1

 فیلم سینمایی «علت مرگ: نامعلوم»؛ دعوت تماشاچی به یک آزمون سخت

سینماروزان/امیر افشارفتوحی: «علت مرگ: نامعلوم» نام اولین اثر سینمایی علی زرنگار به تهیه‌کنندگی و مشاوره مجید برزگراست که از سوی هیئت انتخاب چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر با اخذ شش رای از هفت رای جزء سه فیلم برتر برای حضور در این دوره از جشنواره فیلم فجر انتخاب شد اما عدم صدور پروانه نمایش برای آن باعث شد از جشنواره کنار گذاشته شود. «علت مرگ: نامعلوم» پس از سه سال به تازگی پروانه نمایش خود را برای اکران دریافت کرد تا در معرض تماشا و قضاوت مخاطب قرار بگیرد و چهارم دی ماه نیز برای منتقدان و اهالی رسانه اکران خصوصی داشت.

این که هیچ توضیحی در این سه سال درباره عدم صدور پروانه نمایش برای این فیلم از سوی شورا داده نشده کنجکاوی برای دیدن آن را تقویت کرد و بالاخره توانستیم این فیلم جاده‌ای با یک موضوع اجتماعی خیلی تلخ را ببینم.

هفت مسافر، در جاده‌ای فرعی، پیش از طلوع آفتاب، شهداد را به مقصد کرمان ترک می‌کنند. در اوایل راه متوجه می‌شوند یکی از مسافران مرده ‌است. اورژانس از فرستادن آمبولانس به خاطر عدم تأیید پزشک سر باز می‌زند. هنوز آفتاب طلوع نکرده ‌است و طبیعتاً یافتن پزشک کاری ناشدنی است. به پیشنهاد یکی از مسافران تصمیم می‌گیرند که او را به پلیس راه برسانند و آنجا آنچه اتفاق افتاده ‌است را تعریف کنند. اما پیش از آنکه به آنجا برسند یک ترمز زدن خودرو اتفاقی را پیش می‌کشد که تصمیم آنها را تغییر می‌دهد. این خلاصه‌ای از داستان فیلم است که گروه تولید آن منتشر کرده‌اند. داستانی که به نظر می‌تواند هیجان‌انگیز باشد و یک درام اجتماعی و معمایی را رقم بزند. با دیدن فیلم به لایه‌هایی از داستان بر می‌خوریم که جذابیت و کشش داستان را برای تماشاچی دو چندان می‌کند اگر چه معتقدم در بعضی موارد کوتاهی در فیلمنامه نتوانسته حق مطلب را ادا کند که در ادامه به آن خواهم پرداخت.

اولین موضوعی که در فیلم جلب نظر می‌کند عدد هفت است. هفت مسافری که سوار ون می‌شوند و در طول فیلم متوجه می‌شویم هر کدام از مسافران با مشکلی در زندگی خود رو به رو هستند که قاعدتا باید منجر به شکل‌گیری هفت شخصیت و هفت دیدگاه مختلف شود و شاید باید با هفت گناه کبیره روبه‌رو شویم. سوژه‌ای که پیش از این در فیلم «هفت» دیوید فینچر به زیبایی نشان داده شده است. آنگونه که در فیلم «علت مرگ: نامعلوم» می‌بینیم، نویسنده این هفت گناه را به اشکال مختلف در وجود شخصیت‌های داستانش ترسیم کرده و از آنجایی که علی زرنگار در نویسندگی تئاتر و سینما، کارگردانی، عکاسی و شاعری دستی بر آتش دارد از همه تجربیات خود در ساخت این فیلم بهره برده و اولین اثر سینمایی خود را با دکوپاژی جذاب و حساب شده در بستر درام اجتماعی، از فضای معمایی به شاعرانگی انتهای فیلم می‌رساند.

اولین کاراکتری که در بین مسافران قصه را به سمت معمایی بودن سوق می‌دهد کسی است که به علت نامعلومی در خودروی ون فوت شده است و اتفاقا داستان حول محور او آغاز می‌شود. تنها شخصیتی که به نظر با توجه به این که تنها یک جسد است اما داستان بر اساس کنش‌هایی که بخاطر او ایجاد می‌شود شکل می‌گیرد و پرداخت معما گونه آن از نقاط قوت شخصیت پردازی فیلم محسوب می‌شود. اگر چه پاسخی به معمای او که چرا مرده و یا آن همه پول از کجا آمده است؟! و… داده نمی‌شود. حتی بی تفاوتی اورژانس از این اطلاع رسانی نیز سئوال برانگیز است گویی تصور فیلمنامه‌نویس این بوده که اگر آمبولانس به محل حادثه بیاید دیگر قصه قابلیت خود برای ماجراهای بعدی را از دست می‌دهد. در صورتی که می‌توانست به قوت داستان کمک کند یا دست کم جای سکانس‌های اضافی فیلم را بگیرد. مثل سکانس زن و شوهری که کاملا به لحاظ کاراکتر با بقیه آدم‌های داستان متفاوت هستند و در نهایت از گروه نیز جدا می‌شوند و در سکانسی طولانی که حذف آن تاثیری بر روند داستان ندارد آنها را پشت یک ماشین نشان می‌دهد و دیالوگ‌های کشداری که به تماشاچی تحمیل می‌شود.

آنچه از شخصیت‌پردازی در فیلمنامه این اثر فهم می‌شود این زوج که کارکتر مرد آن سبقه سیاسی و قصد فرار از کشور را دارد با توجه به نیاز مالی چشمداشتی به پول پیدا شده ندارد و فیلمنامه‌نویس مدام بحث اخلاقی را از زاویه نگاه این شخصیت به طور مستمر گوشزد و او را همواره مبرا از خطا در بستر جامعه معرفی می‌کند. تکرار این دیالوگ که اگر پول‌ها را تحویل پلیس بدهیم به خانواده مرحوم نمی‌رسد بسیار تو ذوق می‌زند. از طرف دیگر شخصیت زندانی که به مرخصی آمده را پایبند اصول اخلاقی نشان می‌دهد و در مقابل مسافران دیگر که در طیف مردم عادی قرار می‌گیرند و با روزمرگی زندگی خود درگیر هستند، جز زن ناشنوا طماع و حریص نشان می‌دهد. شاید همین رویکرد پاشنه آشیل این فیلم است که آن را در این مدت سه سال مورد هدف شورای صدور پروانه نمایش قرار داده بود.

«علت مرگ: نامعلوم» به عنوان اولین تجربه زرنگار به عنوان یک فیلم جاده‌ای توانسته است با داستانی جذاب، تصاویر بدیع و دکوپاژی حساب شده و به مدد موسیقی، ریتمی مناسب و کشش لازم برای جذب تماشاچی را ایجاد کند و شخصیت‌های قصه را که معتقد بودند اگر پول به پلیس داده شود معلوم نیست به خانواده‌اش برسد در انتهای داستان و در ایستگاه مسافربری با نشان دادن خانواده مسافری که از دنیا رفته است همه مسافران را در شرایط امتحان قرار می‌دهد و با پایان باز و برداشتن دیوار چهارم، هوشمندانه تماشاچی را نیز به این آزمون دعوت می‌کند.

این فیلم را می‌توان بارها دید و خسته نشد و هر بار در وجود شخصیتهای آن شکلی از وجوه انسانی را کشف کرد. این برداشت حکایت از آن دارد که «علت مرگ: نامعلوم» زمان ندارد و در هر برهه‌ای اکران شود قابلیت ان را دارد تا مخاطب خود را پیدا کند.