تولید «مرگ رییس جمهور» را تأمین خواهد کرد هنوز مشخص نیست. همکاریهای قبلی آقازاده حاتمی کیا با سازمان اوج نام این سازمان را به عنوان گمانه ای جهت حامی مطرح می‌کند و روابط نزدیک اخوی تهیه کننده فیلم با ارگانهای شهری می تواند پای تصویرشهر را به پروژه باز کند.




روی آنتن رسانه ملی رخ داد⇐توضیحات حاتمی کیا درباره ماجرای حمایت وزارت اطلاعات از تولید “به رنگ ارغوان”

سینماروزان: در حالی که در همه 12 سال بعد از ساخت و  هفت سال بعد از رفع توقیف و روی پرده رفتن “به رنگ ارغوان” این فیلم به عنوان محصولی تولیدشده با حمایت وزارت اطلاعات به مناسبت بیستمین سالگرد تاسیس این وزارتخانه معرفی می شد اما ابراهیم حاتمی کیا به تازگی این ماجرا را از اساس تکذیب کرد.

به گزارش سینماروزان حاتمی کیا شب گذشته در برنامه “سینمآیفیلم”شبکه “آیفیلم” در برابر محمد صادقی بازیگر-کارشناس نشست و ضمن صحبت درباره روند تولید “به رنگ ارغوان” گفت: همه فکر می کردند این فیلم برای وزارت اطلاعات است اما فیلم برای جمال ساداتیان است.

حاتمی کیا ادامه داد: واقعیت این بود که این فیلمنامه من بود که آن را به ارشاد دادیم و پروانه ساخت گرفتیم و آن را ساختیم با این حال حتی عوامل فیلم فکر می کردند فیلم برای وزارت اطلاعات است که این طور نبود.

وی خاطرنشان ساخت: البته وقتی دوستان وزارتخانه فیلم را دیدند تشخیص دادند که فیلم بهتر است اکران نشود و ما هم ناچار هفت سال صبر کردیم تا فیلم در نهایت دیده شد.




دیپورت بازیگر فیلم حاتمی کیا از ترکیه و GEM!+عکس

سینماروزان: بنیامین احمدی بازیگر فیلم ” چ” ابراهیم حاتمی کیا که در شبکه جم مشغول فعالیت بود توسط پلیس ترکیه دستگیر شده و حکم دیپورت از کشور ترکیه برایش صادر شده است.

به گزارش سینماروزان جرم بنیامین احمدی اعلام نشده ولی بنا به گفته ها جرمی بوده که پلیس ترکیه خیلی سریع مجبور به صدور حکم دیپورت او شده است!!

بنیامین احمدی جین حضور در جم همراه با رابعه اسکویی، چکامه چمن ماه و مرتضی عقیلی در محصولاتی از این شبکه ایفای نقش کرد.

این بازیگر پیشتر در “چ” نقش یکی از زندانیان کُرد حاضر در بازداشتگاه را ایفا کرده و نام وی در عنوان بندی آغازین فیلم نیز درج شده بود.

هنوز مشخص نشده که احمدی بعد از آزادی از زندان به ایران بازخواهد گشت یا نه؟

بنیامین احمدی
بنیامین احمدی



۱۹ سال بعد از کیارستمی⇐حاتمی کیا هم به نخل طلا رسید منتها از جشنواره بغداد!!!

سینماروزان: 19 سال قبل عباس کیارستمی کارگردان آوانگارد ایرانی برای ساخت “طعم گیلاس” نخل طلای پنجاهمین جشنواره کن را از آن خود کرد.

به گزارش سینماروزان اردیبهشت ماه امسال اصغر فرهادی کارگردان اسکاری سینمای ایران علیرغم پیش بینی ها نتوانست نخل طلای کن را برای “فروشنده” از آن خود کند و به جایش به جایزه بهترین فیلمنامه بسنده کرد.

ابراهیم حاتمی کیا کارگردان ارزشی سینمای ایران اما به تازگی توانسته برنده نخل طلا شود؛ البته این نخل طلا از هشتمین جشنواره بغداد به او رسیده است!

فیلم سینمایی «بادیگارد» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا نخل طلای هشتمین جشنواره فیلم بغداد را از آن خود کرد و حالا حاتمی کیا هم می تواند به خود ببالد که برنده نخل طلا شده است!




توضیحات حاتمی‌کیا درباره سفر به سوریه، ده‌ها پیشنهاد فیلمسازی و گفتگو با سردار سلیمانی درباره “آن ۲۳ نفر”

سینماروزان: ابراهیم حاتمی کیا کارگردان سینمای دفاع مقدس که تصاویرش از سفر به سوریه و دیدار با مدافعان حرم منتشر شده بود، درباره این سفر توضیح داد.

به گزارش سینماروزان حاتمی کیا با اشاره به علت سفر به کشور سوریه به “دفاع پرس” اظهار داشت: مدت‌ها بود به دنبال فرصتی بودم به سوریه بروم، اما خیلی دیر این اتفاق برای من رقم خورد. روح من برای این سفر در تلاطم بود و با رفتن به سوریه آرامش پیدا کردم.
وی درباره شایعه فیلم ساختن در سوریه بیان کرد: سفر به سوریه با هدف فیلم‌سازی نبود؛ من هم اکنون ده‌ها گزینه و پیشنهاد فیلم‌سازی دارم و در انتخاب هر کدام از آنها مختارم، اما فعلا درباره هیچ‌کدام از موضوعات مطرح شده به نتیجه قطعی نرسیده‌ام.
سازنده فیلم «بادیگارد» در ادامه گفت: از سفر به سوریه و دیدن مناطق و جریان مقاومت خوشحالم و حالم خوب است و به دنبال تکرار این سفر هستم؛ ممکن است در آینده نزدیک دوباره به سوریه بروم. حضورم در سوریه به دلیل ساخت فیلم نیست و فقط به اعتقاداتم مرتبط است.
حاتمی‌کیا درباره پیشنهاد سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس برای ساخت فیلم سینمایی «آن بیست و سه نفر» گفت: پیشنهاد سرلشکر سلیمانی یک مسئله خصوصی بود، اما من نمی‌دانم چه کسی این پیشنهاد را رسانه‌ای کرد. من بشخصه درباره این پیشنهاد توضیحات لازم را به سرلشکر سلیمانی ارایه داده‌ام.



