1

گلایه امام(ره) از مرثیه آهنگران/سانسور سی قسمت از “هزاردستان” توسط انوار!؟/گرایشات چپ مرضیه برومند و استفتاء از آقای منتظری درباره “شهر موشها”!/تعریف و تمجید شجریان از وضعیت موسیقی در دهه شصت!!!/ترانه‌خوانی گوگوش برای امام(ره)!/چهار سریال مطلوب امام(ره)/علی حاتمی تصور میکرد انقلاب پایدار نیست!!/ناصر تقوایی می‌دانست که نمیتواند سریال “کوچک جنگلی”را تمام کند!/ماجرای حکم زندان برای برنامه‌سازانی که نام اوشین را سانسور نکردند!

سینماروزان: محمد هاشمی از اولین روسای صداوسیمای بعد از انقلاب اسلامی، که بیش از یک دهه در این منصب حضور داشت در گفتگویی تفصیلی با خبرآنلاین درباره کم و کیف مدیریت خود حرف زده است.

بخشهایی خواندنی از گفته های محمد هاشمی را بخوانید:

 

–یک بار در دزفول، موشکی به یک منطقه مسکونی برخورد کرد و کودکی در این حادثه به‌شدت آسیب دید. حاج صادق آهنگران که همیشه مرثیه‌خوان جنگ بود، بر اساس این حادثه یک مرثیه سوزناک ساخت که ارتباطی با واقعه عاشورا هم داشت. مدیران خبر این مرثیه را در ابتدای اخبار پخش کردند.

بعد از آن، از دفتر امام (ره) با من تماس گرفتند و گفتند که امام با من کار دارند. رفتم خدمتشان. امام فرمودند: «این چیست که پخش کرده‌اید؟ این‌گونه نباید باشد. شما باید حماسه بسازید، نه مصیبت! مردم در شرایط جنگی نیاز به روحیه دارند، نه اینکه با چنین صحنه‌هایی دلشان خالی شود.»

 

–بلافاصله به دنبال آقای آهنگران رفتیم. گفتند که ایشان در جنوب، در جبهه است. شبانه نیرو فرستادیم تا او را پیدا کنند و به تهران بیاورند. تأکید کردیم که از این پس، رویکرد رسانه باید مبتنی بر حماسه باشد، نه اندوه و سوگواری. هدف این بود که مردم و رزمندگان را برای ادامه جنگ و مقاومت تقویت کنیم.

 

–«هزاردستان» را علی حاتمی نوشته بود و در ابتدا نام آن «جاده ابریشم ایران» بود. در آن نسخه اولیه، رضا شاه به‌عنوان سازنده جاده ابریشم معرفی شده بود. این سناریو مربوط به قبل از انقلاب بود و بعد از پیروزی انقلاب دیگر قابل ساخت نبود.

 

–سیاست ما بر اساس نظر امام این بود که هنرمندان را جذب کنیم، اما همیشه تصمیم با ما نبود. برخی شرایطی داشتند که امکان‌پذیر نبود. مثلاً علی حاتمی شرطی گذاشت که ما نمی‌توانستیم بپذیریم. او تصور می‌کرد که این انقلاب پایدار نیست و خیلی با غرور می‌گفت که باید کارش را آن‌طور که خودش می‌خواهد، بسازد.

 

–آقای علی حاتمی مدتی کنار رفت، اما بعد از یکی دو سال برگشت و گفت که می‌خواهد کار را بسازد. من به او گفتم که در این شکل فعلی امکان ساختش وجود ندارد. پیشنهاد دادم که سناریو را به شورای طرح و برنامه ببریم، اصلاح کنیم و بعد به او بدهیم تا بسازد. او در ابتدا این موضوع را نپذیرفت و گفت من هر طور که شده این را می‌سازم اما موقعیت ساخت وجود نداشت، ایشان رفتند و دو سال بعد بازگشتند و پذیرفتند که با اعمال اصلاحات کار را بسازند.

 

حذفیات سریال هزاردستان بیش‌تر از ۱۰ قسمت و نزدیک به ۳۰ قسمت بود.  شورای طرح و برنامه که آقای [فخرالدین] انوار رئیس آن بود، سناریو را بررسی کرد. بخش‌هایی که مستقیم به رضا شاه و محمدرضا شاه مربوط می‌شد و در راستای تطهیر و تبلیغ آنها بود، حذف شد. در نهایت، از ۳۶ قسمت سناریو، حدود ۳۰ قسمت کنار گذاشته شد. آنچه باقی ماند، همان داستان «شش انگشتی» بود که در نهایت ساخته شد و از تلویزیون پخش شد. چون محتوای آن سی قسمت در راستای روایت‌هایی بود که با نگاه رسمی جمهوری اسلامی همخوانی نداشت. آقای حاتمی این سریال را ابتدا برای زمان شاه نوشته بود، اما در دوره بعد از انقلاب دیگر نمی‌شد با همان ساختار ساخته شود. با اصلاحات انجام‌شده، سریال ساخته و پخش شد.

 

ناصر تقوایی نمی‌توانست سریال “کوچک جنگلی”را تمام کند. خودش هم می‌دانست. او «ناخدا خورشید» را ساخت. ولی کوچک جنگلی را نمی‌توانست جمع کند. با آن که تجربه دایی جان ناپلئون را داشت، ولی سریال کوچک جنگلی کار سنگین‌تری بود. مشکل تقوایی، این بود. البته ما هم از برخی کارهایش استفاده کردیم، مثلاً برای سالگرد امیرکبیر. برنامه‌ای نداشتیم، صحنه‌هایی از «سلطان صاحبقران» علی حاتمی و «دایی جان ناپلئون» ناصر تقوایی صحنه‌هایی را برداشتیم و کنار هم گذاشتیم. یک صحنه هم در آن بود که زن امیرکبیر وقتی خبر مرگ امیرکبیر را می‌آورند، گریه می‌کند و اشک روی صورتش می‌غلتد. دوربین هم خیلی زوم کرده بود و صحنه تأثیرگذاری شده بود. امام به من گفتند: زن امیرکبیر کی این‌جوری بوده که شما این‌طور نشانش دادید؟ (با خنده) این نوع مسائل را داشتیم.

 

–برای خرید سریال‌های اوشین و پزشک دهکده، حق پخش پرداخت کردیم. اما اوشین را که آوردیم، تغییر دادیم! «اوشین» را تغییر دادیم. ژاپنی‌ها وقتی آمدند که وضعیت پخش را ببینند، متوجه شدند ما برخی صحنه‌ها را تغییر داده‌ایم. ماجرا این بود که می‌خواستیم شخصیت اوشین را بیشتر به‌عنوان یک زن تلاشگر و مقاوم نشان بدهیم، نه صرفاً آن‌طور که در نسخه اصلی بود، چون واقعیت خیلی متفاوت بود. این تغییرات در حدی بود که وقتی ژاپنی‌ها دیدند، تعجب کردند. حتی ما به این نتیجه رسیده بودیم که حالا که این‌قدر تغییر داده‌ایم، ژاپنی‌ها باید به ما پول بدهند، نه ما به آن‌ها! (با خنده). امام در جریان تغییرات اوشین بودند و موافق هم بودند. اما یکی از ائمه جمعه، امام‌جمعه رشت، در نماز جمعه مخالفت کرد و گفت که این سریال مناسب نیست. من رفتم خدمت امام و موضوع را مطرح کردم. امام فرمودند: نه، آموزنده است. و ما هم به همین دلیل پخش را ادامه دادیم. ایشان هم این سریال را دوست داشتند.

محمد هاشمی رئیس اسبق صداوسیما
محمد هاشمی رئیس اسبق صداوسیما

–در همان دوران پخش اوشین، برنامه‌ای به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س) در حال پخش بود و از یک دختر خانم سؤال کردند: الگوی شما کیست؟ او جواب داد: اوشین! وقتی پرسیدند که حضرت زهرا (س) نیست؟ گفت: حضرت زهرا خیلی خوب هستند، ولی متعلق به هزار سال قبل‌اند، اوشین برای زمان حال است.

این برنامه به‌صورت زنده پخش شد و عده‌ای آن را توهین تلقی کردند. به امام گزارش دادند و ایشان خواستند که نوار برنامه بررسی شود. امام دستور دادند که نوار را بدهیم به آقای [سیدضیاالدین]میرعماد، رئیس دادگستری تهران تا ببیند آیا واقعاً توهینی شده یا نه. ایشان هم بررسی کردند و گفتند که اگر قصد توهین ثابت شود، حکم اعدام دارد، اما اگر سوءتفاهم بوده، مجازات متفاوت خواهد بود. آقای میرعماد از ما نوار خواست، ما هم فرستادیم. شش نفر از دست‌اندرکاران برنامه را که شامل تهیه‌کننده، کارگردان و عوامل دیگر بودند، احضار کردند و در دفتر ایشان، در میدان ارگ، از آن‌ها بازجویی شد. در نهایت، احکام مختلفی صادر شد؛ برخی انفصال از خدمت گرفتند، برخی هم حکم پنج سال زندان.