بهزاد نبوی در رونمایی از یک مستند بیان کرد⇐ حتی در سال‌های آخر جنگ وضع اقتصادی از حالا بهتر بود!!!

سینماروزان: بهزاد نبوی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در دهه 60 وزیر صنایع سنگین بود اسفندماه پارسال به عنوان مهمان ویژه ابراهیم حاتمی کیا به تماشای “بادیگارد” نشست.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماروزان نبوی به تازگی نیز در رونمایی مستندی با نام “طبرستانی ها” شرکت جست؛

“طبرستانی‌ها” که توسط محسن عبدالوهاب فیلمنامه نویس “خون بازی” و “گیلانه” و کارگردان “لطفا مزاحم نشوید” و “به دنیا آمدن” ساخته شده روایت گروهی از صنعتگران و کارآفرینان است که کار خود را از دهه‌ ۶۰ آغاز کردند و گروه صنعتی طبرستان را شکل دادند و در ادامه مسیرشان تا امروز موفق به تأسیس چندین واحد صنعتی و ایجاد اشتغال برای صدها نفر شده‌اند.

بهزاد نبوی بعد از تماشای این مستند با بیان اینکه شاید بهتر بود این فیلم را طوری تهیه می‌کردند که بینندگان ناآشنا به موضوع با اهمیت کار این عزیزان آشنایی پیدا کنند،  گفت: احساس من این بود که نمایش عملکرد آن‌ها در این فیلم کم بود. من از فولاد طبرستان خیلی بیش از این‌ها می‌دانم. کارهای خیلی بزرگی آن‌جا انجام شده که یکی از واحدهای تولیدی بسیار موفق آن هم در دهه ۶۰ بود که اوضاع کشور طوری بود که امکان کار و فعالیت خیلی سخت بود. البته آن زمان نسبت به حالا بهتر بود. الان که وضعیت اقتصادی مملکت را می‌بینم به مسئولان فعلی هم می‌گویم که حتی در سال‌های آخر جنگ وضع اقتصادی از حالا بهتر بود.

نبوی با بیان اینکه آن زمان این عزیزان کارهای بزرگی کردند، ادامه داد: در دهه ۶۰ وقتی با این عزیزان صحبت می‌کردیم می‌گفتند کسانی که در این شرایط در کشور دنبال صنعت می‌روند یا عاشقند یا دیوانه، اما حالا که می‌بینم همچنان ادامه می‌دهند نمی‌شود گفت فقط عاشقند!

وزیر صنایع سنگین دوران جنگ با بیان اینکه دوستان دیگری هم در دوره‌های مختلف بوده‌اند که در این مملکت از این کارها کرده‌اند، افزود: تهیه کنندگان این فیلم‌ها هم کار بسیار ارزشمندی می‌کنند که این اشخاص را به مردم معرفی می کنند البته اگر سعی کنند فیلم‌ها مخاطب عمومی پیدا کنند تا جوانان را به کارآفرینی جلب کند بهتر است. باید جنبه نگرش عمومی این فیلم‌ها بیشتر باشد تا بینندگان بفهمند چه مراحلی طی شده و چه کارهایی انجام شده تا ضمن اینکه اهمیت کار را می‌فهمند احساس کنند آنان هم می‌توانند این مسیر را طی کنند.

محسن عبدالوهاب کارگردان "طبرستانی ها"
محسن عبدالوهاب کارگردان “طبرستانی ها”



نرگس آبیار هم پاسخ حاتمی‌کیا را داد و هم پاسخ مریلا زارعی را+ادعاهایی طرح کرد درباره تولید فیلم اخیرش با بودجه یک فیلم آپارتمانی و پیشنهاداتی که از بخش خصوصی دارد!

سینماروزان: نرگس آبیار کارگردان زن که فیلم روی پرده اش “نفس” را با حمایت فارابی و موسسه نورتابان وابسته به بنیاد مستضعفان ساخته و به زودی هم بناست با حمایت سازمان متمول اوج یک سریال با نام “دختر شینا” را بسازد در تازه ترین گفتگویش که با “ایسنا” انجام شده ادعاهای جالبی را درباره تولید فیلم اخیرش با بودجه یک فیلم آپارتمانی بیان کرده است.

به گزارش سینماروزان آبیار در این گفتگو پاسخی هم داده به طعنه های ابراهیم حاتمی کیا و مریلا زارعی؛

حاتمی کیا به انتقاد از یکی از اظهارات آبیار درباره اینکه گفته بود: «من ارزشی نیستم» پرداخته بود و مریلا زارعی هم در اظهارنظری دلیل اصلی موفقیت “شیار143” را حضور خود دانسته بود و حالا آبیار به هر دو نفر پاسخ داده است.

ادعاهای آبیار و پاسخهایش به حاتمی کیا و زارعی را بخوانید:

 

در جایی گفته بودید نمی‌خواهید جزو طبقه‌بندی “ارزشی” قرار بگیرید  و بعد از آن حتی آقای حاتمی‌کیا هم به نوعی به حرف شما واکنش نشان دادند. دلیل این حرف چه بود و اصلاً ارزشی بودن را چطور تعریف می‌کنید؟

 اصل موضوع به اینجا برمی‌گشت که در یک رسانه، خبری منتشر شده بود که علاوه براینکه مطالبش صحت نداشت، به شکلی کنایه‌آمیز از واژه‌ی ارزشی استفاده شده بود، یعنی به شکلی که انگار من گفته‌ام فیلمنامه‌ای را برای ساخت داشته‌ام اما هیچ نهادی برای کار جلو نیامد. در حالی که اصلاً من چنین قصدی نداشتم و «نفس» را با همکاری بنیاد سینمایی فارابی و شرکت «نور تابان» آن هم با بودجه‌ای به اندازه‌ی بودجه‌ی یک فیلم آپارتمانی ساختم. همین اتفاق باعث شد که احساس کنم تعریف درستی از واژه‌ی “ارزشی” وجود ندارد و نمی‌شود که خبرهایی منتشر شود و از من دائم به عنوان کسی که منتظر است هزینه‌ی ساخت فیلمش را نهادهای خاصی بدهند یاد شود.