من همان روز در جلسه دولت بودم که زنگ زدند و گفتند: احکام صادر شده و این بچه‌ها را می‌خواهیم به زندان بفرستیم. من بلافاصله با آقای میرعماد تماس گرفتم و گفتم: فعلاً آن‌ها را زندان نبرید و بگذارید در اتاق خودم بمانند، تا من برسم. آن روز جلسه دولت داشتیم و طول کشید وقتی جلسه دولت تمام شد، باز زنگ زدم، ایشان گفت خیلی منتظر ماندیم من دارم می‌روم و این‌ها را هم به دفتر زندان می‌فرستم.

من هم سریع خودم را رساندم و با رئیس زندان صحبت کردم. گفتم: این بچه‌ها را پیش خودتان نگه دارید، من فردا می‌آیم. بعد از آن، رفتم خدمت امام و یک نامه نوشتم که: اگر کسی مقصر است، من هستم، نه این بچه‌ها. اگر آن‌ها مجازات شوند، دیگر اداره کردن رادیو و تلویزیون ممکن نیست، چون همه از کار کردن خواهند ترسید. امام گفتند: پس شما بنویس، من عفو می‌کنم. من نامه را تایپ کردم و خدمت امام بردم. ایشان هم دستور عفو نوشتند و گفتند: بدهید به آقای موسوی اردبیلی، رئیس دیوان عالی کشور، تا اجرا کند. وقتی نامه را به ایشان دادم، گفتند: محمد، حالا چه عجله‌ای داری؟ بذار برای فردا! اما من می‌خواستم سریع کار را حل کنم. پس چند پرس چلوکباب، میوه و شش پتوی نو برای آن‌ها خریدم و رفتم دفتر زندان، پیش آن شش نفر. شام را با هم خوردیم و شب را همان‌جا ماندند. حتی رئیس زندان گفت: اگر می‌خواهی، ببرشان خانه‌ات! اما گفتم: نه، اگر الان این‌ها را ببرم، فردا می‌گویند که قلدری کردم! بگذار همین‌جا بمانند تا حکمشان بیاید.

در همان دفتر زندان، یک نوازنده معروف هم بود که به جرم قتل غیرعمد در یک دعوا زندانی شده بود. گفت: ۳۰۰ هزار تومان دیه بدهکارم، ولی ندارم. من همان‌جا با دفتر امام تماس گرفتم. خانم دباغ آنجا بود. گفتم: از امام بپرسید که آیا دولت می‌تواند دیه او را بدهد؟ او رفت و برگشت و گفت: بله، امام اجازه دادند. ما هم مبلغ را پرداخت کردیم و آن فرد را آزاد کردیم.

فردای آن روز آقای موسوی اردبیلی احکام عفو را صادر کرد و من رفتم زندان و آن‌ها را آوردم صداوسیما. این ماجرا باعث شد خیلی‌ها نگران آینده کاری‌شان نشوند و اعتماد کارکنان صداوسیما بالا برود.

برخی از کارمندان با احکام انفصال از خدمت مواجه شده بودند، اما این احکام اجرا نشد و همه آن‌ها عفو شدند، بخشیده شدند و به کارشان بازگشتند. حتی حقوقشان نیز محفوظ ماند. جالب اینجاست که برخی از این افراد، از مخالفین من بودند، اما وظیفه مدیریتی ایجاب می‌کرد که از آن‌ها حمایت کنم.

 

سریال “اشک تمساح” ساخته احمد نجیب زاده، ۱۳ قسمت بود و توسط شورای سرپرستی و مدیرعامل وقت تأیید شده بود، اما بعد از پخش، مخالفت‌های زیادی با آن صورت گرفت. در نماز جمعه طوماری با ۱۵ هزار امضا جمع شد که درخواست تعطیلی این سریال را داشتند و حتی در روزنامه کیهان هم درباره آن مطلبی منتشر شد. برخی از علما نیز به آن اعتراض داشتند. این مخالفت‌ها در نهایت باعث شد که سریال کنار گذاشته شود.

 

–هاشمی در چرایی تصفیه مجریانی مثل احترام برومند-همسر داوود رشیدی- چنین گفت: شخصاً چیزی درباره حذف احترام برومند به یاد ندارم. البته طبیعی است که بعد از انقلاب تغییراتی در ترکیب نیروهای تلویزیون به وجود آمده باشد؛ مرضیه برومند با اینکه گرایش‌های چپ داشت؛ اما فردی منصف و کارگردانی حرفه‌ای بود. او «مدرسه موش‌ها» را ساخت که برنامه‌ای جذاب برای کودکان بود. منتها برداشت‌هایی درباره آن شد. برخی معلمان احساس کردند که این برنامه به نوعی آنها را مسخره کرده و پیش آقای [آیت الله حسینعلی] منتظری [قائم مقام وقت رهبری] شکایت کردند. اما آقای منتظری گفت که اتفاقاً این برنامه خوب است و خودشان هم این برنامه را دوست داشتند.