البته این را هم بگویم که این اتفاق در حالی بوده که از بخش خصوصی پیشنهادهای زیادی برای مشارکت در ساخت فیلم‌ام داشتم و الان هم رایزنی‌های زیادی می‌شود، اما درباره‌ی آنچه پیش آمد فکر کردم اگر قرار است از این واژه استفاده‌ی کلیشه‌ای شود، بهتر است درباره‌ی من نباشد و بهتر است که آدمی ارزشی باشیم تا فقط یک عنوان را همراه داشته باشیم.

حالا که حرف از «شیار 143» است درباره‌ی اظهارنظر اخیر مریلا زارعی هم صحبت کنید که به شکلی گفته شده که فیلم را بیشتر ایشان ساخته‌اند.

فکر می‌کنم کارنامه‌ی هر کس نشان می‌دهد چه کرده است. من پس از «شیار143»، «نفس» را ساختم و فکر می‌کنم برای همه مشخص باشد که کارگردان ممکن است برای ساخت یک فیلم چه نقشی داشته باشد. با این حال زمان خیلی چیزها را روشن کرده و می‌کند.

از اکران جهانی فیلم هم خبر خاصی هست؟

 اکران جهانی این فیلم از آبان‌ماه شروع می‌شود و ابتدا در یک جشنواره‌ی الف نمایش داده خواهد شد. ما برای این کار کمی دیر شروع کردیم و در واقع دیر به سراغ پخش‌کننده رفتیم که اکنون آقای اطبایی پخش خارجی فیلم را بر عهده دارد.




ابراهیم حاتمی‌کیا:  از مدت‌ها پیش باید به سوریه می‌رفتم اما کسی من را نمی‌برد!/سفرم به سوریه شخصی بود!/قرار نیست فیلم جدیدم را در سوریه بسازم

سینماروزان: ابراهیم حاتمی‌کیا در حاشیه رونمایی از آرت‌بوک “بادیگارد” با ردّ شایعات مربوط به فیلمسازی در سوریه گفت: قرار نیست فیلم جدیدم را در سوریه بسازم و سفرم به سوریه شخصی بود.

به گزارش سینماروزان حاتمی‌کیا تأکید کرد: تا هنگامی که فیلمنامه را کامل ننویسد و آماده ساخت نباشد امکان ندارد که بگوید قرار است فیلمی بسازد.

کارگردان “بادیگارد” با اشاره به نامه ای که سردار سلیمانی خطاب به وی نوشته بود افزود: سردار سلیمانی پیشنهادی برای ساخت فیلم بر اساس کتاب «آن ۲۳ نفر» را داد اما من در نامه، پاسخ او را دادم و او دلایل این امر را از من پذیرفت. آن نامه محرمانه بود و کسی که اقدام به انتشار آن کرد در واقع بی اخلاقی کرد.

وی با اشاره به سفرش به سوریه گفت: از مدت‌ها پیش باید به این سفر می رفتم اما هر دفعه که می گفتم کسی من را نمی برد در واقع من برای رفتن به این سفر حتی دیر کرده بودم اما این بار قرعه به نام من افتاد و به سوریه رفتم.




توصیف تلخ بهرام بیضایی از “روز واقعه”اش که خود نتوانست آن را بسازد ⇐شبیه شد به فیلمهایی که بناست از تلویزیون پخش شود

سینماروزان: بهرام بیضایی وقتی در اوایل دهه 60 سناریوی “روز واقعه” را با نام مستعار “ع.سالک” نوشت و به داریوش فرهنگ داد تا به گروه فیلم و سریال شبکه ارائه کند هرگز فکرش را نمی کرد که ده سال بعد جوانی به نام شهرام اسدی که آن زمان تازه از آمریکا بازگشته بود بشود کارگردان این سناریو.

به گزارش سینماروزان شهرام اسدی کوشید در اندازه های خود فیلم استانداردی بسازد و البته هیأت داوران جشنواره سیزدهم فجر که از ابراهیم حاتمی کیا تا خسرو سینایی و جواد شمقدری در آن حاضر بودند با بایکوت نام بیضایی به عنوان سناریست، چهار جایزه بهترین فیلم،موسیقی، طراحی صحنه و چهره پردازی را به این فیلم داد.

اما بیضایی چنان که باید از نتیجه کار اسدی و فیلمی که ساخته شد راضی نبود و آن را اثری تلویزیونی می دانست.

10 کارگردان عوض شد اما نگذاشتند خودم بسازم

بیضایی خودش در سال 88 و مدتی پیش از مهاجرت به ایالات متحده در گفتگویی با جواد طوسی درباره دلیل ساخت فیلم توسط اسدی گفته بود: نگذاشتند خودم بسازم. لااقل ۱۰ کارگردان عوض شد و من تعجب می‌کردم که این همه آدم نمی‌توانند این فیلم را بسازند. حتی گفتند واروژ کریم مسیحی این فیلم را بسازد. خوشحالم می‌شدم اگر او این فیلم را می‌ساخت. حتی اسم آقای محمدرضا اصلانی را آوردند.

وی ادامه داده بود: خیلی‌ها عقیده داشتند که چند جای فیلم را باید عوض کنم، اما من برای عوض کردن نرفتم. به هر حال آقای اسدی مهارتش را داشت که لااقل تعداد جاهایی را که می‌خواستند عوض شود به سه برساند و فیلمی بسازد شبیه فیلم‌هایی که قرار است از تلویزیون پخش شود.

بیضایی تاکید کرده بود: اصلا نمی‌خواهم بگویم راضی هستم یا نه. تمام حرف من این است که من این فیلم را این طور نمی‌دیدم. این فیلم شباهتی به فیلم‌هایی که داشتم، ندارد.

روز واقعه
روز واقعه



ادعای آقازاده حاتمی‌کیا که به‌مانند پدر با حمایت سازمان ارزشی اوج، فیلم ساخته⇐پدرم هاليوودي‌ترين فيلمساز ايران است

سینماروزان: یوسف حاتمی کیا فرزند ابراهیم حاتمی کیا کارگردان سرشناس سینمای جنگ هم به صورت حرفه ای وارد سینما شده است و بعد از ارائه یک فیلم کوتاه داستانی به نام “ملاقات شیشه ای” در جشنواره مقاومت(اینجا را بخوانید) مستندی به نام “چشم جنگ” را هم ساخته که در گروه سینمایی هنروتجربه روی پرده رفته است.

به گزارش سینماروزان نکته جالب درباره آقازاده حاتمی کیا آن است که به مانند پدر که آخرین فیلمش “بادیگارد” را با سرمایه سازمان هنری رسانه ای اوج ساخته، وی نیز برای ساخت فیلمهای اخیرش از حمایت سازمان ارزشی اوج بهره برده است.

یوسف حاتمی کیا در گفتگویی که با “جوان” داشته درباره پدرش گفته است: پدرم هاليووديترين فيلمساز ايران است به معناي اينكه چارچوبهاي سينماي كلاسيك را خوب ميداند و به آن وفادار است.

وی ادامه داده است: واقعيت اين است كه ذاتاً سينما سرگرمي است و بايد ابتدا قواعد سرگرمي در سينما رعايت شود. اگر اين اتفاق نيفتد بهترين حرفها را هم كه بزني مشتري نخواهد داشت. باديگارد را خيلي دوست داشتم، هم به لحاظ تكنيك و هم به لحاظ مضمون فيلم سختي بود.

این آقازاده سینمایی درباره کارگردانان مورد علاقه اش هم گفته است: داریوش مهرجويي را البته به جز چند فيلم آخر او خيلي دوست داشتم.

یوسف درباره جوانترها هم بیان داشته است: خوشحالم از ورود فيلمسازان جواني چون سعيد روستايي. هر چند دنيايي را كه او در «ابد و يك روز» ساخته است، دوست ندارم. در واقع تمركز روي همه نقاط تيره زندگي يك خانواده را اصلاً قبول ندارم، ولي خوشحالم از قوت تكنيكي فيلمسازان نسل جوان، به لحاظ فني كار او قابل چشمپوشي نيست.




با حمایت سازمان ارزشی اوج⇐آقازاده حاتمی‌کیا در بخش بین‌الملل جشنواره مقاومت+عکس

سینماژورنال: اسامی فیلمهای ایرانی بخش مسابقه بین الملل جشنواره مقاومت در حالی اعلام شده است که نام فیلمی به کارگردانی یوسف حاتمی کیا فرزند ابراهیم حاتمی کیا کارگردان سرشناس سینمای جنگ هم در میان فیلمها به چشم میخورد.

به گزارش سینماژورنال یوسف حاتمی کیا با فیلمی به نام “ملاقات شیشه ای” که نویسندگی و تهیه کنندگی آن را پدرش انجام داده در این بخش حضور دارد؛ این فیلم جزو آثار کوتاه این بخش است.

“ملاقات شیشه ای” که درونمایه ای جنگی دارد به مانند “بادیگارد” آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا با حمایت سازمان هنری رسانه ای اوج ساخته شده است.

فهرست کامل آثار ایرانی حاضر در بین الملل مقاومت به شرح زیر است:

–“مزار شریف” به کارگردانی عبدالحسن برزیده و تهیه‌کنندگی منوچهر شاهسواری/سینمایی

“–ایستاده در غبار ” به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب‌اله والی‌نژاد/سینمایی

“–یتیم‌خانه ایران” به کارگردانی ابوالقاسم طالبی و تهیه‌کنندگی محمدرضا تختکشیان/سینمایی

–“حامل The Bearer” به کارگردانی امیر محمد دهستانی، آزاده معزی و تهیه‌کنندگی محمد حبیبی-انجمن تجسمی انقلاب و دفاع مقدس/پویانمایی

–“پسرک” به کارگردانی و تهیه‌کنندگی مونا عبداله شاهی/پویانمایی

–“تمام زمستانهايي كه نديده ام” به کارگردانی  اميد خوش نظر و تهیه‌کنندگی مسعود صفوي/پویانمایی

“–بولود (ابر) به کارگردانی و تهیه‌کنندگی مهدی حیدری/ کوتاه داستانی

“–ملاقات شیشه ای به کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا و تهیه‌کنندگی ابراهیم حاتمی‌کیا/ کوتاه داستانی

“–گذر به کارگردانی و تهیه‌کنندگی امید شمس – سید پوریا پیشوایی/ کوتاه داستانی

“–خانه به کارگردانی رضا زهتابچیان و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفاه/ کوتاه داستانی

“–قضاوت به کارگردانی محمد اسفندیاری و تهیه‌کنندگی مهدی مطهر/ کوتاه داستانی

“–کِچ به کارگردانی مهرداد حسنی و تهیه‌کنندگی انجمن سینمای جوان/ کوتاه داستانی

“–ایرانی‌های مرتد به کارگردانی حمید عبداله‌زاده و تهیه‌کنندگی عرفان طالبی/مستند

“–پل به کارگردانی امیرحسین نوروزی و تهیه‌کنندگی مرتضی شعبانی/مستند

“–مثلث مرگ به کارگردانی و تهیه‌کنندگی مرتضی شعبانی/مستند

“–خاطرات نارنجی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی وحید فرجی/مستند

“–فرمانده جواد به کارگردانی روح الله رفیعی و تهیه‌کنندگی مؤسسه فرهنگی روایت فتح/مستند

“–فریاد خاموش به کارگردانی و تهیه‌کنندگی حمید عبداله‌زاده/مست

یوسف حاتمی کیا
یوسف حاتمی کیا




رونمایی از مابه‌ازای واقعی کاراکتر ماندگار بابک حمیدیان+عکس

سینماژورنال: بابک حمیدیان در درام جنگی-تاریخی “چ” ایفاگر کاراکتری بود به نام اصغر وصالی؛ شخصیتی که در درام ابراهیم حاتمی کیا تنه به تنه شهید مصطفی چمران جلو می رفت و کار را به جایی رساند که بسیاری از مخاطبان “چ” را فیلم اصغر وصالی بدانند و نه فیلم چمران.

به گزارش سینماژورنال حالا شبکه مستند در قسمت جدید مجموعه «تاریخ شفاهی ایران» تصاویری کمتر دیده شده از مصاحبه شهید اصغر وصالی و دیگر پاسداران مدافع شهر پاوه پخش میکند.