 

او افزود: حذف نام مرضیه برومند از تیتراژ “آرایشگاه زیبا” صحت ندارد. ما حتی برای تولید برنامه‌های او بودجه می‌دادیم و از کارهایش حمایت می‌کردیم. شایعه شده بود که او «شهر موش‌ها» را بیرون از تلویزیون ساخته و این باعث ناراحتی ما شده، اما این حرف‌ها درست نبود. اگر چنین چیزی بود، چرا ما همچنان از او حمایت می‌کردیم؟ اتفاقاً نگاه ما این بود که افراد توانمند و حرفه‌ای در رسانه حضور داشته باشند، حتی اگر گرایش‌های متفاوتی داشته باشند، مشروط بر اینکه در چارچوب قوانین رسانه کار کنند.

 

–محمد هاشمی درباره رضایت شجریان از اوضاع موسیقی در دهه شصت گفت: یک روز آقای صادق طباطبایی به من زنگ زد و گفت می‌خواهد به دیدنم بیاید. همراه خودش کسی را هم می‌آورد. وقتی آمدند، دیدم همراهش آقای شجریان است. شجریان در آن دیدار از ما تجلیل کرد و گفت که صداوسیما خدمت بزرگی به موسیقی کرده، چراکه موسیقی‌های سطح پایین را کنار گذاشته و موسیقی اصیل ایرانی را زنده کرده است. او گفت که حالا موسیقی‌ای که در تلویزیون پخش می‌شود، موسیقی اصیل ایرانی است و خودش هم در همین سبک فعالیت دارد. بعد هم اجازه داد که ربنایش را از تلویزیون پخش کنیم.

 

–هاشمی برخورد با هنرمندان قبل انقلاب را چنین شرح داد: در صداوسیما دو دسته هنرمند داشتیم؛ عده‌ای که استخدام بودند و عده‌ای که به‌صورت پروژه‌ای کار می‌کردند. برای گروه دوم، ما یک پرداختی مشخص در نظر می‌گرفتیم. در واقع، از قبل انقلاب یک صندوق رفاه برای هنرمندان وجود داشت، شبیه صندوق بازنشستگی، که هفت درصد از دستمزدشان را کسر می‌کردند و سازمان هم ۲۳ درصد اضافه می‌کرد. این پول در صندوق جمع شده بود. وقتی من وارد صداوسیما شدم، برخی مدیران می‌خواستند این صندوق را مصادره کنند، اما من رفتم خدمت امام (ره) و از ایشان پرسیدم که آیا این کار درست است؟ امام (ره) فرمودند: «این پول مردم است، شما چطور می‌خواهید مال مردم را مصادره کنید؟ شما وظیفه دارید صاحبان این پول را پیدا کنید و به آنها برگردانید.»

 

او ادامه داد: ما لیستی از حدود ۱۶۰ تا ۲۰۰ هنرمند داشتیم؛ از خوانندگان و نوازندگان گرفته تا سرایندگان و تهیه‌کنندگان. افرادی مثل مرضیه، گوگوش، پوران، سیما بینا، ایرج، گلپایگانی و بسیاری دیگر در این لیست بودند. برخی پیدا شدند، برخی هم دیگر در ایران نبودند.یک روز دیدیم که گوگوش با چادر مشکی به دفتر ما آمد که پولش را بگیرد. خیلی خوشحال شد وقتی چک را گرفت. همانجا گفت «من برای آقا (امام خمینی) یک ترانه خواندم، می‌خواهید برایتان بخوانم؟» که ما از ایشان تشکر کردیم و اجازه خواندن ندادیم.  آن زمان، همخوانی زن و مرد در چارچوب خاصی مشکلی نداشت. ما در برخی موارد، همخوانی را داشتیم، مثلاً اجراهای گروهی با حضور زنان و مردان را پخش می‌کردیم. اما اجرای انفرادی زنان در آن مقطع دیگر مورد قبول نبود.

 

–هاشمی درباره سریال‌های مطلوب امام گفت: سریال «پاییز صحرا» با اینکه سریال خیلی خوبی بود، خیلی به آن حمله کردند، اما امام (ره) از آن اثر به صورت مستقل تجلیل کردند. یا چند سریال دیگر که امام مشخصاً ۷ تا ۸ تای آنها را تأیید کرده بودند. سریال‌هایی مثل «رعنا»، «کوچک جنگلی»، «سلطان شبان» و بسیار مورد پسند ایشان بودند.