این قسمت از این مجموعه مستند به پاسدارانی مربوط است که در مریوان کردستان مستقر بوده‌اند و با بالا گرفتن تحرکات ضدانقلاب در اطراف شهر پاوه به فرماندهی شهید اصغر وصالی برای دفاع از این شهر وارد می شوند.
شهید وصالی و چند تن از پاسداران مدافع شهر پاوه در این قسمت از «تاریخ شفاهی ایران» که مربوط به مرداد ماه سال 1358 است، بعد از برقراری آرامش در پاوه، در گفتگو با گزارشگر تلویزیون، درباره اتفاقات پیش آمده و خاطرات مربوط به آن دوره سخت سخن می گویند.
وصالی همچنین از دلاوری های شهید چمران در مصاحبه اش حرف می زند و از نحوه ایستادگی او در مقابل ضدانقلاب میگوید. در این قسمت از این مجموعه همچنین با پخش این تصاویر جزئیات جالبی از سوی پاسداران مدافع شهر پاوه درباره اقداماتشان مطرح می شود.
«تاریخ شفاهی ایران» به تهیه کنندگی سیدمهدی مویدی یکشنبه 24 مرداد ماه ساعت 18:30 از شبکه مستند سیما روی آنتن می رود و دوشنبه 24 مرداد ساعت 13:30 بازپخش می شود.
اصغر وصالی در "تاریخ شفاهی ایران"
اصغر وصالی در “تاریخ شفاهی ایران”
اصغر وصالی در "تاریخ شفاهی ایران"
اصغر وصالی در “تاریخ شفاهی ایران”



افخمی هم دست به دامن اوج شد

سینماژورنال: در حالی که در ماههای اخیر نهادهایی مانند بنیاد سینمایی فارابی و انجمن سینمای دفاع مقدس علاقه ای برای تأمین منابع مالی فیلمنامه های پرهزینه برخی کارگردانان سرشناس ارائه نداده اند با این حال سازمان هنری-رسانه ای اوج در این زمینه پیشتاز بوده است.

به گزارش سینماژورنال بعد از ابراهیم حاتمی کیا که “بادیگارد” را برای این سازمان ساخت حالا آن طور که “موج” خبر داده بهروز افخمی مجری فعلی “هفت” هم بنا دارد فیلمنامه تازه خود را با حمایت این سازمان بسازد.

فیلمنامه تازه افخمی پیش از این «آذرباد» نام داشت ولی نام آن تغییر خواهد کرد و شخصیت‌های اصلی این فیلمنامه یک خلبان، یک پسر بچه و یک هواپیمای جنگی هستند.

داستان این فیلم درباره خلبانی است که در یک منطقه جنگی گرفتار می‌شود و برای حل مشکلاتی که در آن منطقه برایش پیش می‌آید، از پسربچه‌ای بومی  که منطقه را بهتر می‌شناسد، کمک می‌گیرد.

بهروز افخمی پیشتر بنا داشت به تهیه کنندگی سیدجمال ساداتیان فیلمنامه ای جنگی به نام “خمسه خمسه” را تولید کند که عدم تأمین منابع مالی این اجازه را به او نداد.

حالا باید منتظر ماند و دید “آذرباد” به کمک سازمان ارزشی اوج به تولید خواهد رسید یا نه؟




جمشید هاشم‌پور بالاخره مصاحبه کرد و همه چیز را گفت⇐از چرایی ممنوع‌الکاری در دهه ۶۰ تا نقش کیانوش عیاری در رفع ممنوعیت/از خاطره تلخ همکاری با حاتمی‌کیا تا ناراحتی از بازی در “من دیه‌گو مارادونا هستم” و…

سینماژورنال: جمشید هاشمپور که در دهه‌های شصت و هفتاد یکه‌تاز ایفای نقش در آثاری تجاری بود که وی را در قامت یک ابرقهرمان به تصویر می‌کشیدند در سالهای بعد کوشید تواناییهای بازیگریش را خرج کاراکترهایی کند که به اندازه مخاطبان توجه منتقدان را هم به خود جلب کند با این حال از منظر مخاطب عام همچنان یک جمشید هاشم پور است و یک زینال بندری.

به گزارش سینماژورنال هاشم پور در همه سالهای فعالیت حرفه ای اش در سینما به شدت از گفتگوهای مطبوعاتی گریزان بوده و خیلی انگشت شمار گفتگوهایی از او دیده ایم که در آن به صراحت درباره همه پرسشهای پیرامون کارنامه اش پاسخ گوید. علی معلم تهیه کننده، روزنامه نگار و مدیرمسئول “دنیای تصویر” اما توانسته به بهانه برگزاری بزرگداشت این بازیگر در جشن حافظ گفتگویی تفصیلی با وی ترتیب داده و برای ثبت در تاریخ هم که شده درباره برخی از مناقشه برانگیزترین موضوعات و مثلا همان جریان ممنوع الکاری از وی بپرسد.

قبل از انقلاب به دلایل اخلاقی سینما را رها کردم و “امداد نجات” شدم!

جمشید هاشم پور در ابتدای گفتگو درباره سوابق بازیگری خود در پیش از انقلاب اسلامی بیان می دارد: من قبل از انقلاب در چیزی نزدیک به 10 فیلم بازی کردم اما به دلایلی که شاید بتوانم بگویم بیشتر اخلاقی بود بعد از بازی در آن فیلمها از سینما بیرون آمدم…آن سالها در سازمانی استخدام شدم که کارش امداد و نجات بود. اول یک دوره ای دیدیم و بعد عضو گروه امداد شدیم و کسانی که مثلا در کوه گیر می افتند یا تصادف می کردند یا گرفتار برف و بهمن می شدند را نجات می دادیم. با بیست سال کار در آن سازمان مرا بازنشسته کردند و بعد دیگر چسبیدم به سینما.

بعد از “یوزپلنگ” ممنوع الکار شدم

هاشم‌پور زمانی و در میانه دهه شصت به دلیل شمایل قهرمان پردازانه‌ای که در سینمای آن روزگار ایجاد کرده بود ممنوع الکار شده بود. خودش درباره ماجرای آن ممنوع الکاری بیان می دارد: بعد از فیلم “یوزپلنگ”(1364) ساخته ساموئل خاچکیان بود که ممنوع الکار شدم چون یادم است قبل از فیلم شایعه شده بود که هاشم پور قرار است ممنوع الکار شود و چون قرارداد این فیلم را بسته بودیم سریع کلید زدند و مرا جلوی دوربین بردند. بعد از ممنوع الکاری من اقدامی نکردم و حتی ارشاد هم نرفتم که اصلا چرا ممنوع شدم یا درخواست بدهم ممنوع الکاری ام را لغو کنند.

وی ادامه می‌دهد: حتی کسی به من خبر نداد ممنوع الکار شدم. آن موقع کارگردانها و تهیه کننده‌ها لیست بازیگران شان را می‌بردند ارشاد و به آنها می‌گفتند که هاشم پور فعلا نمی تواند کار کند. دلیل خاص نداشتند فقط گفتند ایشان خیلی دارد پرواز می کند و مطرح می شود.

عیاری ممنوعیت از کاری ام را رفع کرد

جمشید هاشم پور که بعد از “یوزپلنگ” سه سال و چند ماه ممنوع الکار بود تا بازی در “روز باشکوه”(1367) ساخته کیانوش عیاری درباره رفع ممنوعیت از فعالیت خود بیان می دارد: نقشی در “روز باشکوه” بود که در سینمای ایرانی عیاری نتوانست بازیگری را پیدا کند که آناتومی و فرم بدنش به آن کاراکتر بخورد. نقش نماینده اشرف در یکی از استانها بود که باید خیلی ابهت می داشت. بعد عیاری رفت ارشاد و با مسئولان صحبت کرد که چنین پرسوناژی دارم و بازیگری که مدنظرم باشد نمی توانم پیدا کنم. شما هم بس کنید. ایشان به اندازه کافی متنبه شده است! سه سال و چهار ماه برایش بس است. اول گفتند یک ماه دیگر، 20 روز دیگر و خلاصه عیاری آن قدر اصرار کرد تا بالاخره ممنوع الکاری مرا برداشتند.

خاطره تلخ همکاری با حاتمی کیا

هاشم‌پور خاطره ای تلخ از همکاری نیمه تمام با ابراهیم حاتمی کیا در “روبان قرمز” دارد؛ همان فیلمی که بسیاری فضای حاکم بر آن را دارای طعنه های مستقیم به عباس کیارستمی می‎‌دانند. به گزارش سینماژورنال هاشم پور درباره این تجربه تلخ بیان می‌دارد: یادم می آید حاتمی‌کیا مرا دعوت کردند برای بازی در “روبان قرمز”. رفتم و حتی قرارداد سفید بستم. تقریبا نزدیک به یک ماه تمرین داشتیم و روخوانی می کردیم و تست می زدیم و رضا کیانیان هم بازیگردان بود. نقش خیلی زیبایی بود و من خیلی علاقمند بودم آن نقش را کار کنم. رزمنده ای جنگ تمام شده ولی هنوز سر پستش است و از جایی که برای ماموریت رفته بود پاسداری می کند…

هاشم‌پور می‌افزاید: مدیر تولید مرحوم ابراهیم اصغرزاده بود؛ یک روز آمد و گفت پرویز پرستویی که سر یک فیلم دیگر بودند کارشان تمام شده و حالا قرار است بیایند سر “روبان قرمز” و این نقش را بازی کنند!!! خلاصه حاتمی کیا نظرشان عوض شد و ما هم خداحافظی کردیم و برگشتیم تهران…بعدها که فیلم را دیدم به نظرم رسید برای آن نقش می شد کارهای دیگری کرد.

جمشید هاشم پور
جمشید هاشم پور

ملاقلی پور گفت تو غلط می کنی در فیلم من بازی نکنی

این بازیگر درباره روزهای بعد از خاطره تلخ با حاتمی کیا می گوید: وقتی داستانم با حاتمی‌کیا به این شکل تمام شد کمی دلگیر و دلسرد بودم و به قول معروف مأیوس و غمگین شدم. دوست داشتم آن نقش را بازی کنم تا اینکه یک روز زنگ خانه مان را زدند. رفتم دم آیفون که ببینم چه کسی پشت در است دید این صدا آمد که من ملاقلی پور هستم. بیا پایین ببینم. بیا بیرون. تو غلط می کنی در فیلم من بازی نکنی. آخر قبلترش به وی گفته بودم حوصله بازی ندارم. خلاصه نشستیم چای خوردیم و همان موقع رفتیم دفتر  و شروع کردیم به تست گریم که شد فیلم “هیوا”.

ناراحتی از بازی در “من دیه گو مارادونا هستم”

جمشید هاشم پور در پاسخ به این سوال که کدام فیلم بوده که از بازی در آن نه تنها پشیمان هستی که بازی در آن ناراحتت کرد بیان می‌دارد:  من سر همه فیلمها انرژی خودم را می گذارم ولی گاهی انتخاب بازیگران شان ضعیف است و آن ضعف به ما هم لطمه می‌زند بخصوص روی من که وسواس خاصی دارم. ما کاری انجام دادیم به نام “من دیگو مارادونا هستم” بهرام توکلی. یک پلان خیلی ساده را 40 برداشت گرفت. این شیوه را نمی پسندم.

هاشم‌پور می افزاید: همه حرفه‌ای و این کاره هستیم. دائم کات می‌دادند. تا 10 روز بعد از آن سر صحنه نرفتم تا بعد خودشان آمدند. گفتم بد است در سینمای ایران بپیچد که یک نمای سه نفره را این همه برداشت گرفته ایم؛ آن قدر پیچیده و سخت و سنگین نبود. هنرپیشه اذیت می شود و از بین می رود. همه حرکات عین ماشین می شود.




روایت مریلا زارعی از خوابی عجیب که حین بازی در “خروس جنگی” دید و نام بردن از کارگردان‌هایی که علاقه دارد فقط از جلوی دوربین‌شان رد شود

سینماژورنال: مریلا زارعی بازیگر زن سینمای ایران که در سالهای اخیر به هسته ثابت تیم بازیگران ابراهیم حاتمی کیا بدل شده است در تازه ترین گفتگویش که با “شرق” انجام شده در کنار نام بردن از دو کارگردانی که حتی به رد شدن از جلوی دوربین آنها هم راضی است به روایت خوابی پرداخته که باعث همکاریش با اصغر فرهادی در “درباره الی” شده است.

به گزارش سینماژورنال زارعی درباره اینکه کدام کارگردانها هستند که علاقه دارد فقط از جلوی دوربین شان رد شود می گوید: فقط دو نفر؛ اصغر فرهادی و ابراهیم حاتمی‌کیا. این دو کارگردان کسانی هستند که به‌نوعی سبک کار‌کردنشان با بازیگر به یک تجربه مغتنم منتهی می‌شود. جدیت و تمرین فراوان و تفکر روی نقش در هر دو این عزیزان تعیین‌کننده است. اینجاست که دیگر نقش برایم اهمیت ندارد؛ همین که یک روز، ١٠ روز، ٢٠ روز، ‌فرصت حضور در کنارشان را داشته باشی، به قدر کافی برایت تجربه می اندوزد.

در زمان بازی در “خروس جنگی” خواب دیدم مشغول بازی برای فرهادی هستم

این بازیگر با اشاره به حضورش در “درباره الی” که مسیری تازه در کارنامه اش بود بیان می‌دارد: در زمان پیش‌تولید فیلم «‌درباره الی» ‌من مشغول بازی در فیلم «خروس جنگی» بودم که اتفاقا اکران هر دو این فیلم‌ها هم‌زمان با هم و در همان سال ٨٨ اتفاق افتاد. یک شب خیلی بیخود‌ و بی‌جهت خوابی دیدم که در صحنه فیلمی حضور دارم که کارگردانش اصغر فرهادی است.

وی ادامه می‌دهد: از آنجایی‌ که به احوال خودم آشنا هستم و همچنین به نشانه‌ها معتقد، ‌این خواب را جدی گرفتم. ذهنم مشغول شد که چرا باید چنین رؤیایی را ببینم. فردای آن روز طبق معمول برای کار آفیش بودم. در اتاق گریم از یکی از همکارانم، آقای جواد فرحانی که اتفاقا یکی از تهیه‌کننده‌های فیلم «خروس جنگی» بود، شنیدم که آقای فرهادی مشغول ساختن یک فیلم پُربازیگر است. با شنیدن این جمله تمام وجودم به گوش تبدیل شد. بین خواب شب گذشته و جمله‌ای که در آن روز از آقای فرحانی شنیدم، رابطه جدی احساس کردم. شاید جواد فرحانی کسی بود که من را ترغیب کرد پیگیری کنم.

قصدم این بود که خودم را پیشنهاد بدهم برای بازی کردن

زارعی خاطرنشان می‌سازد: با وجود اصول شخصی و حرفه‌ای‌ام با موبایل آقای فرهادی تماس گرفتم. قصدم این بود که خودم را به آقای فرهادی پیشنهاد بدهم برای بازی‌کردن در فیلم. در آن زمان این کار به‌نوعی کوچک‌شدن و تحقیر محسوب می‌شد که بازیگر حرفه‌ای کمتر می‌توانست زیر بار چنین عملی برود. هرچند تصور می‌کنم موقعیت فعلی آقای فرهادی در سینما به گونه‌ای است که دیگر همکاران برای بازی در فیلم ایشان قطعا داوطلب هستند. اما در آن زمان من فقط بر حسب هشدار ناخودآگاهم و پشتوانه تجربه تلویزیونی که در گذشته در سریال «در شهر» داشتم، این کار را انجام دادم. بدون اینکه از قصد آگاه باشم یا اصلا بدانم موضوع از چه قرار است. به‌هرحال تماس صورت گرفت. خودم را معرفی کردم؛ آقای فرهادی هم خیلی خوب و صمیمی با من برخورد کردند. خوابم را برایشان گفتم و درنهایت گفتم آقای فرهادی اصلا منظورم این نیست که خودم را تحمیل کنم، فقط خواستم این نشانه را جدی بگیرم؛ به‌هرحال اگر فکر می‌کنید من برای بازی در این فیلم مناسب هستم، با تمام اشتیاقم در خدمتم. آقای فرهادی هم توضیح دادند که اتفاقا در نظرم بودی، فقط شرایط این فیلم به‌گونه‌ای است که باید زوج‌های فیلم در کنار هم به آنچه در ذهنم هست نزدیک باشند و در انتها تشکر کردند از تماسم و خداحافظ. چند روز بعد دستیار آقای فرهادی، ‌حمید قربانی که اتفاقا سابقه آشنایی با حمید را از سریال امام رضا، زمانی که کار تدوین می‌کرد، داشتم، تماس گرفت و از من خواست به دفتر بروم تا آقای فرهادی گپی با من داشته باشند. خوب می‌دانستم که این تماس به منزله دعوت به همکاری نیست و فقط یک دیدار است و سؤالاتی که آقای فرهادی از من داشتند.

چهره ای عصبی از من ترسیم کرده بودند

مریلا زارعی می‌افزاید: در آن مقطع از کار حرفه‌ای‌ام کمی نسبت به گذشته سخت‌گیرتر شده بودم. تجربه در کارهای متعلق به سینمای تجاری برایم به دلیل مخاطب عامش جذاب بود اما راضی‌ام نمی‌کرد. خوب می‌فهمیدم که این احوال یک بدقلقی را برایم به ارمغان آورده بود. قطعا در سینما بعد از گذشت زمان، کم‌کم تبدیل به یک بازیگر ناسازگار می‌شوی. قواعد و قوانین حرفه‌ای برایم مهم بود و اگر در پروژه‌ای احساس می‌کردم سهل‌انگاری می‌شود، قطعا با مخالفت من همراه می‌شد. همین‌ها باعث شده بود که از من چهره‌ای عصبی و بدقلق خلق کند که کارکردن با او آسان و سهل نیست. اینها نکاتی بود که به گوش آقای فرهادی رسیده بود و طبعا ایشان را در انتخاب من متزلزل می‌کرد. اما از آنجا که خودم شوق و اشتیاق کارکردن با آقای فرهادی را بروز دادم، ایشان فرصت دفاع به من داد. در آن جلسه مصداق‌های این شنیده‌ها گفته شد و من هم دلایلم را توضیح دادم.

زارعی درباره نقش پیشنهادی برای “درباره الی” بیان می‌دارد: در همان جلسه آقای فرهادی بعد از شنیدن صحبت‌های من سناریو را آوردند و از من خواستند همان جا بخوانم و نظرم را بگویم. من هم سناریو را خواندم. تا آن‌موقع چنین تجریه‌ای نداشتم که در حضور نویسنده و کارگردان فیلم‌نامه‌ای را بخوانم و نظر بدهم اما با کمال میل پذیرفتم. کاری را که شروع کرده بودم، باید تا انتها می‌رفتم. وقتی می‌گویم یا علی، تا آخرین لحظه پای حرفم می‌ایستم. خلاصه اینکه سناریو برایم آن‌قدر جذاب بود که به طرفه‌العینی آن را به انتها رساندم و همان جا اعلام موافقت کردم.

فرهادی گفت نمیخواهی نقش گلشیفته را بازی کنی؟

وی ادامه می دهد: برای آقای فرهادی هم جالب بود. فکر می‌کنم او هم از این برخورد متعجب بود تا جایی که سؤال کرد نقش را خواندی؟ گفتم بله. نقش «شهره» واقعا در سناریو حضور دیالوگی و فیزیکی زیادی نداشت اما برای من مهم نبود. همچنان متکی بودم به همان نشانه در رؤیا. آقای فرهادی حتی پرسیدند مثلا نمی‌خواهی نقش دیگری را بازی کنی مثل سپیده؟ (همان نقشی که گلشیفته بازی کرد) ‌گفتم نه. اگر شما تشخیص دادید که این نقش مال من است، پس همین را باید بازی کنم. خوب فهمیدم که انگیزه من آن‌قدر بالا بود که آقای فرهادی را هم مجاب کرد.  بعد چند تا عکس انداختیم و قرار شد با من تماس گرفته شود برای قرارداد و مراحل بعدی کار.

هر وقت فرهادی نیاز به تفکر داشت، تسبیح مرا می گرفت

مریلا زارعی درباره حال و هوای کار در “درباره الی” می گوید: در آن فیلم (درباره الی) قرار بود شش، هفت بازیگر در کنار هم بیش از دو ماه زندگی کنند و اینکه در صحبت‌های آقای فرهادی فهمیدم که کار برای ایشان آن‌قدر درگیری ذهنی داشت که دیگر فرصت یک عنصر مزاحم در گروه و درگیری با حواشی را ندارد. آقای فرهادی مثل خیلی از کارگردان‌های خوب، روان‌شناس فوق‌العاده‌ای است. درواقع به گونه‌ای با روحیات و خلقیات بازیگرش آشنا می‌شود و از این راه می‌تواند کنترل بازی بازیگر و اعتماد او را به خود جلب کند.

این بازیگر زن ادامه می دهد: یادم هست در آن زمان من تازه از سفر خانه خدا آمده بودم. تسبیحی چوبی داشتم که تنها یادگارم از آن سفر معنوی و پرخاطره بود و تا مدت‌ها در دستم بود. انگار به نوعی به من آرامش می‌داد. آقای فرهادی این وجوه من را خوب می‌شناخت تا جایی که یک روز به من گفت خیلی علاقه‌مندم که یک جایی این تسبیح و ذکرهای تو در فیلم ثبت شود. این جمله او به من آرامش داد. انگار که کارگردان به عمق روح تو وارد شده و واقعا هم شد. در یک پلان این احوال و ذکر من ثبت شده حتی تسبیحم. الان که زمان گذشته خوشحالم که یادگاری از آن دوران در کارنامه‌ام ثبت شده است. گاهی اوقات که آقای فرهادی در میزانسن یا مسائل فنی کار نیاز به تفکر داشت و ذهنش مشغول می‌شد، تسبیح را از من می‌گرفت. شاید این نکات برای آقای فرهادی خیلی شخصی باشد، اما درحال‌حاضر گفتنش برای من اهمیت دارد؛ چراکه بعد از گذشت سال‌ها از آن روز و موفقیت‌های فرهادی در عرصه‌های فرهنگی تأییدی است بر میزان اعتقادش به اصول. همان اصولی که گاهی در ظاهر و قضاوت‌های اشتباه دیگران مغفول می‌افتد




پس از تمجيد حاتمي‌كيا⇐اين مخالف پيشين هم براي مراسم يادبود به پاريس رفت!!+عکس

سینماژورنال: ماجرای پیامهای تسلیت مرتبط با درگذشت عباس کیارستمی تمامی ندارد و جالب است که درست به مانند شهادت مرتضی آوینی که مجالی را فراهم آورد تا مخالفان درجه اول وی از فراقش فریاد وااسفا به آسمان بردارند حالا درباره کیارستمی هم پیامهایی گل درشت از جانب مخالفان سالیان وی می رسد.

به گزارش سینماژورنال بعد از حاتمی‌کیا که درباره پیام تسلیت “قلندر”وارش(!) به تفصیل نوشتیم (اینجا را بخوانید) حضور کیومرث پوراحمد بلافاصله بعد از درگذشت کیارستمی در فرانسه و حضور در مراسم یادبود کیارستمی است که جلب نظر می‌کند.

ابتدا دستیاری در “خانه دوست…”

پوراحمد البته که در دهه شصت علاقه زیادی به کیارستمی و سبک سینمایی وی نشان می‌داد و نه تنها به عنوان دستیار در “خانه دوست کجاست” کنار وی بود بلکه از مجله‌ای که در آن قلم می‌زد فراوان در جهت تحسین کیارستمی و “خانه دوست”ش استفاده کرد ضمن اینکه بعدتر در پاس داشت این فیلم کتابی هم نوشت…

همراهی با حوزه هنری و نقد کیا

ماه عسل پوراحمد با کیارستمی اما زودتر از حد تصور به پایان رسید چون نزدیکی به جریان سینمایی حوزه هنری و همراه شدن با فیلمسازان حاضر در حوزه هنری و از جمله سیدمرتضی آوینی سبب ساز آن شد که پوراحمد نه تنها به نقد جریان سینمایی جشنواره‌ای که کیارستمی را به آن می‌شناختند بپردازد بلکه در اثبات مواضع جدید خویش مستندی مانند “ما و مرتضی” را بسازد.

این نقد در تمام سالهای نزدیکی پوراحمد و حوزه هنری و بخصوص سالهای مرافقت با حجت الاسلام زم و تولید شدن آثاری مانند “خواهران غریب” با حمایت حوزه ادامه داشت اما بعد از خروج از حوزه هنری بود که دوباره ورق برگشت و اوضاع متعادلتر شد.

بازگشت بعد از مرگ

بعد از درگذشت کیارستمی نیز پوراحمد بی‌اعتنا به همه آن طعنه‌ها زودتر از حتی دستیاران کیارستمی خود را به پاریس رساند و در مراسم یادبود او شرکت کرد تا چندین علامت تعجب باشد که در واکاوی این تناقضات در ذهن مخاطبان نقش ببندد…

پوراحمد در یادبود کیارستمی در پاریس

پوراحمد در یادبود کیارستمی در پاریس